بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

خوابگرد: جایزه‌ی ادبی والس، امسال کار بسیار شایسته‌ای انجام داده و به قصد رویارویی با سانسور و نیز رفتار سخت‌گیرانه، کاهلانه و سلیقه‌ای اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد،  جایزه‌ی رمان‌های منتشرنشده را برگزار می‌کند. اما چند روز پیش که اسامی داوران این جایزه اعلام شد، خیلی‌ها متعجب شدند از حضور نیکی کریمی در کنار نام‌هایی چون: کریستف بالایی، شهلا زرلکی، مديا کاشیگر و شهریار وقفی‌پور. یکی دوهفته‌ی پیش نیز برخی از عکاسان حرفه‌ای به حضور آثار آماتوری بازیگرانی چون نیکی کریمی در اکسپو عکس ایران و خصوصاً مانور رسانه‌ای مسئولان اکسپو، اعتراض کردند و واکنش منفی نشان دادند. بر جایگاه نیکی کریمی در بازیگری سینما و نیز محبوبیت‌اش هیچ خدشه‌ای نیست. استفاده از ستاره‌های سینما در فعالیت‌های فرهنگی هم نه چیز تازه‌ای ست و نه لزوماً ناپسند، ولی این که «کدام بازیگر، به چه شکلی، در چه فعالیتی و در چه مقامی» موضوعاتی‌اند که جای درنگ و بحث دارند.

آن‌چه می‌خوانید، یادداشتی ست از یکی از نویسندگان و منتقدان مشهور ایران که برای انتشار در خوابگرد فرستاده و به دلایلی که می‌توانید حدس بزنید، مایل نیست نام واقعی‌اش آشکار شود. شاید در آینده نیز، یادداشت‌های انتقادی دیگری از این نام، یعنی «کیمیا سپهری» در این‌جا بخوانید.

کیمیا سپهری: خانم نیکی کریمی را نه یک کارگردان خوب می‌دانم و نه یک مترجم خوب، اما بازی او را در بعضی از فیلم‌ها می‌‌پسندم. چرا بنیاد ادبی والس از او برای داوری دعوت کرده است؟ آیا جوانان این بنیاد در حضور خانم نیکی کریمی علاوه بر استعدادهای برشمرده و فعالیت‌های یادشده، فعالیت ادبی چشمگیری دیده‌اند که حیف‌شان آمده از این وجودِ ذی‌نفوذ بهره نبرند؟ آیا دعوت از خانم کریمی گشودن بابِ مراوده میان ژانر ادبی داستان و صنعت پررونق سینماست؟

اگر چنین است، چرا به فرض، از خانم مرجان شیرمحمدی که هم داستان‌نویس توانایی ست و هم بازیگری به نسبت مشهور دعوت نشده است؟ آیا جایزه‌ی ادبی والس برای افزودن به اعتبار خود از خانم کریمی دعوت کرده است؟ یا در پی ایجاد فضای چندصدایی در جشنواره‌ها و جوایز ادبی ست؟ اگر چنین است، چرا این خانم که همه‌ی ما کمابیش بر سوپراستار بودن او توافق داریم تا بر سیمای فرهنگی او باید دعوت شود؟ ممکن است برخی دوستان بر این باور باشند که دعوت از خانم کریمی بر سبیل پیروی از شیوه‌های داوری جشنواره‌های فرهنگی غرب صورت گرفته است؛ چنان‌که در همین روزهای پر تب و تاب انتخاب لوکلزیو به عنوان برنده‌ی نوبل ادبی، باخبر شدیم که خانم کریمی با ایشان در یکی از جشنواره‌های سینمایی در فرانسه همکار بوده است.

تا آن‌جا که من می‌دانم، حضور نویسندگان در جشنواره‌های سینمایی امری معقول، منطقی و معمول است. چون ستون برپادارنده‌ی سینما، روایتِ داستانی ست. اما این نسبت به عکس چندان منطقی نمی‌نماید. اعتبار جوایز ادبی تا حدی به وجود داورانی ست که رأی آن‌ها اثری را از میان انبوه آثار برمی‌کشد و بر صدر می‌نشاند. پس در انتخاب آن‌ها باید دقت کافی داشت و اعتبار ادبی آن‌ها را با هیچ چیز تاخت نزد.


