بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
عکس‌آن‌لاین دوشنبه

برخی آشنایان
پنجره پشتی
یادداشت‌های ادبی محمدحسن شهسواری

چنگی بر چند حکایت
خبر لغو مجوز چاپ پانزدهم رمان یگانه‌ی «نیمه‌ی غایب» در شهر پخش شده و من توان رفتن به سمت تلفن و زنگ زدن به «حسین سناپور» را ندارم.  



هفتانک

پیشنهاد

سایت‌ها
هفتان دوات ۳۰نما جن و پری زمانه بی‌بی‌سی پارسیک تابناک اعتماد کارگزاران روزنا جام‌جم همشهری بالاترین کارگاه هنر عکاسی مگیران ایران کیهان بلاگ‌نیوز حیاتِ نو

سایت‌های دیگر
انسان‌شناسی و فرهنگ رخداد مرور ماندگار فیروزه ۷سنگ فروغ قفسه کافه داستان دیباچه نصور آتی‌بان

در فرهنگ عامه‌ی ایرانیان است این که:
خداوند در دو حال می‌خندد: وقتی قرار باشد چیزی بشود و چه تلاش نافرجامی می‌کنند بعضی‌ها که نشود، و هنگامی که قرار باشد چیزی نشود و چه زور بیهوده‌ای می‌زنند بعضی‌ها که بشود.

و چه سرخوشانه می‌گذرد این روزها که زیر سایه‌ی خداوند نشسته‌ایم و با او به این بعضی‌ها می‌خندیم!


نظرات خوانندگان
۱۶:۰۵ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ آقا حرفای «حجت الاسلام»ی می زنید! :دی
۱۷:۱۳ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ و مکرو و مکر الله و الله خیرالماکرین!
۱۸:۱۳ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ به نظرتون واقعاً ما داریم می‌خندیم؟
۱۸:۳۸ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ چند وقتيست كه در به در به دنبال يك ريش درست و حسابي ميگرديم كه به آن خنده نماييم!
۱۸:۴۴ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ خنده خدا شوخی تلخیست ،وقتی خدا درقلب
انسان جا خوش کرده ثبت خنده کار هرکسی
نمی تواندباشد. شاید آقای مصباح یا حسنی
در ملاقات های دور ونزدیک ازطریق چاه عراق
وجمکران بتوانند مردم را بخندانند .
۱۹:۲۰ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ البته تا انجا که من می دانم این را خداوند در قران به حضرت موسی گفته است
۲۱:۴۰ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ براي امثال شما، كه هميشه خايه هارا تو مشتتون نگه ميدارين تا آب تو دلتون تكون نخوره و هميشه هم زانو غم بغل كردين و ادا اطفار اومدين كه اين كشور و مردمش چنين و چنان....(1) امروز كه نسل من توي خيابون ها كتك ميخورن و نشون ميدن كه دهه شصتي ها هميشه يك قدم جلو تر از شما "به اصطلاح روشن فكرين نسل سومي و ...." هستن؛ جاي خنديدن نيست.... دوستانمون كشته ميشن و اين هيچ خنده اي نيست و هيچ ربطي هم به خنده ي خدا ندارد
(1): رجوع كنيد به مقاله ي اخير امير خان خورشيد فر
-----------------
>>>> خوابگرد
همه‌مان دل خونی داریم. مقصودم از این چند خط نه آن چیزی ست که درک کرده‌ای، مقصودم عجز و سردرگمی آقایان حاکم است که از هر طرف می‌روند، راهی برای خروج از این آبروریزی و خون‌ریزی نمی‌یابند و رفتارشان خنده‌آور شده است.
۲۲:۰۳ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ مطلب جالبی بود ...ولی من تا حالا این ضرب المثل را نشنیدم
ولی عجب خنده ایی که از گریه غم انگیز تر است
۲۲:۴۲ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ و خدا
واقعا
می خندد!
۲۳:۱۳ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ If you want to make God laugh, tell Him your plans.
جمله ای از فیلم Amores Perros که دیدنش به شدت توی این روزها توصیه میشه.
۲۳:۴۵ ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ سلام. با اجازتون این مطلب رو زدیم تو لطیفه های ایرانی
http://iranjoke.ir/content/view/3003/60/
۰۸:۴۸ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ با مانی موافقم
این فرهنگ عامه ایرانیان رو باید اصلاح کرد.
