۲۴ شهريور ۱۳۸۴
رعایت آیین نگارشی مثل سواد اول دبستان است
پرت و پلاهای من در برابر نظرهای عالمانهی دو نویسنده
ایسنا: خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران در گفتوگوهایی با رضا شکراللهی، حسن محمودی و ناتاشا امیری، ارزیابی آنها را از شیوهی آیین نگارشی در وبلاگها جویا شده است.
رضا شکراللهی با تفکیک قایل شدن بین زبان فارسی و نگارش در وبلاگستان گفت: زبان، بحثی کلیتر، عامتر و مهمتر و نگارش، بخشی از زبان است. اجماعی که وجود دارد، این است که وبلاگستان به خاطر این که توانسته مرزهای بین زبان محاوره و معیار را بردارد، زبانشناسان را به تکاپو انداخته و زبان فارسی به خاطر حضور وبلاگستان از حالت مردگی خارج شده است و جان تازهای میتواند گرفته باشد.
او با بیان این که وبلاگستان، نوشتن را از انحصار روزنامهنگاران، داستاننویسان و اندیشمندان خارج کرده است، افزود: به این وسیله هر کسی به سادگی میتواند وبلاگی داشته باشد و بنویسد که در این بین، علاوه بر زندگی دوبارهی زبان، با شلختگیها، بیمعیاریها و هرزنگاریها هم مواجهایم که این به نظرم به ضرر زبان ما نیست؛ اینها بخشی از توفانی است که میتواند اتفاق بیفتد و در نهایت چیزی که درست است، به جا میماند.
شکراللهی در ادامه با اشاره به اهمیت بحث آیین نگارش در وبلاگستان گفت: ... درست است آزادیم در وبلاگستان هر چیزی را هر جوری که میخواهیم بنویسیم، اما فراموش نکنیم همانطور که نوشتن روی کاغذ آیینی دارد، نوشتن روی وب هم آیین خاص خود را دارد؛ بعضی این بحث درستنویسی را با انشا اشتباه گرفتند و خیلی از واکنشهای منفی هم [نسبت به غلطنامههای خوابگرد] به همین دلیل بود.
او افزود: همانطور که نوشتن «است» با صاد مسخره است، در وب هم اصول اولیهی نگارشی مثل نقطهگذاری وجود دارد که با نوشتن روی کاغذ فرق میکند و باید رعایت شود. کسانی که جدیترند، این موارد را رعایت میکنند و من کسانی را که این آییننگارشی را رعایت نکنند، به شلختگی متهم میکنم؛ این موضوع مثل سواد اول دبستان است.
شکراللهی تاکید کرد: درست است که هر کس در وبلاگستان میتواند هر طور که دلش میخواهد بنویسد، اما این به نوع نگارش مربوط میشود که بعضی با زیان معیار، محاوره یا شکسته مینویسند، ولی غلط نوشتن مساله دیگری است و هر کس میگوید دوست دارد در وبلاگش غلط بنویسد باید به او خندید.
او در عین حال تاکید کرد: روی واژهها هم باید دقت کرد؛ چنان که منظور از آیین نگارش، انشا نیست، یا [این که] زبان با نثر فرق دارد.
اما حسن محمودی گذاشتن قاعده و قانون را برای شیوهی نگارش در وبلاگنویسی، کاری نامعقول دانست و گفت: وبلاگ، دفترچهی یادداشت روزانهای است که منتشر میشود و دیگران هم آن را میبینند. این یادداشتها در فضای مجازی ضوابطی را دارد که آن را از ذات خودش میگیرد؛ نه از چیزهایی از پیش تعیین شده و این ضابطه این است که هر کس هر جور دوست داشت، بنویسد و منتشر کند؛ همانطور که قبل از این هم برای دفترچهی یادداشت قاعدهای نداشتیم.
او افزود: دستورالعمل گذاشتن برای وبلاگنویسی همان بلایی را سر ما میآورد که کتابهایی مثل «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی سر داستاننویسی ما آوردند؛ کتابها و هدایتها و نظارتهایی از این دست باعث شد گفتار و لحن مردم وارد داستاننویسی ما نشود.
