زبان‌گرد نگارش و ویرایش

در حکایت و شکایت زبان فارسی!

۱۸ تیر ۱۳۹۶
قدر لغت‌های خوب بیگانه در زبان بومی

قدر لغت‌های «خوب» بیگانه در زبان «سالم» بومی

سلام بر همۀ فارسی‌زبان‌ها و فارسی‌دان‌های سراسر دنیا. صحبت از زبان فارسی است، زبانی که قدر ِ (۱) لغت‌های عربیِ فارسی شدۀ (۲) آن، مثل بسیار چیزهای مهمّ دیگر، برایِ … نمی‌گویم: اکثریتِ مردم ایران… بلکه می‌گویم: برای اکثریتِ باسوادان، تحصیلکردگان، دانشگاه دیدگان، فرهنگستانیان، نویسندگان، و مترجمان «پارسی‌گو» ناشناخته، بد شناخته، عوضی شناخته مانده است.

زبان انگلیسی در عصر ما غنی‌ترین زبان دنیاست و سزاوار صفت «بین‌المللی». خودِ انگلستان که زبان انگلیسی منسوب به آن است، و در اتّحاد با اسکاتلند و ویلز و ایرلند شمالی «بریتانیا» نامیده می‌شود، حدوداً فقط ۵۴ میلیون جمعیت دارد، و جمعیت کلّ انگلیسی زبان‌های جهان حدوداً ۵۵۰ میلیون نفر است، و زبان دوّم اکثریت ملّت‌های جهان هم انگلیسی است، به طوری که هر کس با دانستن زبان انگلیسی به هر کشوری از کشورهای جهان سفر کند، از حیث ارتباطِ زبانی با مردم آن، در نمی‌ماند.

ثروتی که این زبان را بین‌المللی کرده است، چند چیز است، که مهمّ‌ترین آنها یکی فراوانی نهادها و متن‌های آموزشی و پژوهشی ِ علمی است به این زبان؛ دوّم استعداد گرفتن لغت برای مفهوم‌های جدید از زبان‌های دیگر و خودی کردن این لغت‌های خارجی بدون تعصّب؛ و سوّم سادگی و آسانی آموختن انگلیسی در سطح ارتباط‌های اجتماعی و غیر تخصّصی (۳). گویندۀ هر زبان دیگری باشیم، می‌توانیم زبان بومی خود را از این سه لحاظ با زبان انگلیسی مقایسه بکنیم و با موقعیت جهانی آن آشنا تر بشویم.

از لحاظ ثروت لغتی، بر اساس طرحی که پژوهشگران «دانشگاه هاروارد» و «شبکۀ اطلاعات عمومی گوگل» در سال ۲۰۱۰ به انجام رساندند (۴)، مجموعۀ لغت‌های موجود و رایج زبان انگلیسی در حدود یک میلیون و ۲۲ هزار لغت برآورد شده است. در لغت‌نامۀ بیست جلدی «آکسفورد» در حدود ۶۰۰ هزار لغت به تعریف در آمده است، که بنا بر پژوهش اینترنتی در حدود ۱۷۲ هزار تای آنها کار بُرد روزمرّه دارد. فکر می‌کنید در اصل چند در صد از این لغت‌ها انگلیسی باشد؟

زبانی که امروز ما با نام زبان انگلیسی می‌شناسیم، با اصلش، یعنی «انگلیسی باستان» (۵)، که شاخه‌ای از گویش‌های مختلف قبیله‌های آلمانی بود و آن را قوم انگلوساسون در اواسط قرن پنجم میلادی با خودش به بریتانیا آورد، آن قدر تفاوت دارد، که خواندن و فهمیدن اندک متن‌های به جا مانده از آن دوره تحقیق و تخصّص دانشگاهی می‌خواهد و آنها را برای استفادۀ مردم به زبان امروز ترجمه کرده‌اند.

از نیمۀ دوّم قرن یازدهم میلادی، که «نورمن»های ساکن بخش نورماندیِ ِ (۶) فرانسه بر انگلستان تسّلط پیدا کردند، دورۀ تحوّل بنیادی زبان انگلیسی از حیث نظام دستوری و سادگی بیان و تلفّظ و املای کلمه‌ها آغاز شد و همراه با پیشرفت‌های اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی، و گرفتن و خودی کردن کلمه‌های بیگانه ادامه یافت و چهار قرن بعد توانست به جایی برسد که ادبیاتش با آثار کسانی مثل «ویلیام شکسپیر» شناخته شود.

