زبان‌شناسی زبان‌گرد

نیشگون یا نشگون‌های ایرانی!

۴ شهریور ۱۳۹۶
نیشگون یا نشگون به صد گویش ایرانی

داستان از این‌جا شروع شد که یکی دو روز پیش کسی در توئیتر نوشت: «با دختردایی کرمونی دعوا کردم و نیشگونش گرفتم. رفت به مامانش گفت: من رو مالون گرفته. داد می‌زدم دروغگو، من فقط پنجِرو گرفتم.» پس از‌ آن، دیگران هم شروع کردند به نوشتن از این‌که در زبان یا گویش محلی خود به نیشگون چه می‌گویند. شماری از آن‌ها را فهرست کرده‌ام بدون نام نویسنده، که هم لذت‌بخش است هم بسی شگفت.

پیش از این‌که با این اسامیِ اغلب بامزه آشنا شوید، صورت‌های لغت‌نامه‌ای ثبت‌شده‌ی نیشگون را، به نقل از دهخدا، بخوانید: نشکنج، نشگنج، نشگون، نشکون، وشگون، ویشگون، قرص (عربی)، قرض، نخجل، چمدک (ترکی)، نیلک.

که از این‌ها، گویا نشکنج کهن‌ترین یا شاید هم ادیبانه‌ترین صورتِ نیشگون باشد:
به بر چون گرفتش یل نامدار
به نشکنج اندام او شد فکار
فردوسی

آن صنم را ز گاز و ز نشکنج
تن بنفشه شد و دو لب نارنج
عنصری

و زیباتر این‌که، زمانی مصدر ساده (بسیط) هم داشته و احتمالاً به کار می‌رفته است: نشکنجیدن (شکنج گرفتن یا نیشگون گرفتن)

و اما نیشگون به ده‌ها گویش ایرانی، به‌روایت توئیتر فارسی:

ـ با دختردایی کرمونی دعوا کردم و نیشگونش گرفتم. رفت به مامانش گفت: من رو مالون گرفته. داد می‌زدم دروغگو، من فقط پنجِرو گرفتم.

ـ تو کرمون مى‌گن «مالون کندن». پنجرو از بند اول انگشته، مالون از بند آخر.

ـ تو کرمون، آن‌که جایش درد می‌گیرد مالون نام دارد و آن‌که جایش می‌سوزد پِرِنجِکو.

ـ ما شاهرودی‌ها می‌گیم چومبولوک.

ـ ما مهدی‌شهری‌ها می‌گیم دُرمَک.

ـ ما بندریا می‌گیم پنجوروک.

ـ ما بندریا می‌گیم پِنْجُلوک.

ـ ما بوشهریا می‌گیم کُنجیر.

ـ ما طالقانیا می‌گیم میچیل.

ـ ما گرگانیا می‌گیم چَمبُلوک.
یه گرگانی هم یک کتاب به زبون محلی نوشته که اسمش همینه: چَمبُلوک.

ـ شمال خراسان می‌گن چمبلی (chomboli).

ـ ما مشهدیا می‌گیم ناخن‌جِلّه.

ـ نخچُرُک و ناخون‌جِلّه رو هم به لیست اضافه کن.

ـ ما سبزواریا می‌گیم خُنچیلیک.

ـ خون‌چیلیک هم می‌شه، که ریشه‌ی معنایی کلمه توش مشخصه.

ـ قوچان به نیشگون می‌گن چُمبُلیک.
بعضى آذرى‌هام می‌گن چیمّیلیک.
تاشکند روسى می‌گن اُژالیک.

ـ ما جنوب خراسانیا می‌گیم پوستیک.

ـ ما تربتی‌ها می‌گیم خِنجولوک.

ـ تربت‌جامی‌ها بهش می‌گن چوچلنگ.

ـ ما فدشکیا [خراسان‌جنوبی] می‌گیم لولَک.

ـ ترکی می‌گیم گْرْتماخ.

ـ ما ترک‌ها می‌گیم چیمدیک.

ـ تبریزی‌ها می‌گن گیتما یا بورما. زنجانی‌ها می‌گن چیمجیک.

ـ لیلیک می‌گن توی بیرجند.

ـ بختیاری: تیتَن

ـ ما بختیاری‌ها می‌گیم تیتِن.

ـ دزفولی‌ها می‌گن نیتَر.

ـ بهبهانی‌ها می‌گن تیتِنَک.

ـ ما لرا می‌گیم قُرِنجَه.

ـ ما لرهای بویراحمدی: کُنْجُر

ـ لرای کهگیلویه می‌گن کُنجار.

ـ ما هم در سوق (زادگاه حسین پناهی) می‌گفتیم نَکُرتَه.

ـ لرای اراک چَنگولَه.

ـ بار سومه می‌نویسم، دفعه‌های قبل غلط بود. کردی: نُقُچْک.