نظرات خوانندگان
۱۶:۴۴ ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ دایره تنگ تر می شود. پیش تر بازیگران سینمایمان به خاطر بازی در یک سریال فوتبالی کارشناس فوتبال تلویزیون شدند و فوتبالیستهایمان بازیگر. بعد بازیگرانمان مجسمه ساز و شاعر شدند اما چون شاعران و مجسمه سازان شهرت و پولسازی ندارند بالطبع هیچ شاعر و مجسمه سازی بازیگر نشد.(استثنای آرامش در حضور دیگران را فراموش کنید) بعدتر بازیگران عکاس شدند اما به همان دلیل قبل هنوز عکاس بازیگر نداریم. و حالا هم که نویسندگی اضافه شده است. به گمانم یکجورایی مشکل از بازیگران ماست که می خواهند در زندگی عادی هم نقشهای متفاوت را بازی کنند هر چند که در خیلی از موارد اجرایشان از نقش مورد نظر زیاد تعریفی ندارد. همین
۱۸:۰۲ ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ البته من پیشنهاد می‌کنم به این خانم/آقای سپهری بفرمایید که همراه با این یادداشت یک نسخه از شناسنامه‌شان را هم ضمیمه کنند تا کارشناسانِ خانم کریمی سن ایشان را بررسی کنند و ببینند آیا کیمیا سپهری از نظر سنی صلاحیت انتقاد از خانم کریمی را دارند یا خیر. در غیر این صورت ایشان مصاحبه‌ی دیگری با مجله‌ی [...] خواهند کرد و می‌گویند برو با بزرگترت بیا و بعد از ما که سنی ازمان گذشته انتقاد کن. گذشته از این، چه کارش دارید بنده‌ی خدا را؟ حالا گیرم که به واسطه‌ی یکی دو ترجمه‌ی نه چندان خوب، خواسته داور یک جایزه‌ی ادبی هم باشد، (یا ازشان خواسته‌اند و ایشان هم صلاحیت‌شان را در خودشان دیده‌اند و پذیرفته‌اند) جای ما را که تنگ نکرده! پس فردا هم به واسطه‌ی عکس‌هایشان با عنوان [سوئد] و با موضوع [چند قطره آب] می‌شوند داور یک جایزه‌ی عکاسی و به هیچ‌کس هم بر نمی‌خورد. باید عادت کنیم که تعجب نکنیم دیگر. نه؟
۱۸:۳۲ ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ استدلال خانم كيميا سپهري چيزي توي مايه هاي اين استدلال نخ نما شده ي قديمي است كه حتمن بايد رييس فدراسيون فوتبال يك عكس با شورت ورزشي داشته باشد تا اين كاره بودنش ثابت شود . چرا بازيگر شناخته شده اي مثل خانم كريمي نمي تواند داور رمان والس باشد ؟ صرف اينكه به زعم ايشان خانم كريمي صرفن بازيگر توانايي است و باز از ديدگاه ايشان تاكيد مي كنم از ديد گاه ايشان كارگردان خوب و مترجم خوبي نيست كه دليل بر بي لياقتي خانم كريمي نيست كه ايشان اين نوع آوري گردانندگان جايزه والس را اين گونه به چالش مي كشند . اصلا اين چه حكم صادر شده ايست كه حتمن داوران يك جايزه ادبي بايد نويسنده و منتقد باشند ؟ آيا يك خواننده صرف ادبيات نمي تواند به كتابي از ديد گاه خود نمره بدهد ؟ شما از كجا ميدانيد به زعم شما اين بازيگر خوب سينما و كارگردان و مترجم بد يك خواننده حرفه اي ادبيات نباشد ؟ تازه اكثريت داوران كه منتقد و نويسنده هستند حالا چه اشكالي دارد كه كنار اين ها يك بازيگر مطرح سينما هم براي نخستين بار به رمان هاي منتشر نشده ي جايزه والس نمره بدهد . در ضمن استلال آخرتان هم خيلي آبدو خياري است چيزي توي اين مايه ها كه مثلن يك دونده مي تواند در انتخاب بهترين بازيكن فوتبال نظر بدهد چون اصولا دو ورزش مادر است ولي يك فوتباليست نمي تواند در مورد انتخاب بهترين دونده نظر بدهد چون اصولن فوتبال ورزش مادر نيست
۱۹:۴۷ ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ببينيد اين يک معامله‌ست بين والس و خانم کريمی. والس با استفاده از برند خانم کريمی برگزاری اين مسابقه رو با سر و صدای بيش‌تری معرفی می‌کنه و خانم کريمی هم به علاقه‌اش که روشن‌فکرنمايی‌ست می‌رسه. اين وسط البته بازنده ادبياته. اما می‌خوام بگم اين اولين باخت ادبيات نيست. من باور ندارم باقی جوايز ادبی داوران معتبرتری از خانم کريمی داشته باشند. در ارتباط با اين مطلب هم که انگار از موضع نقد نوشته شده بايد بگم متاسفم که وقتی مرگ رو جلومون می‌ذارن به تب راضی می‌شيم. يعنی همون انتخاب بد و بدتر معروف. خانم کريمی نباشه اما خانم شيرمحمدی باشه، لابد بعد به خانم بهاره رهنما و خانم ترانه عليدوستی هم راضی می‌شيم. واقعا چه فرقی ميان اين اسم‌هاست؟ به نظرم خانم کريمی انتخاب خوبی برای اين مراسم هستن به شرط اين‌که رو اين مسابقه به عنوان يک رخ‌داد ادبی حساب نکنيم و به ديد يک شوی جذاب به تماشای‌ش بنشينيم.
۲۲:۵۲ ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ از منتقد «ناشناس» سوال‌هایی دارم:
۱) آیا فرض این است که داوران یک مسابقه‌ی هنری الزاما باید کارشناس همان رشته باشند؟ آیا هنر -و به طور خاص رمان- نمی‌تواند توسط مخاطبان آماتورش سنجیده شود؟ و این مخاطبان آماتور نمی‌توانند حرفه‌ای‌های رشته‌های نزدیک و هم‌سایه باشند؟
۲) چطور حضور A در نقش B معقول است، ولی حضور B در نقش A غیرمعقول؟ این عدم تقارن عجیب است! داستان ستون سینما است، اما تصویر شفاف نیز ستون داستان می‌تواند تلقی شود. این حرف‌تان در حد «من به‌تریم، اون بدتره» بود.