یکی از مهمّ‌ترین مشخصّات زبان انگلیسی دارا و توانا کردن آن با لغت‌های بیگانه یا خارجی بوده است، به این نسبت‌ها: ۲۹ در صد از زبان «لاتین»، ۲۹ در صد از زبان «فرانسوی»، ۶ در صد از زبان «یونانی» ۶ در صد از «زبان‌های دیگر»، و ۴ در صد از «اسم‌های خاصّ». اینها در مجموع ۷۴ در صد از کلّ لغت‌هاست، و آنچه که از خود زبان آلمانی تبار انگلیسی می‌ماند، ۲۶ در صد است، که کلّ دارایی لغتی آن در ابتدای اسکان قوم انگلوساکسون در بریتانیا بود.

اگر، چنانکه بعضی از تماشاگران زبان در صحنۀ زندگی تصوّر می‌کنند، کاربُرد لغت‌های بیگانه در زبان ملّی «ننگ» به حساب بیاید، زبان انگلیسی با ۲۶ در صد لغت «خودی» در برابر ۷۴ درصد لغت «بیگانه»، باید «ننگین‌ترین» زبان دنیا باشد! کاش آنهایی که برای «تَبَرّک» و به شیوۀ «پارسینه سازی ِ» یک از چند هزار لغت، علمدار «عربی زدایی» می‌شوند (۷)، از خودِ «زبان عربی» سراغ لغت‌های در اصل «بیگانه»اش را می‌گرفتند.

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.
علیزاده طوسی
نامه‌هایی از لندن

۱- «قدر» یک کلمۀ عربی است. خود عرب‌ها آن را به معنی کمیت، مبلغ، ارزش، قیمت، درجه، مرتبه، مقام، و اهمیت به کار می‌برند. جملۀ « قدر لغت‌های عربیِ فارسی شده ناشناخته، بد شناخته، عوضی شناخته مانده است» را می‌توانیم با توجّه به معنی‌های «قدر» بخوانیم. به چند نمونه از کاربرد کلمۀ فارسی شدۀ «قدر» در شعر «سعدی شیرازی»، استاد سخن فارسی دری، نگاه می‌کنیم:

*- گر آن شب‌های با وحشت نمی‌بود / نمی‌‌دانست سعدی «قدر» این روز…
*- هر کس از او به «قدرِ» خود آرزویی همی ‌کنند / همّت ما نمی‌کند ز او بجز آرزوی او…
*- شِکرین حدیث سعدی بر او چه «قدر» دارد / که چون او هزار طوطی مگس است پیش قندش…
*- سال وصال با او یک روز بود گویی / و اکنون در انتظارش روزی به «قدر» سالی …
*- جلال و «قدر» منیعت کجا وُ وَهم کجا / من آن نی ام که در این موقفم زبان ماند…

۲- «لغت‌های عربی فارسی شده»: این عبارت را به انگلیسی این طور می‌گویند و می‌نویسند: «Persianized Arabic words»، یعنی که این لغت‌های در اصل عربی در زبان فارسی مقیم شده‌اند و به تبعیت زبان فارسی در آمده‌اند و برای گویندۀ فارسی زبان دیگر خارجی حساب نمی‌شوند، همان طور که مثلاً سید محمّد طباطبایی (۱۲۵۷- ۱۳۳۹ هجری قمری) معروف به سنگلجی، فقیه متولّد کربلا، ساکن تهران و از رهبران جنبش مشروطۀ ایران، «ایرانی» بود، نه دیگر از اعقاب عَبدِ مَناف بن قصی بن کلاب عرب. امّا سعدی، همان استاد سخن فارسی دری، گاهی، به ندرت، در تنگنای وزن و قافیه شاید، یا به دلیل هرچه شما بگویید، مثلاً به جای کلمۀ فارسی اصیل و آشنا برای همۀ «زمستان»، کلمۀ عربی فارسی نشدۀ عربی مانده را به خانۀ زبان خود می‌آوَرَد و او را «خودی» معرّفی می‌کند: «عمر گرانمایه در این صرف شد / تا چه خورم «صیف» و چه پوشم «شتا»! / ای شکم خیره به تایی بساز / تا نکنی پشت به خدمت دو تا!». کلمۀ «صیف» به معنی «تابستان» هم دلیل و بهانه‌ای نداشته است که بتواند سجلّ و گذرنامۀ فارسی بگیرد، امّا یکی از بستگانش که «صیفی» باشد، در روستای «فارسی زراعتی» اجازۀ اقامت گرفته است. شاهد از لغت‌نامه: «صیفی – [ ص َ / ص ِ ] (ص نسبی) منسوب به صیف. تابستانی؛ مقابل شتوی. || آنچه در تابستان کارند و به دست آید، چون : خیار، بادنجان ، هندوانه و خربزه.» فرّخی سیستانی که فارسی فصل‌های بهار، تابستان، پاییز (خزان) و زمستان را در ذهن و زبان داشت، وقتی که در قصیده‌ای با مطلع «تُرک من بر دل من کامروا گشت و رواست / از همه تُرکان چون تُرک من امروز کجاست»، می‌خواهد در حقّ ممدوح به تکلّف دعایی بکند، قافیه و وزن او را در گذار از تنگنا دست به دامن چهار فصل عربی می‌کند: «تا فلک‌ها را دورست و بروج است و نجوم / تا کواکب را سیراست و فروغ است و ضیاست / تا به سال اندر سه ماه بود فصل ربیع / نُه مه دیگر صیف است و خریف است و شتاست …» شاید در این میان یکسان بودن خط و الفبای عربی و فارسی بی تقصیر نباشد.