بلاگر «آدم و حوا» متذکر شد: قواعد و قوانین وبلاگنویسی در وهلهی اول از بیضابطهگیاش نشات میگیرد. کسانی که داستان نویس یا روزنامه نگارند و در کنار آن به وبلاگنویسی مشغولند، برای این به این کار میپردازند که از همهی ضوابط و قوانینی که بوده، خارج شوند و برخی اصلن برای فرار از این مساله به وبلاگنویسی رو میآورند.
او همچنین متذکر شد: یکی از مزیتهای وبلاگنویسی که در سالهای اول همه از آن حرف میزدند، وارد کردن لحن زنانه دردنیای مجازی بود که در فیلم و ادبیات رسمی ما غایب بود و این به داستاننویسان و پژوهشگران کمک میکند. اما کمکم بعضی ها قواعدی مشخص کردند و اصلا نمیدانم چطور به خود اجازه میدهند برای چیزی که در وهلهی اول متکی به فرد، خواست او و تراوشات دنیای فردی اوست، قاعده و ضابطه بگذارند.
این داستاننویس و روزنامهگار شیوههای مختلف نگارشی را در وبلاگها، اتفاقن خیلی مثبت دانست و گفت: آنها که نگران این موضوع هستند، مثل استادان ادبیات قدیمند که در برابر جریانهای نوگرایی مثل محمدعلی جمالزاده و صادق هدایت ایستادند و حالا آنها به تاریخ پیوستهاند و جمالزاده و هدایت ماندهاند.
محمودی دربارهی رعایت مسائل نوشتاری، از جمله املای صحیح کلمات توسط بلاگرها، گفت: مثلا اگر فرد کم سوادی در خاطراتش کلمهای را اشتباه بنویسد، وقتی نوشتهاش ارزش پیدا کند و بخواهند آن را منتشر کنند، آن کلمه را تصحیح میکنند و راهکاری هست. در وبلاگنویسی هم اگر کسی از روی بیسوادی کلمهای را نادرست بنویسد، فکر نمیکنم در زبان فارسی تاثیری بگذارد، گاهی هم کسی عمدا میخواهد ساختار را عوض کند، و به شیوه و رسمالخط دیگری معتقد است که باز اگر موفق باشد جریانسازی خاص خود را میکند.
محمودی با تاکید بر اینکه این مسائل به زبان فارسی خدشهای وارد نمیکنند، یادآور شد: اتفاقن وبلاگنویسی کمک کرده است تا زبان نوشتاری ما به آن چیزی که باید، نزدیکتر شود. در این دهه، زبان پویا و جاندار را کمتر در داستاننویسیمان دیدهایم و قواعد و محدودیتها خیلی ملکهی ذهن نویسندهها بوده که اگر جسارتی در کار نویسندگان وبلاگنویس میبینیم، کمتر در داستانهایمان وجود دارد و درمجموع، مزیتهای زبان وبلاگنویسی خیلی بیشتر از ضررهای آن است.
ناتاشا امیری نیز با بیان اینکه وبلاگنویسی شرایط خاص خود را دارد، گفت: از کسی که نویسنده است و وبلاگنویسی میکند، این انتظار وجود دارد که شسته و رفته و بیغلط بنویسد؛ ولی این انتظار از کسی که نویسنده نیست، بیجاست.
این داستاننویس افزود: مثلا کسی که کارمند است و رشتهاش هم ریاضی بوده، اصلا به آیین نگارش توجه نمیکند و حتا با غلط املایی مینویسد که این به نظرم خیلی قشنگ است.
این بلاگر با باین اینکه قواعد وبلاگ، ساختهی ذهن خود و بلاگنویسان است، گفت: بیشتر مردم صحبتهایشان پر از اشتباه است؛ نوشتن هم که دیگر بدتر است و به نظرم، اینکه یک آدم عادی تقصیر را با سین بنویسد جالب است.