۳) همیشه می‌توان گفت چرا فلان شخص به جای بهمان شخص دعوت نشد. البته می‌توان دلایلی هم سر هم کرد. مثلا این‌که فلانی هم داستان‌نویس خوبی است و هم بازیگری به نسبت مشهور. بگذارید مثال نقض بیاورم: من تاکنون اسم خانم شیرمحمدی را به عنوان بازی‌گر نشنیده‌ام (نمی‌گویم بازی‌گر بدی است یا خوبی؛ نمی‌دانم).
۰۹:۲۲ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ دو نکته انحرافی :
1) چه اصراری هست که حتما بدانیم کیمیا سپهری نام مستعار یکی از منتقد و نویسنده مشهور ایران است؟ حالا اگر ندانیم چه می شود؟
2) چه کسی گفته خانم مرجان شیرمحمدی نویسنده توانایی است؟ بعد از همان چند داستان کارگاهی و متوسط؟!
ضمن اینکه جناب شکراللهی به نظر می رسد این مطلب نیاز به ویرایش متن دارد. " از یکی از نویسندگان..."برای شما که ادعای ویراستاری دارید کمی بعید به نظر می رسد.
۱۱:۰۶ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ من کتاب زندگی مارلون براندو ترجمه نیکی کریمی رو خوندم.خیلی هم خوب ترجمه کردند.پس بهانه ی شما برای این که مترجم خوبی نیستند منتفی است.درضمن یکی دو کار نسبتا خوب(و حتی متوسط) که مورد استقبال مردم قرار بگیره بهتر از پنجاه تا کار بی نقصه که فقط به درد پشت ویترین بخوره.(منظور من کتابایی هست که کل مخاطبانش به 100 نفر هم نمی رسه)
۱۳:۵۰ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ یعنی واقعاً مساله این‌قدر پیچیده‌اس که بعضی‌ها از درک‌اش این‌قدر عاجز هستن؟ چطور وقتی عباس کیارستمی ِ فیلمساز و عکاس، میاد حافظ رو مینی‌مال می‌کنه، صدای همه در می‌آد که چرا فلانی کله‌اش رو می‌کنه توی ادبیات و هرکسی را بهر کاری ساخته‌ان؟ همین الان اکسپوی عکس چرا این‌قدر بهم ریخته به خاطر حضور سینماگرها؟ فکر می‌کنید به خاطر «چرا» بودن‌شون هست؟ نخیر! خانم نیکی کریمی بیان رمان بنویسن، ترجمه کنن، اصلاً خواننده‌ی حرفه‌ای ادبیات باشن، جای کسی رو تنگ نمی‌کنن، ولی به واسطه‌ی یکی دو ترجمه‌ی خوب یا بد، یک نفر نمی‌تونه «داور» جایزه‌ی ادبی بشه! دقت کنید؛ «داور». یعنی من ِ نویسنده کارم رو می‌فرستم زیر دست این خانم که قضاوت و داوری کنه. حالا منطق دو دو تا چهارتایی نمی‌گه که، یه بازیگر سینما، حتا اگر خواننده‌ی حرفه‌ای ادبیات باشه، چطور می‌تونه یه اثر ادبی رو داوری کنه؟ و از این استدلال بی‌پایه‌تر، که «خواننده‌ی حرفه‌ای هم می‌تونه قاضی باشه». ببخشید پس من که نزدیک به ده ساله خواننده‌ی حرفه‌ای ادبیات هستم، همین الان باید برم داوری یه جایزه رو بکنم؟ یا فلان عاشق سینما که سال‌هاست داره فیلم نگاه می‌کنه و مخاطب حرفه‌ای سینما هست، پس فردا می‌تونه بره بشینه تو هیئت داوران جشنواره‌ی فیلم فجر با این استدلال که: من مخاطب حرفه‌ای سینما هستم، پس صلاحیت داوری دارم؟ اگر این خانم دوست دارن همه‌چیز رو تجربه کنن، ما نمی‌تونیم بگیم چرا، ولی وقتی می‌خوان غوره نشده، مویز بشن، دیگه خیلی زور داره!
۱۳:۵۷ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ به نظر من ترجمه‌ی «نزدیکی» حنیف قریشی خیلی خوب است و نمی‌دانم چرا مقابل هنرپیشه‌ای که دوست دارد در زمینه‌های دیگر هم فعالیت کند موضع می‌گیرید.ستون برپا دارنده‌ی سینما لزوماً روایت داستانی نیست.کسی که این حرف را می‌زند مسلماً تعریف محدودی از سینما در ذهن دارد.هر اثری خودش قواعد خودش را پایه می‌گذارد و بسیاری از فیلم‌ها اصلاً آثار داستان‌گو و روایت‌گر نیستند و نمی‌خواهند باشند.بینش آدم‌ها ربطی به این‌که چند کتاب منتشر کرده‌اند و چند داستان نوشته‌اند ندارد و فکر می‌کنم تشخیض خوب و بد لزوماً به معنی توانایی خلق اثر خوب نیست.
خانم مهتدی!اگر خبرنگاران دیگر هم مثل شما این‌قدر [...] باشند بیشتر باید نگران روزنامه‌ها و گزارش‌های‌شان باشیم تا داوری خانم کریمی.