۰۸:۵۰ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ موافقم. بدجور هم!
۰۹:۲۱ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ آه اسفنديار* مغموم ترا آن به
كه چشم فرو پوشيده باشي...
*(رحيم مشايي)
۰۹:۳۹ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ ....وخدا قهقهه میزند!
۱۰:۵۷ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ خدا این روزها دیگر نمی خندد.......
۱۳:۰۷ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ اتفاقا همين ديشب همسرم اين جمله را تکرار کرد البته در مورد بيماري مهلکي که برادرش به آن مبتلا شده است و دکترها ديگر کاري از دستشان بر نمي‌آيد. اگر خدا بخواهد...
۱۴:۳۸ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ این از اون حرفاست که کاربردش زیاده. حرف جامع‌االاطرافیه. احتمالا احمدی‌نژاد هم این روزها زیاد با خودش تکرارش می‌کنه. بالاخره یه جمعیتی تلاش کرد که نشه اما شد.
۱۵:۱۶ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ مدتی است به وبلاگ شما برای خواندن خبر های روز سر می زنم هم از مطالبتون و هم از لینک هاتون استفاده می کنم . از اختصار مطالب لذت می برم .
****
ما به خداوند می خندیم یا او به ما..... می خندد که بنده های کوچک بزرگ خواست من به اراده ی شما بسته است . اگر برای خودمان بخواهیم خودمان را تغییر دهیم ان وقت خدا می خواهد . همانطور که در قران است : خداوند احوال هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر انکه خودشان بخواهند
یه نظرم هنوز مردم تا اصلوبی که بدانند چه می خواهند فاصله دارند . اما جای خوشحالی است که فکر اغاز شده و امید وارم با توجه به سابقه ی مردممان این فکر از سر جو و هیجان نباشد....
۱۵:۴۵ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ من اما با ديدن تن هاي پاره پاره انسانهايي كه از بد اقبالي هم وطنم هستند گريه ام ميگيرد. گريه ام ميگيرد كه همه چيز و همه كس دور وبرم آويزانند و منتظر. منتظر كه ببينند اينها رفتني اند يا ماندني. قبل از انتخابات درگير راه اندازي جشنواره داستان نويسي بودم. نويسنده اي قول همكاري و همفكري داد، اما قبل از آن گفت صبر كن اين [...] برن بعد برنامه ريزي كنيم. [...] نرفتن. دوست من هم قيد نوشتن و خوندن كاراشو زد.
۱۵:۵۹ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ من فهميدم كه شما چه گفتي..... مجالي پيدا شد تا حرف دلم را با نيش و كنايه بزنم ..... بلكه كمي از نيش ها و كنايات امثال شما را جبران كرده باشم و از حق هم نسلانم كه آينده ي ايرانند دفاع كرده باشم. باشد تا بعد از اين، حرمت نسلي را كه تا ديروز لات و لوت و باري به هر جهت ميپنداشتيد نگاه داريد.
-----------------
>>>> خوابگرد
غلط کرده هر کس نسل شما را آن چیزی پنداشته که گفته‌ای. مقصود نوشته‌ی من نسل شما نبود و نیست. آرام باش و در کنار این جنبش پویای سبز، گاهی هم بنشین و به کلاف سردرگمی که آقایان حاکم برای خودشان درست کرده‌اند، لبخند بزن، تا خستگی‌ات در برود.
۱۶:۰۵ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ به نظرم هیچ کس از این اوضاع نمی تواند بخندد. وقتی امنیت رفت از عراق هم بدتر می شویم. این که دیدگاه های انجمن حجتیه به وضوح پیاده شود. که دارد می شود امنیت من، ما، شما و تمام جهان از بین می رود
۱۶:۱۹ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ ساز می زنند و می بالند به آنچه نیستند و می پندارند خدایشان آفریده!
ساده دل نیستند, بی خبرانند!
۱۷:۲۵ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ كرتيم حاجي.
هميشه رفيق باشي.
۱۷:۵۲ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ منظور منم دقیقن همونی بود که نفهمیدی سانسورش کردی
منظورم از خداوند همونی بود که گریه شد
۱۷:۵۷ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ گمونم منظورتون رو بر عکس فهمیده بودم
۱۹:۲۴ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ خدا زياد مي خندد يا كم؟
۲۰:۲۰ ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ به گمانم خدا بیشتر از اینها گریسته است به حال آنهایی که بی رگ و بی خیال نشسته اند و گمانشان رفته که حکمن قرار است آخر قصه شان همانی بشود که او می خواهد!
