Browsing Tag

مزخرفات فارسی

این در حالی است که
زبان‌گرد نگارش و ویرایش

این در حالی است که

نمی‌دانم لقلقه‌ی زبان شدنِ برخی کلمه‌ها و عبارت‌ها باعث تنبلی ذهنی اهل قلم، به‌خصوص روزنامه‌نگاران، می‌شود یا تنبلی ذهنی باعث لقلقه‌ی زبان شدن آن کلمه‌ها و عبارت‌ها. شاید باید این را هم بگذاریم کنار معمای هستی‌شناسانه‌ی مرغ و تخم‌مرغ. یکی از این لقلقه‌ها، که…

۲۹ فروردین ۱۳۹۷
گفت‌وگوی دلارامیه
روزانه

گفت‌وگوی دلارام با دلارهام!

ـ خطاب درویشانه‌ی سعدی به کیست در این بیت، «ای روی دُلارایت مجموعه‌ی زیبایی / مجموع چه غم دارد از من که پریشانم»؟ ـ سعدی، با این‌همه دلارِ چشم‌درآر، درویشی‌اش کجا بود: «هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت.» تازه آن‌قدر جانش به دلارهایش…

۲۰ فروردین ۱۳۹۷
پیدا کنید دکتر مصدق را
زبان‌گرد نگارش و ویرایش

پیدا کنید دکتر مصدق را!

رضا شکراللهی: دیروز روز مسابقه‌ی برخی روزنامه‌نگاران بود برای ارسال و انتشار خبر تغییر نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق. خبری که خیلی‌ها را خوشحال کرد و خیلی‌ها را هم ناراحت. خوشحالان که معلوم است چه کسانی بودند؛ بخشی از مردمی که نزدیک…

۲۳ اسفند ۱۳۹۶
کوچه سار شب - درخت بودن یا درخت نبودن
زبان‌گرد نگارش و ویرایش

درخت بودن یا درخت نبودن

رضا شکراللهی: دم‌دست‌ترین و مشهورترین ضرب‌المثل‌های درختی که به ذهن‌تان می‌آید، چیست؟ درختِ «اگر» را کاشتند سبز نشد؟ درختِ «کاشکی» را کاشتند سبز نشد؟ درخت هرچه پربارتر، سرش خمیده‌تر؟ درخت تو گر بار دانش بگیرد، به زیر آوری چرخ نیلوفری را؟ کِرم از خودِ…

۱۶ اسفند ۱۳۹۶
مشغول الذمه
روزانه زبان‌گرد نگارش و ویرایش

در باب مشغول‌الذمه با دنبه‌ی اضافه!

یاد روزگاری نه‌چندان دور به‌خیر که دست‌کم گاهی خلوت فکری و ذهنی هم داشتیم. الان دیگر ساعت چهار بامداد هم که چشم باز کنیم و کورمال موبایل‌مان را برداریم تا مثلاً ببینم ساعت چند است، انواع و اقسام تیرهای غیبِ خبر و تحلیل و…

۱۰ اسفند ۱۳۹۶
علی کریمی؛ بزدل یا جگرآور؟
زبان‌گرد نگارش و ویرایش

بزدل یا جِگراور؟

رضا شکراللهی: می‌خواستم، به‌مناسبت، درباره‌ی برخی فعل «خودکشی» بنویسم که همکرد آن «کردن» است نه «شدن»، و به‌تازگی انگار صورتِ مجهول‌اندرمعلومِ آن‌ هم به زبان فارسی راه پیدا کرده؛ اما دیدم، در این گردوغبار سیاست، بهتر است دستمال نبندم به سر روزنامه‌ای که درد…

۲۵ بهمن ۱۳۹۶
درباره‌ی مزخرفات فارسی
معرفی و مرور کتاب‌گرد

مزخرفات فارسی و فعل اخلاقیِ نوشتن

آرمان ریاحی: مزخرفات فارسی کتاب پُرمایه و شادی ا‌ست. در گذشته آقای ابوالحسن نجفی «غلط ننویسیم» را با لحنی جدّی و آموزگارانه برای مخاطبانی نوشت که نویسندگی بخش مهمّی از کارشان بود؛ کتابی مرجع که هدفش آموزش دانشجوها، داستان‌نویس‌ها و روزنامه‌نگارها بود. ولی رضا…

۲۰ بهمن ۱۳۹۶
آموزش بی‌ویرایش در محضر بهزاد بلور
زبان‌گرد نگارش و ویرایش

آموزشِ بی‌ویرایش در محضر یک عدد سلبریتی

از سال ۸۸ گاهی روایتی شخصی از دیگران را عیناً در سایت خوابگرد بازنشر می‌کردم بدون دست‌کاری و ویرایش، با عنوان کلی «داستانِ بی‌ویرایش». امروز به‌تصادف از اینستاگرام یک عدد سلبریتی (مجری معروف تلویزیونی با خدا تا فالوئر) سردرآوردم که دیدم می‌توان با بازنشرِ…

۴ بهمن ۱۳۹۶
از ضجه زدن امروز تا زجه زدن فردا
زبان‌گرد نگارش و ویرایش

از ضجه زدن تا زجه زدن

بعضی کلمه‌ها در دوره‌هایی پراستفاده می‌شوند. مثلاً این روزها که هزار و هفتصد و پنجاه جور مصیبت و اندوه از زمین و آسمان و اخیراً دریا چنان بی‌وقفه بر سرمان می‌بارد که فرصت زاری کردن هم به آدم نمی‌دهند، دور و برمان پر می‌شود…

۲۷ دی ۱۳۹۶
مهین توانگران و درویشان بی‌نان
زبان‌گرد نگارش و ویرایش

مِهینِ توانگران و درویشان بی نان

بعید می‌دانم در دور و بر شما دست‌کم یک مهین‌خانم نباشد، ولی امروزه دوره‌ی پارمیداخانم‌هاست و دیگر کم پیش می‌آید، به‌خصوص در شهرهای بزرگ، که کسی اسم دخترش را بگذارد مهین. از اسم خاص بودنِ آن که بگذریم، مهین در ادبیات فارسی چندین معنا…

۱۴ دی ۱۳۹۶
Back to Top