۱۴:۳۰ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ از استدلالهای غلط و رادیکال دوستانی که اینجا کامنت گذاشته اند غافلگیر شدم. خیلی جالب است که گاه اوقات در فرهنگ ما نگرش تنها تنگ نظرانه است و گاهی اوقات هم اینقدر بی درو پیکر. من با نویسنده ی مطلب کاملا موافقم. و پیشنهادم این است که اینبار برای جوایز سیمرغ بلورین، کان، و حتی اسکار از نویسندگانی چون دولت آبادی، مندنی پور، و روانی پور و غیره بهره ببریم، چطور است؟؟؟ یا بگوییم مثلا آقای خالد حسینی یک نقد سینمایی جانانه بنویسد؟ ببینید در فرهنگ ما هیچکس سرجای خودش نیست. والس ممکن است که به خاطر تبلیغات گسترده تر از ستاره های سینما دعوت کند که کار بسیار غیرحرفه ای و [...] در نوع خودش است اما خانم کریمی باید درک قوی تری از ادبیات داشته باشد که خودش از این سمت صرفنظر کند. اگر ایشان درک ابتدایی از فیلمنامه نویسی که به هرحال یک ژانر ادبی ست درک متوسطی هم داشت فیلمهایی چون زنها فرشته اند را انتخاب نمی کرد!!! یکی از ده تا فیلمهایی که ایشان بازی کرده اند را می توان فیلم نسبتا خوبی محسوب کرد. در ضمن کامنت گذاری که می گوید این خانم مترجم خوبی ست، آیا هیچ وقت متن اصل را به زبان انگلیسی خوانده اند که با اطمینان خاطر...به هرحال، اگر هنرپیشگان خارجی را می بینید که در محافل فرهنگی و ادبی شرکت می کنند و گاهی هم داوری (که تا به حال نام کسی به خاطرم نمی آید!!!) مطمئن باشید که تنها ادایش را در نمی آورند. ما آنقدر سردرگمیم که از هر اتفاق و گرایشی بی آنکه ارزش و جایگاهش را بدانیم کپی برداری می کنیم. به شخصه این دوره ی جایزه ی والس را به دلیل انتخاب خانم کریمی جدی نخواهم گرفت.
۱۵:۱۴ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ خانم مهتدی! [...] دوست عزيز. نزديک به چهل رمان برای اين مسابقه فرستاده شده. به طور متوسط بگيريم هر رمان ۱۰۰ صفحه ، يعنی هر داور بايد بشينه نزديک به ۴۰۰۰ صفحه بخونه ، اونم تو نزديک به سه ماه. حالا شما فکر می‌کنين واقعا خانم کريمی با اين همه مشغله( بازيگری، ترجمه، دکلمه،حضور در جشنواره‌های خارجی ،مصاحبه، سفرهای تفريجی، ديد و بازديد با دوستان و خانواده و ...) وقت می‌کنه نزديک به ۴۰۰۰ صفحه بخونه و قضاوت کنه؟ [...] چرا اين‌قدر بعضی از مسائل رو جدی می‌گيريد؟
۱۷:۲۷ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ عجيب است واقعا يك منقد و داستان نويس محترمي اومده پشت يك نام مستعاري و حرف هايي را مطرح كرده كه به حوزه ي ادبيات مربوط ميشه بع د يه ادمي مثل من هم اومده و نظر خودش رو داده حالا خانم مهتدي مياد وسط و منو متهم به نفهمي ميكنه كه چرا اعتقاد دارم خواننده ي حرفه اي ادبيات هم مي تونه يكي از داوران انتخاب رمان بشه آخه خانم محترم من نظرم رو دادم و باز هم معتقدم هنرپيشه اي در حدو اندازه ي خانم كريمي مي تونه دركنار منتقدين و داستان نويسان ديگر داور يك جايزه ي ادبي باشه همانطور كه رضا كيانيان مي تونه باشه همانطور كه مهدي هاشمي مي تونه باشه و برعكس نويسنده هايي مثل سناپور و دولت آبادي و معروف و... هم مي تونن داوري فيلم بكنن البته دركنار فيلم سازها و در ضمن منظور م خواننده ي حرفه اي ادبيات خبرنگاري مثل شما نبوده كه به شما برخورده
۱۷:۵۶ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ آقای شکراللهی من به بايد و نبايدهای سايت شما وارد نيستم. واقعا متوجه نشدم چرا بخشی از کامنتم حذف شده؟ اين‌که خانم کريمی برای والس يه برند تبليغاتی هستن ، تحليل من از اين جريان است. نمی‌دونم چرا چنين نظری بدون توهين يا هتاکی بايد مورد سانسور قرار بگيره؟ ميشه توضيح بدين.
۱۸:۲۶ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ خوابگرد عزيز جدا از دعوا يي كه فعلا بين موافقان و مخالفان حضور خانم كريمي بعنوان يكي از داوران رمان والس در گرفته تقاضا دارم در صورت امكان با لينك دادن به اين يادداشت سايت گيله وا كه مربوط به ويران كردن نزديك يكي از خانه هاي قديمي گيلان آنهم توسط اداره ارشاد گيلان است در بسيج كردن اهالي فرهنگ عليه اين اقدام غير فرهنگي سهيم با شيد
" نگذاريد اين خانه خراب شود "
اين هم لينك مطلب :
http://www.gilava.ir/2008/11/post.html
۱۸:۵۲ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ اینکه نیکی کریمی از نردبان چه کسی بالا رفته و حالا مترجم و یلم ساط شده مهم نیست..اما این رسم است در همه جای دنیا کمی جلوتر از دماغ تان را ببینید لطفا...هر سال در جشنواره فیلم کن چند نویسنده در داوری ها هستند...چند منتقد و فیلم ساز هم در میان داوران جایزه های ادبی..همین است که در جشنواره فیلم فجر هیچ نویسنده ای دعوت نمی شود..نه تو خوبی لابد خوابگرد عزیز...