[۰۱:۱۸] اگر حوصله دارید، شما هم نظرتان را بنویسید. (۲۵)
سام
عجيبه که با شما مصاحبه کردن. ایسنا تا حالا با کسی که وبلاگنویسه مصاحبه نکرده و از طرف دیگه یه دیدگاه بد نسبت به وبلاگها داره...
۱۳۸۴/۰۶/۲۴ | ۰۲:۳۹
عصبانی
در جواب نظر بالا:
اتفاقا ايسنا در مصاحبه با وبلاگنويسان بسيار پر سابقه است و يد طولايی داره! با کمی جستجو و پیگيری مصاحبههای زيادی که ایسنا با وبلاگنويسان کرده را در سايت آن خواهيد يافت. در حقيقت میشود گفت ايسنا در بين خبرگزاریهای ايران بيشترين حجم مصاحبه با وبلاگنويسان را دارد و ساير خبرگزاریها در اين زمينه به هيچ وجه قابل مقايسه با ایسنا نيستند.
ايسنا اصلا یک بخش مستقل مخصوص وبلاگ هم داره. اگه يک بار به سايتش سر زده بوديد چنين نظر پرتی افاضه نمیکرديد دوست عزيز. آخه چرا درباره چيزی که کمترين اطلاعی نداريد اظهار نظر میکنيد؟
۱۳۸۴/۰۶/۲۴ | ۰۳:۵۱
شهروز gold_unicorn4u@yahoo.com
سلام. البته جدا از بحث ايسنا٬ چه خوب بود که همهء بلاگرها در مقابل زبان ملی خود احساس مسئوليت می کردند...!
۱۳۸۴/۰۶/۲۴ | ۰۵:۲۲
سرزمین رویایی info@dreamlandblog.com
به نظرم کامل صحبت کردی
۱۳۸۴/۰۶/۲۴ | ۱۸:۵۴
شهلا shahlajoon2003@yahoo.de
درود بر خوابگرد، هم میهن نیکم
نازنین تمام نوشتارت را قبول دارم، ولی آیا اگر کسی مانند من: معنی را مئنی یا طراوت را تراوت یا خیلی از واژه های فارسی(پارسی) را بدین گونه ینویسد از بی سوادیش میبینی؟
من این کار را با آگاهی گرفتن از استاد زبان پارسی انجام می دهم و گاه برخی از خواننده هایم پرسیدند یا گوش زد کردند که شهلا این واژه را اشتباه نوشتی و ...
از اینکه در این راه گام نهادی بسیار خرسندم.
تا درودی دگر بدرود.
(لینکت را در ۲۱مهر وارد کردم)
۱۳۸۴/۰۶/۲۴ | ۱۹:۲۱
مهدی
از جناب شکراللهی ممنون که بقیه را به درست نویسی تشویق میکنند. یکیش خود من! پیش از این شکسته مینوشتم.
اما با سرکار خانم اميری خيلی مخالفم. ايشان میبايست بدانند کسی که ریاضی خوانده حتمن ۱۵سال هم فارسی را جزو کتابهایش داشته و اگر غلط بنویسد باید بیشتر به او خندید تا یک فرد عامی. کسی که مینويسد «راجب فلان موزوع» ( این را از وبلاگ یک مهندس صنایع دانشگاه تهران کش رفتهام!)حتمن باید بش تذکر داد. من(با همهی بی سوادیم) اينجور غلطها را که میبينم میخواهم کلهي خودم را گاز بگيرم. ایشان را نمیدانم!
۱۳۸۴/۰۶/۲۴ | ۱۹:۳۶
anti
ایمگسعرصهیسیمرغنهجولنگهتوست/ رنجخودمیبریوهمتمامیداري
۱۳۸۴/۰۶/۲۴ | ۲۲:۳۵
زمينی zamini_1@hotmail.com
اگر بگم هر سه حق داريد، چاپلوسم!؟
خوب راستش من با جريان مقاله اومدم پايين و هر کدام از شما نگاه درستی داريد اين که شما می گوييد بايد درست نوشته بشه خوب بله. و اين که می گويند فضای شخصی است آن هم درست است اما يک چيزی، ياداشتهای روزانه را فقط خود فرد میخواند و درست يا نادرست نوشتن آن مهم نيست اما در دنيای وبلاگستان با مخاطب روبهرو هستيم و بنابراين بهتر است که به نوشتارخودمان توجه کنيم و تلاش کنيم کمتر غلط بنويسيم. با اين نظر که غلط نوشتنها خدشهای به زبان وارد نمیکند تا حدودی موافقم.