ـ کردا هم می‌گن قُرینجِگ.

ـ ما کوردها میگیم نقورینج.

ـ کرمانشاهیا می‌گن قولِنجِک.

ـ همدان: چِنگول

ـ تو همدان می‌گن قِرتاندن. «فلانی بچه‌شه قِرتاند.»

ـ ما مازندرانی‌ها می‌گیم پِنّیک.

ـ بخشی از مازندران: ویشگیلی

ـ جاهای مختلف مازندران احتمالاً فرق می‌کنه. آمل و شاید اطرافش، به نیشگون پِنّیک می‌گن.

ـ پنیک رو از کردهای مهاجر چهارقلعه شنیدم. بقیه‌ی مازندران عموماً پِچیلیک یا پِچِلیک شنیدم.

ـ بابل و بابلسر هم می‌گن پِنّیک.

ـ ما تات‌ها می‌گیم ویشگن.

ـ گیلکا می‌گن چولویس یا چولمیس.

ـ چونگولیس هم می‌گن گیلک‌ها.

ـ ما به گیلکى می‌گیم میشگیلى.

ـ گیلکا چولمیز و چونگولوس رو می‌دونم که می‌گن. احتمالاً کلمات بیشتر هم هست.

ـ ما گیلکا می‌گیم ویلیسکین.

ـ لاهیجانیا بهش می‌گن پیلیسکین.

ـ ما به تالشی می‌گیم پیسکین.

ـ ما شیرازیا می‌گیم پِنجیر.

ـ ما گراشی‌ها (جنوب فارس) می‌گیم لِجِنَکْ.

ـ ما بهش می‌گیم لِجِنٓک (زبان لارستانی گویش اوزی).

ـ ما محلاتی‌ها می‌گیم پیلیچ.

ـ شوشتریا می‌گن انبر.

ـ ما عرب‌ها می‌گیم گَرسَه (در گویش محلی و در عربی فصیح، قرصه).

ـ ما بشاگردی‌ها می‌گیم پِنچِلیک.

ـ ما یزدیا می‌گیم پیکُک.

ـ یزدیا می‌گن پیک. اگه ریز بگیرن، می‌شه پیکک (با ضمه‌ی ک اول).

ـ ما اصفهانیا می‌گیم پوسه‌کوری.

ـ ما نایینی‌ها می‌گیم نیرو.

ـ کاشونیا می‌گن مشگول.

ـ توی آران و بیدگل بهش می‌گیم وِشگین.

ـ ساکنای قدیم تهران بهش می‌گن پین دق (مال شمیرانات و اینا).

ـ تو زبان هورامی [کردهای گورانی] بهش می‌گن ناقوونْچ.

ـ کیلانی‌ها (اطراف دماوند) می‌گن ووشکَک.

ـ کردی کرمانجی می‌گن چِمِلدی.

ـ ما می‌گیم زامبولی. [ننوشته بود کجا.]

ـ چهارم دبستان بودم. دستم رو بالا بردم گفتم خانوم فلانی ما رو چنگولو می‌گیره. نزدیک بود از تهران اخراج‌مون کنن.

شما هم اگر از اسم دیگری برای نیشگون استفاده می‌کنید، با تلفظ دقیق و محل یا زبان‌ و گویش خود بنویسید تا این فهرست کامل شود.

در حاشیه:
در این باره با هومن عباسپور که گپ می‌زدیم، به این نتیجه رسیدیم که احتمالاً چون این مفهوم در زبان گفتار بوده و نوشته نمی‌شده، رسمی و استاندارد نشده. برای همین است که این‌قدر تعبیر برایش داریم. مثلاً دقت کنید که شماری از این‌ها ریشه در کلمه‌ی کالنجار به معنای خرچنگ دارد.  نکته‌ی دیگر این‌که بعضی‌ از آن‌ها انگار حاصل صدای کسی است که دردش گرفته، نه اسم عملِ نیشگون‌گرفتن. یک جور اسم صوت. و حتا برخی از آن‌ها به نظر می‌رسد که نمایش عمل نیشگون گرفتن با کمک بیان باشد! و آخر این‌که، به قول یکی از دوستان، ‏برای کلمه‌ی نیشگون در نقاط مختلف ایران این همه واژه‌ی مختلف هست. بعد عده‌ای حکم کلی می‌دهند که «مردم ایران» فلان و بهمان فکر می‌کنند.
رضا شکراللهی

این مطالب را هم خوانده‌اید؟

۲۶ نظر

  • پاسخ آسیه رحمانی ۴ شهریور ۱۳۹۶

    سلام خسته نباشید در منطقه ی خور وبیابانک از استان اصفهان روستایی هست به نام چاه ملک که زادگاه من هست مردم آنجا به نیشگون درنجو می گن

  • پاسخ مریم ۴ شهریور ۱۳۹۶

    بروجردی‌ها هم چَنگول می‌گویند.