۲۰:۵۴ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ با سلام به خوابگرد. من فکر نمی کنم که یک بازیگر یا کارگردان را بتوانیم از فعالیت در سایر حوزه های فرهنگی منع کنیم.
من تا جایی که می دانم نیکی کریمی غیر از ترجمه رمان کوتاه نزدیکی از حنیف قریشی، به طور کلی یک رمان خوان یا به قول شما یک رمان خوار حرفه ای هم هست. اما شما به من بگویید، یا همان خانم کیمیا سپهری که می دانم کیست و البته خیلی هم برایم محترم هستند به این سوال ساده من پاسخ بگویند: مگر شهلا زرلکی چه سوابقی دارد؟ غیر از انتشار کتاب هایی مثل بررسی آثار پائولو کوئیلو و نمونه هایی از همان دست؟
نزدیکی حنیف قریشی را رد می کنیم اما درباره پائولو کوئیلوی زرلکی چیزی نمی گوییم ! [...]
۲۰:۵۷ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ من واقعاً متوجه نمی‌شم! آقای کامیار که خودشون نویسنده هستن چرا این حرف رو می‌زنن؟! واقعاً خنده‌داره که بخوایم فکر کنیم رضا کیانیان یا مهدی هاشمی یا نیکی کریمی‌ می‌تونن داور یک جایزه‌ی ادبی باشن! ببخشید این استدلال مثل این می‌مونه که بگیم یه دکتر دندون پزشک هم می‌تونه جراحی پلاستیک بکنه! لابد چون هردو دکترن دیگه! چه فرقی می‌کنه حالا یکی دندون پزشک باشه و یکی گوش و حلق و بینی! حالا چون اون یکی هفت سال درس خوندن و چند سال تخصص و طرح داره، فرق می‌کنه نه؟ پس تخصص اینجا چه معنی می‌ده؟ «حد و اندازه‌»ی خانم کریمی یعنی چی؟ دلیل نمی‌شه چون ایشون «بازیگر» خوبی هستن، پس بتونن داور ادبی خوبی باشن! و از اون بدتر، محمود دولت‌آبادی چرا باید بتونه داور خوبی برای جشنواره‌ی فیلم باشه مثلاً؟ یا مثلاً حسین سناپور چون نویسنده‌ی خیلی خوبیه، لزوماً می‌تونه داور خوبی هم برای یک جشنواره‌ی فیلم باشه؟ به خدا مساله خیلی ساده‌تر از این چیزاس. نمی‌دونم پرده‌ی نقره‌ای سینما جلوی چشم‌تون رو گرفته، هنرنمایی خانم کریمی این‌قدر خارق‌العاده‌اس یا چشم و ابروی زیبا و بی‌بدیل ایشون باعث می‌شه آدم فکر کنه داور یک جایزه‌ی ادبی «هم» می‌تونن باشن! بعد هم مثل این‌که کار شما (آقای کامیار) با توهین فقط جلو می‌ره! یک جوری درباره‌ی «خبرنگار» جماعت حرف می‌زنین انگار من ِ خبرنگار حق ندارم خواننده‌ی حرفه‌ای ادبیات باشم! نخیر بنده قبل از این‌که روزنامه‌نگار یا خبرنگار بشم، خواننده‌ی حرفه‌ای ادبیات بودم و الان با استدلال شما لابد باید احساس کنم که می‌تونم داوری یک جایزه‌ی ادبی رو انجام بدم. چرا که نه؟
۲۲:۲۷ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ از خانم کریمی نقد ی هم خوانده اید؟ متر جم که در این مملکت بسیار است.
۲۲:۳۶ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ خانم کریمی که تو فیلماش در مقابل نا هنجاریها و افکار و کردار غیر منطقی جیغ میکشه و رنگ و روش میپره آیا در قبول داوری به مترجمان و منتقدین بنامی که سالهاست کار میکنند و زحمت میکشند با حداقل در آمد فکر کرده اند؟ و به حفظ جایگاه نجیب و متین خودشان بعنوان 1 بازیگر؟
۲۲:۴۵ ۱۳۸۷/۰۹/۰۸ هر آشی نعناع داغ هم میخواهد.