۱۳۸۴/۰۶/۲۴ | ۲۲:۴۵
مسعود برجيان borjian@gmail.com
جناب شكراللهی
نخست آنكه گفتهاید: «در این بین، علاوه بر زندگی دوبارهی زبان، با شلختگیها، بیمعیاریها و هرزنگاریها هم مواجهایم که این به نظرم به ضرر زبان ما نیست؛ اینها بخشی از توفانی است که میتواند اتفاق بیفتد و در نهایت چیزی که درست است، به جا میماند.» من در درستی نتیجهای كه از فرض خود گرفتهاید بجد تردید دارم. زبان هم درست مانند بیماری كه عاقبت سلامتی خود را بازخواهد یافت، درنهایت از این مرحله گذر خواهد كرد اما هیچ تضمینی در میان نیست كه اثرات آسیب همچنان بخشهایی از پیكرهی بیمار زبان فارسی را آزار ندهد. من در عین حال كه از انحصار خارج شدن نوشتن را بسیار مثبت ارزیابی میكنم اما نسبت به همین شلختگیها، بیمبالاتیها و هرزنگاریها نگرانم. از اتفاق برخلاف شما چندان به فرجام این روند هم خوشبین نیستم زیرا دلیل منطقی و برهان قاطعی برای این خوشبینی وجود ندارد.
دوم آنكه نتیجهای كه جناب حسن محمودی گرفتهاند چندان صحیح نیست. اینكه جاندار شدن و پویا شدن زبان را بهانهای برای چشمپوشی از بیسوادی یا كمسوادی عدهای كنیم نمیتواند چندان منطقی باشد. قاعدهمندی، نیاز هر فعالیت منسجم و پویاییست. تازه، رعایت قاعده در وبلاگستان كاملاً اختیاری و انتخابیست. بنابراین تحمیلی در كار نیست كه عدهای آن را محدودیتی برای خود قلمداد كنند. حال چه این قواعد «غلط ننویسم» خوابگرد باشد چه «اخلاق وبنگاری» بنده. قیاس هدایت و جمالزاده با شلختهنویسان هم واقعاً جای تأسف دارد. جریان نوگرایی چه ربطی به بیمبالاتی نسبت به املای كلمات و شیوهی نگارش زبان فارسی دارد؟ این چه مقایسهایست كه تنها به بهانهی آزادی عمل وبنگار در انتخاب نوع نگارش كلمات، اعتراض به این "شیوه" را محكوم كنیم و با چماق "نوگرایان باقی میمانند و معترضان از یاد میروند" به توجیه كار آنها برخیزیم؟ شلختگی و هرزنگاری و فرار از رعایت املای صحیح كلمات، نوگرایی است؟ در ضمن همین كه غلطنویسی را بیتأثیر بر زبان فارسی بدانیم یك نتیجه قطعی دارد؛ اینكه اصولاً وبلاگنویسی فارسی تأثیری بر زبان فارسی ندارد! مگر آنكه در كنار این معیار، مؤلفهی میزان خواننده و بازدید یك وبلاگ و دامنهی تأثیر و نفوذ آن را هم دخالت دهیم كه ایشان در سخنان خود چنین نكردهاند.
