

سفری به سوی راه داستان
معرفی سه کتاب و تشکر از یک مترجم 
امروز در مراسم محقرانه ي اعلام برگزيدگان برندگان ادبيات داستاني سال از سوي داوران مطبوعات ، مجموعه داستان كوتاه احتمال پرسه و شوخي نوشته ي يعقوب يادعلي به عنوان بهترين مجموعه اعلام شد...با اين حساب پيش بيني من به هنگام انتشار كتاب و وقتي كه اولين معرفي مطبوعاتي آن را براي همشهري مي نوشتم درست از آب درآمد. يادعلي به نظر من يك نابغه ي نصفه و نيمه در ميان داستان نويسان جوان است . تا به حال او همه ي زندگي اش را وقف اين كار كرده و فارغ از پيچ وخم روابط درست يا نادرست فضاي ادبي كشور در بيغوله اي به نام ياسوج ، سال هاست كه كار خودش را مي كند ...آن چه باعث مي شود يعقوب را از ديگران ممتاز بدانم استقلال رايي ست كه از اولين سال هاي فعاليتش در بيغوله تر جايي به نام اميرآباد نجف آباد از آن برخوردار است وبه هيچ وجه نه به سلايق بازار توجه مي كند و نه به رهنمودهاي پيران ميكده...وسواس بيمارگونه ي او در تمام كردن آثارش باعث شده هنوز هيچ رماني از او منتشر نشود ، ولي مطمينم وقتي اين اتفاق افتاد يك اتفاق ديگر در رمان اين كشور خواهد افتاد...اگر باور نمي كنيد ، منتظر بمانيد ......
براي اين كه گزارش مفصل تري از مراسم بخوانيد سري به حسن محمودي بزنيد...
راستي اگر مي خواهيد يكي از بهترين رمان هاي سال آينده را بخوانيد برويد سراغ لكه هاي ته فنجان قهوه كه اولين رمان رضا ارژنگ است .پيش بيني پارسال منو كه جدي نگرفتيد،حداقل پيش بيني امسال منو جدي بگيريد! البته به قول حسن اگه تونستيد تو كتابفروشي ها پيداش كنيد ، هرچند داره به چاپ دوم هم مي رسه...
واين بار اگه ناشرش دوباره اشتباه نكنه اسم من راهم توي شناسنامه اش خواهد آورد...به چه عنواني، بماند تا آن موقع كه درآمد...