۰۱:۴۱ ۱۳۸۸/۰۵/۰۷ آقای سید حسینی عزیز! خنده سرخوشانه در اوضاع کنونی و اخبارهای موجود ، نه تنها عجیبه که صاحب این خنده سرخوشانه رو هم میشه به بی خیالی و سنگدلی متهم کرد.
۰۱:۴۳ ۱۳۸۸/۰۵/۰۷ آنکه می خندد هنوز خبر نا گوار را شنیده اما...
۰۲:۰۴ ۱۳۸۸/۰۵/۰۷ خنده‌مان به چه دردي مي‌خورد وقتي پشت‌بندش خبر مرگ و شکنجه يکي ديگر مي‌آيد؟
رفتار دستپاچه و بي‌فکرشان خنده دارد. زياد هم دارد. اما قاطي‌اش هزارجور ترس و خبر بدتر هست.
باز به بعضي‌ها گه گريه راحتشان مي‌کند.
من گاهي آرزو مي‌کنم کاش هيچوقت نبودم و نمي‌ديدم اين‌چيزها رو.
تحمل اين وحشيگري‌ها از فکر من خارج است.
کاش مي‌شد انقدر بزنم خودم رو به در و ديوار تا يکم دلم آروم بشه.
( من متوجهم که منظور شما از نوشته‌تون بساطيه که حضرات براي خودشون به پا کرده‌ن و مثل غاز در گل گير کردن و هر حرکتي که انجام مي‌دن مسخره‌تر از قبليه و اتفاقا بيشتر و بيشتر به ضرر خودشونه- کاش کشته و زنداني نداشتيم. همه مي‌نشستيم دور هم. سير مي‌خنديديم به ندانم‌کاري هايشان)
۱۲:۵۰ ۱۳۸۸/۰۵/۰۷ سید، شیطونی می‌کنی‌ها.
۱۴:۴۰ ۱۳۸۸/۰۵/۰۷ مگر خداوند هم می‌خندد؟
۱۸:۰۹ ۱۳۸۸/۰۵/۰۷ چقدر تصویر - شاید هم درک من - متفاوتی‌ست بین نگاه به خدا از دریچه‌ی جلالیه با نگاه از پنجره‌ی جمالیه.
پیش از این خنده‌اش را بعد از زمزمه‌ی این بیت بسیار دیدم و حس کردم:
به سامانم نمی‌کوشی به درمانم نمی‌آیی
نمی‌دانم چه سر داری.
ولی رضای عزیز به خدا همان خدا هم خنده‌ی گرمش روی لب‌هایش یخ می‌کند وقتی از آن بالا یا شاید آن‌سوی سعید حجاریان می‌بیند بعد از چند ساعت کتک کاری زیر آفتاب یخ روی سرش می‌ریزند.
مور‌مور شدن تن‌اش بعد از دیدن دیگر انواع شکنجه به کنار.
مرد مختصر.
۱۹:۰۹ ۱۳۸۸/۰۵/۰۷ اصلا من که دارم قهقه می زنم از بس که خوشم.
۰۹:۴۲ ۱۳۸۸/۰۵/۰۸ ابی الله ان یجری الامور إلا بأسبابها . . . خداوند جز براي پيغمبرانش آن هم در حدي بسيار محدود معجزه نمي كند و هميشه كار را به انسان واگذار مي كند چرا كه دعواي اول او با فرشتگان بر سر همين مطلب است كه انسان در زمين فساد مي كند ( مانند پيشينيانش) يا نمي كند.
پس اراده او در لايه هاي بالاتر است در پيروزي حق و نه در تامين اسباب آن كه اين وظيفه انساني است.
لأن الله لا يغير ما في قوم إلا أن يغير بأنفسهم.
آنچه اتفاق افتاده اين است كه مردم ما ديگر شده اند و لاجرم سرنوشت آنها نيز عوض خواهد شد و اين سنت الهي است.