سوم خانم ناتاشا امیری گفتهاند نباید از كسانی كه نویسنده نیستند انتظار داشت. ایشان بهظاهر فراموش كردهاند فرقی میان یك رانندهی تازهكار و پرسابقه در رعایت قوانین نیست. همین كه فردی قلم در دست گرفت ناچار است كه به ملزومات و قواعد نوشتن نیز تن دهد. اینكه برخی از روی ناآگاهی یا شورش و طغیان از این كار تن میزنند نه تنها زیبا نیست كه بسیار زننده و زشت است. مگر رعایت نكردن قوانین رانندگی و دهنكجی به آنها (به هر دلیل كه باشد) چهرهی خیابانها را زیبا میكند؟ خدمت ایشان هم عرض میكنم در قضاوت و سخن جانب احتیاط را نگاه دارند. بنده مهندس مكانیك هستم و دغدغههای اصلیام نیز فكری-سیاسی-اجتماعی-فرهنگی است اما همهی اینها سبب نمیشود نسبت به زبان فارسی و شیوهی درستنویسی بیتوجه باشم و از درستنویسی شانه خالی كنم. ایشان چگونه و با چه نشانههایی نتیجه گرفتهاند كارمند ریاضیخوانده به قوانین نگارش بیتوجه است؟ بنده كه سالهای سال است با ریاضی و فیزیك دمخورم و به سیاست و اندیشه میپردازم هرگز نه چنین سخنان بیپایهای دیده و نه شنیده بودم. بد نبود خبرگزاری ایسنا، وبنگاران و نویسندگان آگاهتر و منصفی را برای این گفتگو دعوت میكرد.
۱۳۸۴/۰۶/۲۴ | ۲۳:۱۶
سام
دوست عصابی می توانند برای آشنایی بیشتر با ایسنا و وبلاگ ها به آدرس زیر مراجعه کنند:
http://ziaiy.persianblog.com/1384_6_ziaiy_archive.html#4074849
۱۳۸۴/۰۶/۲۵ | ۰۱:۵۱
علی arsohrabi@gmail.com
اينکه بايد نسبت به زبان مادری احساس مسئوليت کرد ...شعر ترين نظری بود که در مورد زبان وبلاگها ديدم!شايد يکی اصلا وبلاگ می نويسه برای اينکه با همين .....شعرهای ملی مبارزه کنه اونوقت تو چی میگی؟ به نظر حقير اين بحثهارو کسايي راه ميندازن و کسايی دامن ميزنن که علاوه بر احساس خود بزرگ بينی و تعيين تکليف کنندگی دچار نوعی ذهنيت قومی هستند که ميخوان با اساسنامه درست کردن و امضا گرفتن قبيله از دست رفتشون رو باز توليد کنن و يه عده رو دنبال خودشون راه بندازن، حالا چه تو بازار یا ادبیات یا سینما یا وبلاگ........
تو رو خدا آقا رضا يکبار ديگه کامنت شهلا ؛الهه مهر رو بخون!
۱۳۸۴/۰۶/۲۵ | ۱۶:۱۳
نگاه blanche1360@yahoo.fr
سلام. به نظر من هر کسی در حد خودش بايد در درست نويسی فارسی تلاش کنه. درسته که وبلاگها به نوعی يادداشتهای شخصی هستند اما اينها فقط برای خود شخص که نوشته نشده اند (که اگر این طور بود در همان دفترشون مینوشتند). الان اون قدر در اين دنيای مجازی بعضی از اشکالات تکرار ميشه که ميتونه به خود زبان لطمه بزنه. مثلا من به شخصه به تعداد انگشت شماری سايت و وبلاگ برخوردم که سپاسگزارم را به طرز صحيح نوشته باشند در حالی که این کلمه مربوط به درس آخر کتاب اول دبستان است. به نظرم اینکه یک مهندس کتاب فارسی اول دبستانش را فراموش کنه خیلی شیرین نیست! تا حالا آن قدر به کلماتی مثل «سپاسگذارم» و «حاظر» برخورد داشتم که گاهی خودم شک کردم که آيا من درست مينويسم؟! اینکه به دلیل عجله در تایپ و عدم دقت کسی غلط بنویسه یا کسی عامیانه بنویسه با اینکه اجازه بدهیم کلمات غلط نوشته بشوند چون دفتر شخصی افراده به نظر من با هم فرق داره. غلطهای املایی را باید تذکر داد تا حتی اگر به دلیل بی دقتی هم بوده بر طرف بشه. من خودم همیشه از این گونه تذکرات لذت برده ام.
