[به سبک سهيل محمودی:] خدمت عزيزان و سروران گرامیام عرض میکنم که چند وقتیست چند تن از دوستان شفيق و اديب بنده در شهر مشهد، شهر خاطرههای نازک من از زيارت سرور ارجمندم حضرت رضا عليهالسلام دور هم گرد آمدهاند و جايزهی ادبی «سمر» را به ثمر نشاندهاند که از اتفاق خود سمر هم از دوستان قديم من است و پيشترها گاه گرمای بعدازظهری در تابستان را به خوردن فالودهای منسوب به شهر رفيق ديرينهام خواجه حافظ تحمل میکرديم و... [خداوکيلی عجب حوصله و بلاهتی میطلبد اين جور حرفزدن؛ بیخيال سبک:]
دبيرخانهی اجازهی دوسالانهی ادبی «سمر» مشهد قرار است در روزهای ۲۷ و ۲۸ تيرماه طی دو نشست، پنبهی مجموعهداستان «با گارد باز» حسين سناپور و رمان «پاگرد» محمدحسن شهسواری را بزند. پنبهزنان اين دو نشست هم مهسا محبعلی و هادی تقیزاده خواهند بود. جوانان داستاننويس مشهدی هم که مثل بيشتر داستاننويسان جوان غيرمشهدی هميشه دنبال چند تا گوش میگردند برای قصهخواندن و در ضمن بیخودی هم کسی را تحويل نمیگيرند، در حاشيهی اين نشستها به اهداف خود خواهند رسيد و جلسههای داستانخوانی را با حضور چهار نفر نويسنده و منتقدی که اسم بردم، برگزار خواهند کرد. میماند دو نکته: يکی اين که ساعت نشستها ۵ تا ۸ است (معلوم است که بعدازظهر، پس ۵ صبح؟) در تالار فردوسی دانشکدهی ادبيات دانشگاه فردوسی مشهد و ديگری اين که در همين دو روز، کتاب داستانهای منتخب دورهی نخست جايزهی ادبی «سمر» منتشر میشود که نشر کامبيز زحمت آن را کشيده. والسلام.