۳- جملۀ «English is “Easy to learn, difficult to master.» : «یاد گرفتن زبان انگلیسی آسان است، امّا استاد شدن در آن مشکل» زبانزد شده است.
۴- می‌توانید به مقالۀ « How many words are in the English language?»: «زبان انگلیسی دارای چند لغت است؟» در سایتی به نشانی زیر مراجعه کنید:
http://englishlive.ef.com/blog/many-words-english-language

۵- دوره‌های تحوّل و تکامل زبان انگلیسی، مثل زبان فارسی، سه دوره است: Old English، انگلیسی باستان (از اواسط قرن پنجم میلادی تا نیمۀ دوّم قرن یازدهم میلادی)؛ Middle English، انگلیسی میانه (از نیمۀ دوّم قرن یازدهم میلادی تا قرن پانزدهم میلادی؛ Modern English، انگلیسی جدید (از قرن پانزدهم میلادی به بعد تا امروز).

۶- نورمنها گروه‌هایی یاغی و دزد دریایی، از مردم دانمارک، ایسلند و نروژ بودند که شارل سوّم، پادشاه بخش غربی فرانسه، برای در امان نگه‌داشتن قلمرو خود از حملات آنها، با رهبرشان «رولو»ی وایکینگ پیمان مسالمت بست و بخشی از خاک فرانسه را برای اسکان دائم به آنها واگذار کرد و این بخش بعداً با انتساب به نام آنها «نورماندی» خوانده شد. نورمنها به تدریج زبان فرانسوی را جانشین زبان‌های بومی خود کردند، به آیین مسیحیت گرویدند و دیری نگذشت که در اروپا به یک قدرت بزرگ سیاسی و فرهنگی و نظامی تبدیل شدند و در قرن یازدهم میلادی انگلستان را اشغال کردند و بر آن تسلّط یافتند.

۷- در اینترنت می‌‎گشتم ببینم دربارۀ شمار لغت‌های عربی در زبان فارسی پژوهشی انجام گرفته است یا نه، که برخوردم به مقاله‌ای در سایتی با عنوان « برهم‌ کُنش زبان‌های فارسی و عربی». خواستم بفهمم ترکیب خیال انگیز «بَرهم کُنش» چه معنایی دارد. همان سایت در جوابم گفت: « بَرهَم‌کُنِش، اندرکُنِش، هم کُنِشی یا تعامل، عملی است که بین دو یا چند موجودیت، شیء، پدیده، یا فرایند – که اثر متقابل برهم دارند – رخ می‌دهد. هنگامی که دو یا چند چیز، به کنش و واکنش (فعل و انفعال) با هم می‌پردازند، گویند که آنها با یکدیگر برهمکنش (یا تعامل) دارند. برهم ‌کنش در اجسام می‌تواند حالت آنها را تغییر داده یا بر نحوهٔ انجام تحوّل اجسام تأثیر بگذارد. همچنین در پدیده‌ها برهم‌کنش موجب به‌وجود آمدن پارامترهای اضافی می‌شود که باید در محاسبات منظور شوند.» همۀ این تلاش «عربی زدایی» تبرّکی و شعاری در این پارسینه سازی برای این بوده است که ننگ «تأثیر متقابل» را از دامن پاک زبان پارسی بزدایند و آن را «پاکینه» و «کُنشناشده» کنند! توضیح آنها را چند بار بخوانید و راز بزرگ مشکل فرهنگی ما را کشف کنید.

این مطالب را هم خوانده‌اید؟

۱ نظر

  • پاسخ نیما ۲۱ تیر ۱۳۹۶

    جالب بود

  • Leave a Reply to نیما لغو نظردهی

    thirteen + 18 =

    Back to Top