۱۳۸۴/۰۶/۲۵ | ۲۲:۵۱
نيشخند سقراط
«...ولی غلط نوشتن مساله دیگری است و هر کس میگوید دوست دارد در وبلاگش غلط بنویسد باید به او خندید. »
من همیشه بهت می خندم . برای نوشتن مردم هم نمی توانی مانند خندیدنشان باید ونباید بگذاری .
......................
بچه غول عزیز ! آخرين پستم درباره درست نويسی توست. بخوانی بد نيست .
۱۳۸۴/۰۶/۲۵ | ۲۳:۵۹
رامين raminmutab@yahoo.com
مشکل نوشتن فارسی هنوز حل نشده يک مشکل ديگه هم به خاطر استفاده از تکنولوژی اضافه شد:
نوشتن پينگليش
هرکسی هرجوری دلش خواست مي نويسه و مشکل مي افته گردن برنامه نويس های بيچاره.
۱۳۸۴/۰۶/۲۶ | ۰۲:۲۷
دانيال kingdani@gmail.com
خوابگرد عزیز
من در نوشتن وسواس دارم و در درست نویسی دستوری و املایی دو چندان می شود.
اما برای کسانی که تخصصی(ادبی) نمی نویسند عیب نمی دانم که اشتباه از سرو کول وبلاگ شان بالا رود.
این را می دانم که اشتباه اگر مکرر شود غلط مصطلح می سازد،اما باور دارم که زبان پویاست و از اشکالات ما هم بری نیست،یعنی اگر زبان آینه ء وجودی ما باشد بهتر است آن چیزی باشد که ما هستیم نه آن چیزی که می خواهیم باشیم.
با احترام
پ ن : من از غلط گیری شما و عباس نازنین استفاده می کنم و حامی آن هستم اما به این دلیل که باعث وحدتی می شوند که نتیجه اش را اگر یک بار در گوگل با فارسی جستجو کرده باشید در حسرت اش هستید!
۱۳۸۴/۰۶/۲۶ | ۰۳:۰۴
اميد
به نظر من خيلی کامل صحبت کردين...
۱۳۸۴/۰۶/۲۶ | ۱۵:۰۶
پاينده باد ايران
با درود،
نمیدانم اين يک گونه بدجنسی نيست که پس از ديدگاهِ شما دو ديدگاه کمابيش مخالف را آوردهاند؟ انگار که نتيجهی گفتگو اين است که غلط نوشتن و سهلانگاری خوب و برای وبلاگنويسان بايسته است. به گمان من چنين نگرشی نه تنها برای زبان فارسی سودمند نيست که برای خودِ کسی که چنين مینگارد (غلط نوشتن واژگان به بهانهی «اينجوری دوست دارم» و پس و پيش گذاشتن نقطهها و نشانهها به سبب «دفترياداشتِ شخصی بودن») نيز زيانآور است. چرا که وی را در کارهای ديگر نيز سهلانگار و بیتوجه می کند. اين بلايی است که آموزش و پرورش و در کل ساختارِ آموزشی کشورِ ما بر سر ما آورده و چون به آن خو کردهايم، دوست داريم آنچه را که آسان است، انجام دهيم و برايش هزار دليل و برهان میآوريم. همچنين کسانی که «طراوت» را «تراوت» مینويسند، بیگمان بدتر از من بیسواد هستند که سخنِ استاد بیسواد خود را میپذيرند. :-)
خوش باشيد.
۱۳۸۴/۰۶/۲۷ | ۰۲:۲۷
کاميرا
مقاله و تفسير جالبی بود. به خصوص که به درد رشته من هم می خوره و اين جور بحث ها رو دوست دارم. به نظر من هم وبلاگ نويسی يه حرکت تازه است برای تحولی در نگارش و زبان فارسی. چون تو تا عمل مهم در اين فرآيند ( وبلاگ نويسی ) انجا ميشه : ۱- زياد خوندن. ۲- زياد نوشتن. و الين خيلی مهم و تاثر گذار هست. بندرعباس سيتی آپديت شد : شبهای نمايش. تئاتر شما پايتختيها کجا! تئاتر ما کجا! ما به همين امکانات کم هم افتخار می کنيم! خوشحال ميشم نظر شما رو هم بدونم ....