۰۰:۲۳ ۱۳۸۷/۰۹/۰۹ البته استفاده از چهره های سینمایی در جوایز ادبی در غرب اتفاق افتاده و می افتد همانطور که در غرب هر اتفاقی می افتد اما معمولا این جوایز مربوط به ناشرانی است که به جهت جنبه های ترغیبی- تشویقی این کار را می کنند و اصلا جدی نیستند و اما این [...] اساسا به دنبال همین جنبه ی مصرفی ادبیات است ،پس خیلی جدی نگیرید.خاطرم هست زمانی کیارستمی را بعنوان داور شعر فراپویان با عنوان شعر دهه ی هفتادانتخاب کرده بودند و ایشان نیز سهراب سپهری را انتخاب فرمودند
۰۰:۳۴ ۱۳۸۷/۰۹/۰۹ توهين چيه خانو م محترم من كيم كه بخوام به كسي توهين كنم من فقط از همون ادبياتي استفاده كردم كه شما استفاده كردين من فقط نظرم رو گفتم و هنوز هم روي اين نظرم پا فشاري مي كنم كه" لزوما نبايد داوران ادبيات داستاني همه شان از جنس منتقد و داستان نويس باشند چه اشكالي دارد كه يك خواننده حرفه اي ادبيات كه اتفاقا نه منتقد است و نه داستان نويس هم دراين جمع به كتاب ها راي بدهد " اين ديد گاه منه و شما مي توانيد بادليل منطقي آن را به چالش بكشيد لطفا يك نگاهي به ادبيات ومنطق ي كه مورد استدلال شماست توجه كنيد چشم و ابرو باقي مخلفات .... و بهر حال هم من و هم شما مي توانيم ديدگاه متفاوتي نسبت به اين موضوع داشته باشيم حرف پاياني كامنت قبلي ام را اينگونه اصلاح مي كنم شما هم مي توانيد بعنوان يك خواننده ي حرفه اي ادبيات و هم بعنوان يك خبرنگار خوب روزي يكي از داوران ادبيات داستاني باشيد شك نكنيد
۰۹:۵۴ ۱۳۸۷/۰۹/۰۹ از این اتفاقها در این جور مسابقات پیش میاد. یادم است 1 بار بهروز وثوقی داور مسا بقه دختر شایسته شد.
۱۰:۱۰ ۱۳۸۷/۰۹/۰۹ کتابخوان حرفه ای زیاد است بخصوص با رواج گروه های کتابخوانی در این سالها ولی این برای داور بودن کفایت میکند؟ ممد بوقی داور کدام مسابقه فوتبال شد؟
۱۰:۱۷ ۱۳۸۷/۰۹/۰۹ اگر به 1 اداره برویم و ببینیم کسی بر اساس رابطه و بدون صلاحیت لازم پستی را از آن خود کرده ما اهل ادبیات چقدر مخالفت و اعتراض میکنیم و حالا... از ماست که بر ماست.
۱۲:۴۲ ۱۳۸۷/۰۹/۰۹ اعتراض من نه تنها به خانم کریمی بلکه به هر کسی است که از پنجره بیاید تو. مگر ما اهل هنر و مثلن روشنفکرها به کردان معترض نبودیم؟ او هم در جایی قرار گرفته بود که صلاحییتش را نداشت.پس همه ما از یک جنس و قماشیم.
۱۳:۰۳ ۱۳۸۷/۰۹/۰۹ می‌دانید؛ تقصیر خود ماست که آدمها را جدی می‌گیریم. وقتی کیارستمی که حتا بلد نیست حافظ و سعدی را از رو بخواند (فیلم وقت خوب مصائب را ببینید!) ادعای فضل و کمال می‌کند و ما لال می‌شویم، خانم کریمی هم داور ادبی می‌شوند! تقصیر خود ماست که خیال می‌کنیم هرکسی اهل ترجمه باشد، ادبیات را می‌شناسد و برای همین است که این همه مترجم را داور جایزه‌های ادبی می‌کنیم. اگر به زبان دانستن است که معلم‌های کیش و سیمین و کانون از ایشان بیش‌تر انگلیسی می‌دانند. لابد مناسباتی در کار است که ایشان را انتخاب کرده‌اند. بد نیست ما هم جایزه تانگو و سالسا را راه بیندازیم و از الناز شاکردوست و دیگران هم دعوت به کار کنیم. به هرحال هر کسی در عمرش دو سه رمان خوانده! و می‌تواند داوری کند! اما حرف آخر اینکه برای همین چیزهاست که نباید جایزه‌های ادبی را جدی گرفت!
۲۰:۴۱ ۱۳۸۷/۰۹/۰۹ نقدهارا بود آيا كه عياري گيرند
تاهمه صومعه داران پي كاري گيرند...!
۱۳:۱۸ ۱۳۸۷/۰۹/۱۰ حرفهايي هست كه نبايد زد
اول اينكه اي كاش نيكي كريمي خودش نمي پذيرفت
دوم اينكه به نويسنده اي فكر كنيد كه با چه مرارت و سختي، اثري را آفريده و حالا ارزيابي اين كتاب به راي و نظر نيكي كريمي وابسته مي شود
من فكر ميكنم از جايگاه خوب نيكي كريمي بايد در يك جشنواره سينمايي بهره برد نه ادبي .به نظرم حالا هم جايگاه نيكي كريمي و هم جايگاه جشنواره والس تحقير شده اند.بديهي ست كه هر كسي اجازه نظر درباره هر كتابي را دارد .ولي داوري ادبي امر ديگريست كه در ماهيت، متفاوت است. ميشود با اطمينان گفت خانم كريمي راضي نخواهند بود كه مثلن يك مترجم ادبي، داور جشنواره فجري باشند كه ايشان در ان جشنواره فيلم ساخته باشند . برند و جايگاه تبليغاتي نيكي كريمي ، كاركردش جاي ديگريست.فكر ميكنم اگر خانم كريمي انصراف بدهند نشانه شرافت و متانت فرهنگي ايشان خواهد بود.