  • پاسخ محسن ۴ شهریور ۱۳۹۶

    ما تاتهای شاهرود (از توابع شهرستان خلخال، استان اردبیل) می‌گیم چَمبور

  • پاسخ کیانوش گندمی ۴ شهریور ۱۳۹۶

    سلام. مطالعه کردم و دیدم از خراسان جنوبی دو سه نفری نظر دادنند. ما توی بیرجند وقتی با انگشت پوست طرف را میپیچانیم میگوییم ویشگون و وقتی با نوک ناخن فشار میدهیم (که بیشتر سوزش دارد تا درد) میگوییم پستیک. وقتی هم که این پستیک خیلی از ته دل و سوزناک باشد میگوییم پستیک مادر اندری(یعنی نامادری اینطور نیشگون میکند)

  • پاسخ آرزو ۴ شهریور ۱۳۹۶

    در خراسان جنوبی پسنگ ورکندن (peseng) هم استفاده میشود.

  • پاسخ الیاس ۴ شهریور ۱۳۹۶

    سلام
    ما بلوچ‌ها می‌گیم: چونْدِکْ

  • پاسخ Roxshan ۴ شهریور ۱۳۹۶

    ما شهرستانکی‌ها می‌گیم پندیک.

  • پاسخ آسا ۴ شهریور ۱۳۹۶

    در کاشمر هم اصطلاح خنجلیک گرفتن استفاده میشه.البته این معادل نیشگون هست.ولی من جایی شنیدم که اگر با نوک انگشت و با ناخن گرفته بشه اصطلاح خنجلیک مورچگی هم به کار برده میشه.

  • پاسخ ابوالفضل ۴ شهریور ۱۳۹۶

    روستای دروار از توابع دامغان بهش میگیم پیچیلو

  • پاسخ علی اصغر ۴ شهریور ۱۳۹۶

    ما درشهرستان انار،میگیم،پیکو

  • پاسخ مهران ۴ شهریور ۱۳۹۶

    در استان خراسان رضوی شهر گناباد، شهر عمیقترین قنات دنیا، واژه نِخچلک استفاده میشود.

  • پاسخ اکبریان ۴ شهریور ۱۳۹۶

    بمی ها میگن مالوک

  • پاسخ نگار پزشک ۴ شهریور ۱۳۹۶

    به وشگون و نیشگان، در گویش گالشی رامسری میگن: میشگیلی
    نیشگان گرفتن رو میگن: میشگیلی دُکُردن
    مَرِ میشگیلی دُکُرد
    نیشگونم گرفت

  • پاسخ محدثه ۵ شهریور ۱۳۹۶

    ما جهرمی‌ها می‌گیم پِنجِلٙک
    Penjelak

  • پاسخ دانا ۵ شهریور ۱۳۹۶

    گنابادیا میگن نِخچِلِک

  • پاسخ خ اریان ۵ شهریور ۱۳۹۶

    ما بلوچستانی ها می گویمش ” چوندوک”

  • پاسخ سميرا ۵ شهریور ۱۳۹۶

    درسته درفولیها میگن نیتر

  • پاسخ اح ۷ شهریور ۱۳۹۶

    سلام .فکر کنم لینک اول سمت چپ رو اشتباه زدید. با احترام

    • پاسخ خوابگرد ۱۲ شهریور ۱۳۹۶

      ممنون از تذکر شما و امان از حواس‌پرتی من!

  • پاسخ MJN ۷ شهریور ۱۳۹۶

    نطنزی ها میگن “وینگیز” :)

  • پاسخ کامران ۷ شهریور ۱۳۹۶

    ما نیشابوری ها هم به نیشگون میگیم خنجلیک .با سکون حرف خ

  • پاسخ ابوالفضل ۹ شهریور ۱۳۹۶

    ما دلیجانیها می گیم پیلیچه که شبیه پیلیچ همسایه های محلاتیمونه.

  • پاسخ بامیک ۱۲ شهریور ۱۳۹۶

    ازاره ها_هزاره،ساکن مناطق مرکزی و شمال افغانستان بهش میگیم چونجی

  • پاسخ میم ۱۲ شهریور ۱۳۹۶

    خوانساری‌ها می‌گند چنگل به ضم چ و گاف و سکون نون و لام.

  • پاسخ فردوس ۱۵ شهریور ۱۳۹۶

    در فردوس هم خنجلک khonjelek میگویند

  • پاسخ رسول ۱۵ شهریور ۱۳۹۶

    • در روستای قدیم رهنان که حالا شهر کوچکی از مناطق اصفهان است وقتی با انگشت پوست طرف را میپیچانیم میگوییم نشکون و وقتی با نوک ناخن فشار میدهیم (که بیشتر سوزش دارد تا درد) میگوییم نشکون کوری.

  • Leave a Reply to دانا لغو نظردهی

    four × one =

    Back to Top