۱۳۸۴/۰۶/۲۷ | ۰۲:۳۳
عليرضا طياری alirezatayari@yahoo.com
با سلام و احترام
جناب شکراللهی عزيز. تمنا داريم نسبت به سايت تازه راه اندازی شده www.romancinema.ir
عنايت داشته و با توجه به جایگاه فرهنگی تان نسبت به اين سايت و برقراری ارتباط بيشتر يک هنرمند با مخاطبان راه گشا باشيد.
۱۳۸۴/۰۶/۲۷ | ۰۷:۱۰
محسن مومنی mohsenmomeni@yahoo.com
) در زمینه ی زبان فارسی ما ، تشخیص اینکه حرکت به چه سمتی دارد پیش می رود ، خیلی سخت است . اما به نظر من ما دو مشکل اساسی داریم . یکی عدم استفاده از وندها در زبان پیشوندی و پسوندی خود ، و دیگری محدود سازی ذهن در انتخاب واژگان . راه غلبه بر این دو مشکل هم کم کردن اندک اندک لغات عربی از دایره ی نوشتارهای روزمره و اضافه کردن ترکیبات و پیوندهای جدید فارسی است . این حرکت را در بعضی وبلاگهای اثر گذار ، البته در ابعاد کم می توان دید . به همین دلیل نمی توان هرزه نگاری ها و ول انگاری ها را در برابر این حرکت چندان اثر گذار پنداشت .
2) بیشتر کسانی که وبلاگ می نویسند عمیقا دلمشغولی زبانی دارند و هریک به نوعی می کوشند در این راه قدم بردارند . نباید تلاشهایی چون بی فاصله نویسی ( پیشنهاد آقای کابلی )، پارسی سازی (مثل الهه ی مهر ) ، عدم استفاده از حروف ناخوانا ( مثل نوشتن حتا ) و ... را نیز به پای ول انگاری گذاشت .
3) تعیین قواعد برای چنین جامعه ای از نویسندگان اگر نگوییم محال ، بسیار دشوار است . این زمینه هم مثل بقیه ی زمینه هایی که ایرانیان در آن قدم گذاشته اند ، قوانینی دارد که برای بسیاری مطلوب نیست و در تصویب آنها ، نظرات عده ی بی شماری لحاظ نشده و لذا آنها را به حاشیه رانده است . وقتی بسیاری اساتید فارسی به این قواعد پایبند نیستند ، حق بدهید که بسیاری افراد آنها را مراعات نکنند و بقیه هم با مشاهده ی این بی قانونی ، اصلا کاری با قواعد نداشته باشند و خود را در نوشتن از هفت دولت آزاد بدانند .
۱۳۸۴/۰۶/۲۷ | ۱۱:۰۹
بانوی خرداد
مطلب شما مرا یاد دلمشغولی همیشگیم انداخت که شاید بشه به موضوع ربطش داد. من یک زن کارمند و خانه دار توام هستم. طبیعی است که به علت ساعات زیاد در خارج از خانه بودن نمی توانم مثل یک زن خانه دار تمام وقت به خانه برسم. اما در این مورد به شدت حساس هستم و خوب می فهمم زنان خانه دار چه وقتی را به بطالت می گذرانند و همیشه فکر می کنم اگر من اینهمه وقت داشتم چه می کردم. اما بزرگترین حساسیت من به مهمان است. من به شدت معتقدم که وقتی مهمان می آید باید خانه تمیز باشد، غذا از نوع خانگی باشد، ظروف سرو غذا مرغوب باشد، و از همه مهمتر در چیدن سفره باید سلیقه به خرج داد.اما وقتی گاهی به خانه اقوامی می روم که نه تنها خانه دار هستند، بلکه مثل من بچه کوچک هم ندارند و برای غذای مهمان از بیرون ساندویچ می گیرند و ظرف یکبار مصرف رستوران را جلوی من می گذارند، از خودم می پرسم آنهمه پذیرائی که من در خانه ام از آنها کرده ام پس به چه دردی می خورد. آیا من فقط خودم را خسته کرده ام؟ اما امروز فکر می کنم سلیقه وتمیزی من شخصیت من است، نه شخصیت مهمان من. و میزان ارزشی است که من برای مهمانم قایلم.