۱۳:۵۴ ۱۳۸۷/۰۹/۱۰ من تازه از خبر جایزه والس و نام داورهای این جایزه باخبر شدم. به نظر من نفس جایزه والس خیلی خوبه. یعنی واقعا اعتراض به سانسور و شرایط نشر در ایران جای اعتراض هم داره اما نمی دونم چرا دوستان به این نکته توجه نمی‌کنند و همش چسبیدن به این که نیکی کریمی بازیگره. باید اول از نفس این عمل تقدیر کرد. این جایزه با جایزه های دیگه فرق داره. این جایزه هدفی داره که به همه ما مربوطه و باید از اون حمایت کنیم.
اما در مورد داورها. من همه داورها رو نمی شناختم اما اونهایی رو که می‌شناسم به نظر من که داورهای خوبی هستند. شاید بشه گفت حتا از بقیه جوایز داوراشون بهترند. البته تا جایی که من می شناسم. من یک کتاب از آقای بالایی خوندم که خیلی خوب بود و به نظر من بهترین داورشونه. اما خانم کریمی هم این طور که من شنیدم مترجم خوبیه و کتاب خونم هست. چه اشکالی داره ایشون هم داور باشه. تازه داور جوایز بین المللی هم که بوده. پس اون یک داور حرفیه. خیلی از جایزه‌ها داوراشون یک کتاب یا دو تا کتاب کم حجم چاپ کردن و شدن داور. یا حتا گاهی شاعرها یا خبرنگارها داور رمان بودن و هستن و کسی صداش در نیامده. خب پس یک مترجم خوب هم می‌تونه داور باشه. داوری خودش یک شغله. به دلیل ادبیاتی بودن صرف نمی شه داور شد. داور باید داوری کردن بلد باشه و این از همه مهمتره. میشه کارنامه خانم کریمی رو هم بعد از این جایزه سنجید و دید که چند زنه حلاجه!!!
ولی کاش تبلیغات این جایزه یک کم بیشتر بود.
۲۳:۴۸ ۱۳۸۷/۰۹/۱۰ 1-برای تعریف از آنچه مرد نظر ماست باید نکات خوب همان را باز گو کنیم.2-مترجم 1کتابه و دو کتابه و کتابخوان هم بسیار است.3-ایشان داور کدام جوایز ادبی بودهاند؟4- شاعر و خبرنگار ادبی میتواند داور رمان باشد لا اقل بهتر از 1 با زیگر5-آیا جدیدن کلاس داوری ادبی بعنوان 1 شغل تشکیل شده؟6- تبلیغات از این بیشتر که خانم کریمی داور هستن؟
۰۰:۰۶ ۱۳۸۷/۰۹/۱۱ آیا خنده کیارستمی را در صحنه پایانی طعم گیلاس بیاد دارید؟
۰۰:۱۱ ۱۳۸۷/۰۹/۱۲ من با جان مایه ی متن منتقد کاملا موافقم .سولوژن عزیز اگر قرار به معادله ی شما باشدو قطعا a,b وبدهند cیعنی مثلا دلال ماشین ،موافقید قضاوت کند درباب ادب یا هنر یا سینما یا هر شاخه ای از هنر آن هم به عنوان داورش؟!
دوستان من به عنوان یک خواننده ی حرفه ای می پرسم و خدا می داند که این سوال همیشه مشغولم می کند ،چرا هر آدم سرشناسی حالا در هر بابی در مذهب در سیاست در علم ودر هنر درباب ادبیات حرفی برای گفتن دارد ثقیل ،از حافظ گرفته تا صادق هدایت از رابعه گرفته تا فروغ .قطعا ادبیات ارث پدری مان نیست اما چرا ادبیاتچی یا آنکه به طور جدی با ادبیات سرو کار دارد پایش را در کفش مثلا فلان مداح نمی کند یا فلان سیاستمدار ؟؟؟چرا؟؟چرا باب شده همه دستی در ادبیات داشته باشند یا به هر حال شاخه ای مرتبط با ادبیات ؟؟
۱۳:۲۵ ۱۳۸۷/۰۹/۱۲ واقعا" شماها فكر ميكنيد توي اين مملكت ما چيزي سر جاي اصلي خودش قرار گرفته و روند منطقي و معقولانه را طي ميكنه كه حالا بخواد اين جايزه والس و داوراش سر جاي خودشون باشن!
واقعا" مسخره است من با خانم نيكي كريمي دشمني ندارم ولي اين همه منتقد و نويسنده معروف و مشهور داريم حالا مگه قحط الرجال بوده كه از ايشان دعوت كردن !!
۱۴:۳۲ ۱۳۸۷/۰۹/۱۲ همه چیزمان به همه چیزمان می آید.
۱۳:۵۴ ۱۳۸۷/۰۹/۱۳ میخواهید تفاوت سارتر و سیمون دوبوار فرانسوی را با ایرانیش بدانید؟آنها بفکر آزادی مردم الجزایر بودند و حتا به نوبل پشت کردندو اینها...
۱۷:۴۰ ۱۳۸۷/۰۹/۱۳ همیشه شما شاهد این وقایع عادی در مطبوعات هستید !!!!