در اسلام اين كه God had a plan for you نداريم و اين عقيده اتفاقا منشا بسياري از گمراهي ها است. درست مثل توهمي كه جرج بوش داشت و خود را مامور خدا مي دانست يا تصوري كه برخي در همين ملك دارند و چون از خاك روستايي دور به افلاك كشوري بزرگ رسيده اند گمان باطل دارند كه اين نقشه خدا براي آنان بوده است. از قضا كه اين موضوع تنها به اراده انسان ها مرتبط است و به انتخاب غلط ايشان.
باري من اگر صداي خنده اي از ملكوت مي شنوم در حركت جديد انسان ها براي حق طلبي و ايستادگي در برابر شيطان و برهان جديد خدا بر رستگاري انسان است.
۱۳:۰۶ ۱۳۸۸/۰۵/۰۸ دل سوخته جان به شد ورفت
۱۵:۴۲ ۱۳۸۸/۰۵/۰۸ خدا می‌خندد یا ...
فعلا که افراد دیگری می‌خندند!
۱۱:۰۲ ۱۳۸۸/۰۵/۰۹ سلام، چند روزه بلاگ رو به روز نکردین، نگرانیم...
شخصاً خیلی به این وبلاگ عادت کردم...
موفق باشید...
۱۴:۱۳ ۱۳۸۸/۰۵/۰۹ تغییر جهت دادین آقای شکراللهی !!!!
۲۱:۰۴ ۱۳۸۸/۰۵/۰۹ آقا نگرانيم... چهار روزه به روز نكردين... كجايين؟
۰۰:۲۸ ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ چه سرخوشانه ... دوزایه بعضی‌ها همیشه کجه !!...
مرسی از اطلاع رسانی‌های خوبتان سید.
درست نوشتن در وب همیشه من رو یاد شما می‌ا‌ندازه. هرچند که همیشه شکسته و به زبان محاوره نوشتن رو نمی‌تونم کنار بزارم کنم.‌
۰۱:۳۸ ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ شما کجائید پس؟ چرا آپ نمی کنید ؟نگران تان هستیم.
۰۶:۵۸ ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ در راستای نظر "دان"
ما هیچ چیز به جز بدبختی برای لبخند زدن نداشتیم
نسل ما نسل سنت و مدرنیته شدن است،
نسل ما سر در گمه. از هر طرف داره مورد سو استفاده قرار گرفته می شود
نسل ما همیشه همه چیز و می فهمیده و به نفهم بودن متهم بوده
نسل ما نسل تنهایی و خستگی
بی خود نگید که نسل ما را شناختید
۱۱:۵۱ ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ سلام.بچه ها ناراحت نشین.این پیام خداست. این پیام مختص شرایط اضطراریست.ما همه دربدترین شرایط نیاز به خندیدن داریم..خدا این شرایط را بهتر میفهمد.میدانیم خدا دلش خون است وخنده هاش هم از سر دل خونی اش است چرا که هم رنج میبرد از اکنون وهم میخندد به اینده ی زیبا ی پیش رو به امید او
۱۳:۵۰ ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ و خداوند به تو می‌خندد که چنین نادانی.
۱۶:۵۳ ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ لطفا بهوبلاگ جنبششعر خيابان سر بزنيد:
www.sherexiaban.blogspot.com
۲۲:۴۶ ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ نمی‌دانم خدا می‌خندد یا نه. واقعأ نمی‌دانم. این را ولی می‌دانم که چهل روز است چیزی ویران شده در وجودم. چیزی له شده. کُشته شده و بعد از مرگ تجاوز شده به وجودش. خدا می‌خندد در این شرایط؟ نمی‌دانم. فقط می‌دانم که این موجود له شده‌ی درونم، دیگر برنمی‌گردد به حال اوّل. دیگر خوب نمی‌شود... دیگر آدم نمی‌شود.
۲۳:۲۳ ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ کجایی آقای شکراللهی؟ میدونین چند روزه میایم پشت در بسته؟
۰۲:۵۷ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ حالا که مجمع مدرّسین و محقّین حوزه­ی علمیّه­ی قم از ما که مردمیم می­خواهد در صحنه بمانیم ما پاسخ می­دهیم به ما ملحق شوید و پیشاپیش ما حرکت کنید. آنکه ما را حمایت می­کند خداست. شما همراه ما شوید. جلودار باشید. ما را تنها نگذارید. امروز روز آزمون شماست. اگر می­خواهید شأن از دست­رفته­ی روحانیّت بازگردد، اگر دین را با آزادگی و کرامت می­خواهید، اگر در پی عزّت دین محمّد هستید، اگر با خدا پیمان بسته­اید دست یاری به مردم ایران دهید و همراهشان باشید. بزرگان با شما هستیم، صدایمان را می­شنوید؟!