حالا می توانم بگویم سلیقه در تمام کارها موثر است. درست نوشتن در وبلاگ، یا نه، در تمام امور مثل گزارش نویسی و یا نامه نگاری که در زندگی روزمره هر کسی وجود دارد، شخصیت طرف است. من اگر غلط بنویسم یا درست،به هیچ جا برنمی خورد. به زبان فارسی هم ضرری نمی رساند. زبان فارسی قرار نیست با روزنگاری های من منهدم شود. اما من وقتی دو دفعه وبلاگی را بخوانم که ببینم نویسنده انقدر برای حرف خودش ارزش قائل نبوده که آن را دوباره بخواند و غلطهای تایپی را اصلاح کند،دیگر سراغ آن نمی روم. به همین سادگی!
۱۳۸۴/۰۶/۲۷ | ۱۱:۲۰
رکگو rokgoo@gmail.com
جناب شکراللهی با اجازه لوگوی هفتان نصب شد. موفق باشيد.
۱۳۸۴/۰۶/۲۸ | ۰۹:۳۶
عليرضا بهنام abehnam@gmail.com
بحث جالبی است. البته به دلايلی که قبلن همين جا هم توضيح اش داده ام با نظر اميری و محمودی بيشتر موافق ام . پويايی زبان به تجربه گری در اين عرصه بستگی تام دارد و تجربه گری بدون خروج از گرايش مکانيکی و معتاد استفاده از قواعد زبانی ممکن نيست. با اين حال فکر می کنم بايد ميان غلط نويسی از سر تجربه گری با علط نويسی از سر نا اگاهی و بی حوصلگی فرق گذاشت. سهل انگاری در کاربرد زبان را هيچکس نمی تواند توصيه کند اما خلاقيت در اين کار مثل هر کار ديگری بحثی جداگانه دارد.
به باور من مردم با انتخاب های خود از ميان خروج های خلاق از هنجار های زبانی زبان را به پيش می برند. درست به همين دليل است که قواعد پنج استاد درست مثل خودشان مدت هاست که مرده است.
۱۳۸۴/۰۶/۲۸ | ۱۵:۱۴
پورمحمد
سلام به شما ودوستان
ازاينکه به خانه قاصدک سری زديد ودرخصوص رنگ خانه نظری نوشتيد ممنونم. به نظرتان ارج نهاده وتغييرش داديم وسفيد شد شبيه برف که زشتی ها را می پوشاند.
راستی از نوشته هايتان بهر ه ها برده واندوختم اميد اينکه درتنوير افکار بيش ازپيش موفق باشيد.ياحق.
۱۳۸۴/۰۶/۳۰ | ۱۸:۴۰
احسان اسيوند osivand_didar@yahoo.com
من حدودا دو سالی هست که هر شب به خوابگرد شما سر مي زنم /بيشتر به خاطر ادبيات و لينک های سمت چپ چون روزنامه نگارم و عاشق ادبيات(اهواز روزنامه همسايه ها که در جشنواره اخير ۷ جايزه برد)
يک خواهش: ما قرار است اگر بشود برای ۱۲ مهر که سالگرد استاد احمد محمود هست يک ضميمه داشته باشيم در قطع تابلوييد(۸یا ۱۲ صفحه) و تيراژ۱۲هزار نسخه
من دوست داشتم که از شما يا دوستان خوره ادبياتتان يک نوشته در اندازه ستون يا حتی صفحه کامل داشته باشم البته اگر روزمرگی های پيرامون اجازه بدهد
من منتظر جواب شما هستم
احسان اسيوند
۱۳۸۴/۰۶/۳۱ | ۰۱:۴۳
©
2009, Khabgard.com. All rights reserved.
بازنشر مطلب و عکس فقط با ذکر مأخذ آزاد است.