۱۸:۵۱ ۱۳۸۷/۰۹/۱۵ چه میشود اگر کسی فیلمهای کیا رستمی را به سلیقه خودش کوتاه کند و یا قصه شان را کوتاه کند و بصورت سی دی و یا کتاب چه توزیع نماید و بعد مسابقه هم برای انتخاب بهترین این آثار جدید بگذارد و داوری را هم بسپارد به سینماگران؟
۱۹:۰۲ ۱۳۸۷/۰۹/۱۵ اینها عوارض شهرت است. شاملو هم به اوج که رسید دچار این مشگل شد اظهار نظر در باره فردوسی-موسیقی ایرانی و...
و تفاوت آدمای بزرگ با-دیگران در همین است که بگاه شهرت سر گیجه نگیرندالبته شاملو با همه هنر مندیش تن به این کارها نداد
۱۷:۰۳ ۱۳۸۷/۰۹/۱۹ در كشور ما هيچ كس سر جاي خودش نيست سر اين قضيه كه بحثي نيست .
در اين دوره زمانه كه به تعداد كوچه هاي كشور داستان نويس وجود داره ،مطرح شدن كار بسيار شاقيه به همين خاطر بعضي ها ميان ميانبر ميزنن و ابتدا خودشان را در سينما و تلوبزيون به طور نسبتا كاملي مطرح ميكنن و آنزمان است كه مطرح شدنشان در ديگر ساحه ها امري بديهي ميشود و فقط كافي است عكسي با يك داستان در دست داشته باشند آنموقع ديگر داوري در والس كه سهل است شايد به عنوان نامزد بهترين نويسنده هم معرفي مي شوند. دست اندركاران والس جهت تهييج بيشترميتونن از مصطفي زماني و كتايون رياحي هم به عنوان داور استفاده كنند .هم كتاب زياد خوندن هم خوشگلن واينطوري جشنواره شان مطرح تر هم ميشه.
۱۴:۰۱ ۱۳۸۷/۰۹/۲۳ با خانم مهتدی کاملا موافقم
ای کاش دست اندرکاران این جشنواره حداقل از یک مخاطب عادی اما نویسنده ! که چندین کتاب خاک خورده و در انتظار چاپ در وزارت ارشاد دارد استفاده می کردند.
من یک سوال از شما دارم که طرفدار حالا مگه چی شده بابا و چرا اینقدر بخیل اید و اینا و …
اگه اینطوری منصفانه است پس همین حالا می شود به آقای اندی خواننده پاپ زنگی بزنیم و از ایشان دعوت کنیم برای داوری مسابقه ای مثلا کنار آقای شجریان حضور بهم رسانند ؟ ها ؟ ایشون سالهاست در کار موسیقی است و علاقمند به بازی در فیلم و .چرا که نه ؟ چرا اینقدر شما ها ملت بخیلید ؟….
در مثل مناقشه نیست.مسئله قرار گرفتن هر چیز در سر جای خود برای رعایت نظم و حق است .که الحمدالله ما نه از نظمش بویی برده ایم و نه حق می دانیم که خوردنی ست یا پوشیدنی ….
اما یک چیزی دیگری هم بگویم که من حساسیت عجیبی به بوی سم های درختی دارم … دل و روده ام را بهم می ریزد …به خاطرشغلم ده سال تمام در جلسات این داوری ها در بخش تجسمی حضور داشتم ده سال تما م , و هر سال بیش از 12- 13 بار.... و هر بار انگار تمام گالری های موزه پر می شد از این بوی سم درختی سمج سردرد آور ….این روزها که این دعوا ها و جنجال ها را در بخش ادبی هم می بینم انگار همان بوی سم به مشامم می خورد …و فکر می کنم روشنفکری ما هم همان بو را دارد ..... از این را دور. دماغم را می گیرم و فقط پنجره را باز می گذارم وزیرلب می گویم : مردم اندر حسرت فهم…… و جای یعقوب امدادیان را خالی می کنم.

۰۰:۵۶ ۱۳۸۷/۰۹/۲۷ فقط می توانم بگویم متاسفم.
نیکی کریمی اگر بازیگر هم نباشد ، صورت بازیگری دارد.
والس اگر بخواهد به سینما برسد و شهرت از این طریق می تواند ولی هرگز به ادبیات و رمان های نا نوشته نمی رسد. والس عزیزم"این ره که تو می روی به ترکستان است"
این همه نویسنده ی خوب ؛ این هم مترجم عالی !
گیریم کریمی بازیگر خوب ؛ گیریم کارگردان خوب . رمان ، اما از فصلی دیگر است . در قد و قواره ی او نیست .
عزیزانم او چه طور می تواند بی مطالعه و آشنایی ویژگی های رمان خوب را درک کند . او زبان و سبک را چه طور می تواند بفهمد . او مطالعه نکرده و نا آشنا به رمان ها و شکردهایشان از کجا می خواهد اثر اصلی را از تقلبی و زیراکسی تشخیص بدهد؟
عزیزانم !
والس بقالی نیست که هر چه بخواهی در آن باشد و کریمی بیاید نخود و لوبیا و خیار و کالباس را تشخیص دهد.
او را رها کنید در تخصص خودش باشد و ادبیات را این همه نیازارید . دیوارهایی که رویانده اند بس است . زخمی دیگر به او نزنید . می میرد و در جلو چشمتان جان می دهد.
با آن یال و کوپالتان که در همه جا زهره بر دل آب می کند ، این دفعه از خر شیطان پایین بیایید ، بگذارید در مزارع سبز خیال بچرد.
خوش باشید با...

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.