۰۹:۰۷ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ سلام چند روز است كه وبلاگتون به روز نشده مانگران شديم اميداست كه هميشه باشيد و قلمتون سبز.
۰۹:۲۲ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ خوابگرد جان
سلام
کجایی؟
چرا به روز نمی شی؟ نگرانت میشیم.
۰۹:۵۴ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ امروز5
...
گریه میکنم
سر به چاه آسمان.
پشت پنجره به شیشه میخورد
مثل یک پرنده غریب
نگاه آخرین من .
در شبِ
سردِ
آفتابیِ سکوت :
چند بار بشکند
عروس؟
چند بار
گم شود بهار...؟
تا کجا خم است جاده ها؟
تا کجا رسیده است
حرف خون غنچه های بیگناه؟
گریه میکنم
برای کودکی که مرده است
برای مادری که زنده است...

۱۲:۰۳ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ کجایین بابا؟
نشه از شما هم دارن اعتراف می گیرن؟
-----------------
>>>> خوابگرد
نگران نشین! هستم هنوز.
۱۲:۰۸ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ این هم یک نوع نوع نگاه است.
خنده ام از گریه غم انگیزتراست.
۱۲:۴۷ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ عجیبه! یعنی فهمیدن خنده‌ی خدا از تلاش مذبوحانه‌ی انسان‌هایی حقیر برای جلوگیری از امری مقدر انقدر سخت است؟ چرا اینجا هر حرفی به ضد خودش بدل می‌شود؟!
۱۴:۱۴ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ هم در باره پست قبلی هم این پست، صحبت های عجولانه زیاد است بابا یه کم با دقت تر بخونید. یه کم کم تر موضع بگیرید. قبول همه حالمون بده اما بیایید لاقل با هم دچار سوتفاهم نشویم. مثلا موقعیتی پیش آمده که ادمهای مختلف با طرز فکرهای جورواجور کنارهم قرار گرفته اند. کمی ارام باشیم و خونسرد. پیروزی با ماست.
۲۳:۱۸ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ قربان در این روز های ÷ر التهاب لطفا جوری در خواب گرد رفتار کنید که مثلا دوستانتون بفهمند سالمید و بیرون هستید. شرمنده ها
-----------------
>>>> خوابگرد
حق با شماست. ولی گاهی واقعاً امکانش فراهم نیست. اگر در این وبلاگ روزنگاری می‌کردم، مطمئناً حق می‌دادید که گاهی واقعاً نمی‌توانم باشم.
۲۳:۲۵ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ قسمت شما بشه الهی خلوت روستایی که نشانش روی نقشه های جغرافی نباشد .
و درود بر بزرگواری همواره تان...
۰۰:۳۰ ۱۳۸۸/۰۵/۱۲ سلام با مطلبی جدید پیرامون تحلیلی بر اعترافات اخیر به روزم
پروژه اعتراف گیری با ابطحی کلید خورد
در صورت تمایل برای تبادل لینک در قسمت نظرات پیام بگذارید در اولین فرصت لینک خواهید شد
۰۱:۴۴ ۱۳۸۸/۰۵/۱۲ با سلام خبر مهم، طبق آخرین گرارشهای رسیده ومنابع موثق قرار است روز پنج شنبه در جلسه دوم دادگاه محمد علی ابطحی به قتل بزرگترین هنرمند تاریخ موسیقی"مایکل جکسون"اعتراف کند!
۱۰:۰۵ ۱۳۸۸/۰۵/۱۲
نكات قابل توجه تصاوير پخش شده از دادگاه ديروز:
1- چهره حضار در دادگاه بسيار قابل توجه بود(دقيقا گويا كسبه صنف محترم قماش يا اعضاي فعال صنف محترم كله پزها از يك راسته بازار تهران براي تماشاي نمايش مارگيري دعوت شده بودند )
2- تقريبا يك سوم حاضرين در حال چرت زدن و رفع خستگي از گردنشان بودند .

3- پريشاني در نگاههاي وحشت زده زندانيان كاملا مشهود بود.
