

چنگی بر چند حکایت
خبر لغو مجوز چاپ پانزدهم رمان یگانهی «نیمهی غایب» در شهر پخش شده و من توان رفتن به سمت تلفن و زنگ زدن به «حسین سناپور» را ندارم. 
این جایزهی دولتی جلال آل احمد، از روزی که تصویب شد و برگزاریاش عقب افتاد تا پارسال که بالأخره برگزار شد آن هم با آن شکل عجیب و با آن نتایج قشنگ و تا امسال که با انصراف مسئولانه و انتقادی سه تا از نامزدها کلی حاشیهی سیاسی پیدا کرد و آخر سر هم برندهای نداشت و این وسط پاسخگوییهای مشروح دبیرخانه و از همه مهمتر غلبهی نام «زنوزی جلالی» بر نام «جلال آل احمد» در همهی اجزای این جایزه... کلاً هیجانانگیزترین و جذابترین جایزهی ادبی ایران است! سوای پیشنهاد جدیام برای تغییر نام «جایزهی جلال» به «جایزهی جلالی» که هیچ هم شوخی نمیکنم، جذابترین بخش این سریال، سطری از پاسخ مشروح دبیرخانهی جایزه به یادداشت انتقادی امیرحسین خورشیدفر است. بخوانید:
"صادقانه میپرسيم؛ در اين دو سال چه اتفاقی روی داده که اينک رأی گروه داوری داستان دومين دورهی جايزهی ادبی جلال شما را چنين برآشفته؟..."
برای این که فشاری به حافظهی نازنین هیچ کس وارد نشود یا از آن خارج نشود، از خیر دو سال میگذریم؛ در این یک سال اخیر هم نه، حضرت عباسی در این شش ماه اخیر واقعاً هیچ اتفاق خاصی بهخصوص از نوع رنگ در این ممکلت نیفتاده؟! صادقانه پرسیدمها!
از بایگانی خوابگرد:
:: شترسواری با زندهیاد جلال آل احمد!