4- ابطحي و عطريانفر هردو تا مرز گريه پيش رفتند.
5- چهره ريس دادگاه عين حاكم زوانتو در سريال جومونگ بود حركات چشم و سر و گردن ايشان هم از ميزانسن خارج شده بود.
6-چهره معاون دادگاه ؛ مسير نگاه و ري اكشن ها كاملا نشانگر اطلاع واثق از متن سخنراني آقايان داشت گويي كه با انگشت اشاره تكليف شده باشد ؛ (تو و تو ميرويد و آنگونه كه از قدرت خطابه تان در حمايت از كانديداهايتان استفاده ميكرديد ؛ به خيانت و ناداني خود اعتراف ميكنيد وگرنه...)
7- فشار بر معترفين آنقدر ابزاري و هدفمند بود كه بهاي زنده ماندن به حساب ميآمد.
8-زمان پخش اين برنامه بر روي سريال طنز شبكه 3 قرار داده شده بود كه همه الزاما و اجبارا تكليف به ديدن داشته باشند با اين مونولوگ از طرف اوليگارشي تلوزيون: حالا به جاي طنز مورد علاقه تان اين خوراك رسانه اي(پيام طراحي شده براي تبليغات) را بخوريد برايتان مفيد تر است .
9-چهره خبرنگاران و عكس العملهاي آنها بسيار عجيب و گويا بود.
نهايتا:
كارگرداني تلوزيوني و سوئيچ تصاويرو تدوين دادگاه با 3 الي 5 دوربين آنقدر حرفه اي و زيبا بود كه حد نداشت ؛ به طوريكه اگر صداي تلوزيون را ميبستي حتما متوجه ميشدي كه حق و ناحق كيست ؛من حاضرم اين برنامه را در كنار فيلم سينمايي دانتون تحليل كنم؛ و بعد يك جايزه سي مرغي سي خروسي چيزي هم بدهم به تهيه كننده و كارگردان محترم و فلك زده .
۱۳:۱۰ ۱۳۸۸/۰۵/۱۲ اين 2ميليون تعرفه كه بعد انتخابات چاپ شده هم دروغ است؟
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8803280047
كامران دانشجو رئيس ستاد انتخابات 28 خرداد: با احتساب روز جمعه 58 ميليون و 875 هزار "كل" تعرفه اي كه چاپ كرديم.
اعلام ليست صندق آرا (همان آرايي كه كمتر از دو ساعت در گفتگو با مهر 31 ميليون آن شمرده شده و اعلام نتيجه شده بود!) از 30 خرداد تا 4 تير و به صورت استان استان.
محصولي در شبكه دوم 4 تير: 60 ميليون و 875 هزار كل تعرفه چاپ شده.
كدخدايي5تير: حدود! 60 ميليون تعرفه چاپ شد!
البته يه نظر دارم: ده درصد آرايي كه "قرار" بود بازشماري بشه معادل 4 ميليون ميشه، كه راي محمود بايد حدود "2 ميليون" و چهارصدهزار باشه!
نتايج بازشماري صندوقهاي تصادفي! رو هم كه ديديد.(البته اونهايي رو كه اعلام كردن، مابقي رو گفتن خودمون! شمرديم درست بود!) اكثرا مضربي از 100 هستند! مثلا 1600 راي! يا 2300 راي! و ... تصاوير منتشر شده از راي ها رو هم كه ديديد:
يك دست خط! راي هاي اتو كشيده! و ...
نظر شما چيه؟ محصولي دروغ گفته يا دانشجو يا كدخدايي يا شما؟
۱۵:۰۳ ۱۳۸۸/۰۵/۱۲ عيد طنفيظ بر شما مبارك باد
۲۰:۲۵ ۱۳۸۸/۰۵/۱۲ با اجازه ی شما این مطلب کوتاه و تامل برانگیز رو روی وبم گذاشتم اگه موافق نبودین حتما بهم بگین.
۲۳:۴۲ ۱۳۸۸/۰۵/۱۲ سلام،
هیچ دقت کردین که استدلال آقای ابطحی در مورد مخالفتش با کاندیداتوری میرحسین (هندوانه سربسته) به شرایط فعلی خودش بیشتر میخوره!
۱۲:۵۲ ۱۳۸۸/۰۵/۱۳ سید. دلم گرفته.
خوب این جریان حتما احتیاج به کارگردانی خوب داره و بازیگریهایی بی عیب و نقص معلومه دیگه امثال شریفی نیا و نجفی و صالح علای دو رو و ... هم لازمه. باشه. ولی ایکاش این عزیزان هنرمند نما که دیگه حالمون ازشون بهم میخوره، مثل کاریکاتوریستهای عزیز که جشنوارشون رو تحریم کردند رفتن به این مجلس خیمه شب بازی رو تحریم میکردن ... کاش.
۱۸:۱۰ ۱۳۸۸/۰۵/۱۳ نابودی ظالمین وعده خداوند است اگر امروز ساکت بشینیم فردا در پیش گاه خدا چه برای گفتن خواهیم داشت؟؟؟
۲۰:۱۰ ۱۳۸۸/۰۵/۱۳ اين نظر منست در مورد اعترافات:
اصلاحاتي ها تا قبل از اين روزها،هيچ وقت جرأت بيان صريح مواضعشان را نداشتند،اما بالاخره اصلاحات تصميم خودش را گرفت،اصلاحات برخاست،و شمشيرش را علناً بركشيد،مقابلين ديروز،مخالفين امروز شدند،حماسه اي شكل گرفت،كه نامش را حماسه عبور ميگزاريم،عبور از سدهاي هميشگي،اصلاحات مرداني ميخواست كه حماسه عبور را علناً اعلام كند،مرداني كه آبرويشان را در دست بگيرند و بار ديگر در راه اصلاحات جام شوكراني را سر بكشند،اين افراد كساني نبودند جز ابطحي و عطريانفر و ديگراني كه در آينده اعتراف خواهند كرد،و دادگاه هاي حكومت اين فرصت را براي اعلام مواضع پيش روي اصلاح طلبان در اختيار آنها قرار داد.اين افراد مقامران قمار بزرگ اصلاحات شدند... معترفين ميگويند اصلاحات از رهبري عبور كرده و قصد براندازي داشته،اصلاحاتي ها و سران جنبش هم ميگويند كه گردانندگان صحنه –رهبر-را محاكمه خواهند كرد،اين است زيباترين و شجاعانه ترين و ظريف ترين و سياسي ترين كار جبهه اصلاحات...اصلاحات از اين پس در مقابل رهبر و نظام است نه صرفاً يك جريان سياسي كه مجبوراست سر خم كند.
متن كامل:
http://1naji.blogfa.com/post-51.aspx
۰۹:۲۵ ۱۳۸۸/۰۵/۱۴ سلام دوست عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه
مجله قدیمی ها شماره 131 منتشر شد
خوشحال می شویم ببینید
تیتر های این هفته:
بهروز وثوقی: عاشق کارم بودم ولی آن را از من گرفتند / برای بازی در سنگسار ثریا م با من تماس گرفتند ولی من قبول نکردم/ فیلم ضد ایرانی بازی نمی کنم
استاد گلپایگانی تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت
عصرطلایی تلویزیون
اعتراض به پخش تصویر گوگوش در تلویزیون دولتی ایران
گلهای جاویدان در لندن
فریبا فروهر فیلم بیقرار را به عنوان خاطره انگیز ترین حضورش در سینما می داند
آیدین آغداشلو: امروز به هر کار سخیف می‌گویند هنر
چندصد میلیون برای دكور سریال بازپرس فخیم زاده هزینه شده است
موفق باشید
خدا نگهدار
۱۴:۴۴ ۱۳۸۸/۰۵/۱۴ اگر مرگ داد است بیداد چیست ز داد این همه ناله و فریاد چیست
۰۱:۱۰ ۱۳۸۸/۰۵/۱۵ این روزها چطور میشه خندید؟
وقتی بچه 12 ساله زیر باتوم میمیره
ای وای ای وای
۱۵:۱۳ ۱۳۸۸/۰۵/۱۷ سلا م ممنونم اوقات زهر ماریم با خواندن یادداشت شما شیرین شد و لبخندکی کمی آرامم کرد یاد خدا افتادم و از این حرفا و بازم مرسی..
۱۳:۱۹ ۱۳۸۸/۰۵/۱۹ خب! خداوند به ما خنديد و برادرمان را از ما گرفت تا ما را بگرياند!

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.