Browsing Tag

بهترین داستان‌های کوتاه سال

برندگان دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی
جایزه‌ی بهرام صادقی خبر و گزارش

برندگانِ دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی

داوران دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی از شور و هیجان پدیدآمده در میان نسل جوان داستان‌نویس و به‌خصوص برگزیده و برنده‌ شدن نویسندگان اغلب گمنام و غیرتهرانی ابراز خوشنودی می‌کنند، و با این امید که در دوره‌های آینده، سطح کیفی و کمّی داستان‌ها…

۱۲ بهمن ۱۳۹۴
shahsavari1393
جایزه‌ی بهرام صادقی خبر و گزارش

گزارشی کوتاه از خیزش بلندِ داستان کوتاه ایرانی

کارِ خواندنِ داستان‌های دومین دوره‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی، کمابیش از همان ابتدای رسیدنِ آثار، یعنی اوائل شهریورماه آغاز شد اما هیئت انتخاب به طور جدی، خواندن آثار را از ابتدای آبان‌ماه شروع کردند. حدود ۱۰ آذرماه، شصت داستان به مرحله‌ی بعدی راه یافتند. داوران…

۱۱ دی ۱۳۹۴
بیست داستان برگزیده‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی
جایزه‌ی بهرام صادقی خبر و گزارش

بیست داستان برگزیده‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی

بنا به وعده، فهرست بیست داستان برگزیده‌ی دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی را اعلام می‌کنم و همه را فرامی‌خوانم به ضیافتِ مطالعه‌ی این آثار که مجموعه‌ای ست از بهترین داستان‌های کوتاه سال. شما هم می‌توانید در بخش جنبی جایزه‌ شرکت کنید و به…

۷ دی ۱۳۹۴
نسخه‌پیچ
آثار برگزیده جایزه‌ی بهرام صادقی

داستان کوتاه «نسخه‌پیچ»، ابوذر قاسمیان، جهرم

از وقتی احد ترخیص شد، بهداری بدون سرباز ماند. در به در دنبال کسی می‌گشتند که از دارو و این ‌جور‌ چیزها سر در بیاورد. از گوراب تا دهلران راهی نبود، ولی آمبولانس پادگان تا روشن بشود نصف روز گذشته بود. پادگان که نه،…

۷ دی ۱۳۹۴
میدان آزادی
آثار برگزیده جایزه‌ی بهرام صادقی

داستان کوتاه «میدان آزادی»، بهزاد ناظمیان‌پور، شاهرود

میدان آزادیِ شاهرود یکی از میدان‌های شمالی شهر است. میدانی‌ست مستطیلی‌شکل که به جای عرضِ مستطیل، دو نیم‌دایره دارد. وسط میدان را چند باغچه‌ی طولی کشیده‌اند با پیاده‌روهای میانِ باغچه‌ها و نیمکت‌های کنار پیاده‌روها. درست در میانِ میدان، رستورانی شیشه‌ای و گرد قرار دارد…

۷ دی ۱۳۹۴
مسعود بی‌برگ
آثار برگزیده جایزه‌ی بهرام صادقی

داستان کوتاه «مسعود بی‌برگ»، سروش قاسمیان، تهران

از توی گوشِ مسعود، با شکل بیضی و همه¬ی نرمی¬اش، پوست درخت بیرون کشیدند. یک تکه پوست قهوه¬ای درخت که بیشتر به زردی می¬زد تا رنگ درخت. مسعود بین همکلاسی¬هایش نشسته بود، روی یک سکوی کوتاه، کنار دیوار جهاد ¬دانشگاهی که جای همیشگی¬شان بود…

۷ دی ۱۳۹۴
مارپله
آثار برگزیده جایزه‌ی بهرام صادقی

داستان کوتاه «مارپله»، مریم منصوری، تهران

بازی پیچیده‌تر از آن بود که نقش آدم‌ها، مستقل از هم قابل شناسایی باشد. حسن خودش هم نمی‌دانست کجای این مارپیچ ایستاده است. اما وقتی درِ اتاق شماره‌ی یازده هتل اروپا را بست و چمدانش را کنار تخت گذاشت و به طرف روشویی رفت…

۷ دی ۱۳۹۴
لگاح
آثار برگزیده جایزه‌ی بهرام صادقی

داستان کوتاه «لگاح»، نسیم مرعشی، تهران

آفتاب تازه زده بود. امّ‌عقیل داشت کاغذ پاره‌ها را ریز می‌کرد، می‌ریخت جلوی بز٫ بز از دَم و شرجی بی‌حال بود و پستان خشکیده‌اش لای پاهایش تکان می‌خورد. کاغذ‌ها را بی‌میل بو کرد و بی‌میل جوید. امّ‌عقیل چِلّابش را روی سر محکم کرد، چمباتمه…

۷ دی ۱۳۹۴
گروه پزشکی ۶۳
آثار برگزیده جایزه‌ی بهرام صادقی

داستان کوتاه «گروه پزشکی ۶۳»، یاسمن رحمانی، تهران

مادر پنجاه‌ ساله‌ام داشت مثل دخترهای شانزده ساله رفتار می‌کرد: با همکلاسی سابق دوران دانشگاهش – که حالا پزشک یکی از تیم‌های فوتبال لیگ برتر ایران بود – قرار شام گذاشته بود. توی رستوران گردان برج میلاد. حالا مادرم داشت از من مشورت می‌گرفت…

۷ دی ۱۳۹۴
ققنوس
آثار برگزیده جایزه‌ی بهرام صادقی

داستان کوتاه «ققنوس»، سید میثم رمضانی، قم

مامان می‌گوید: خیال‌بازی نه، بگو خل‌بازی. و شاید هم می‌خواهد بگوید؛ چولمنگ. آخر، موقع گفتن خل‌بازی، اَطوار لب و صورتش، یک جوری غنچه می‌شود، که حس می‌کنم، می‌خواهد بگوید؛ چولمنگ! یحتمل، چولمنگ را از جایی شنیده، که این روزها، دغدغه ذهنی‌اش شده و دلش…

۷ دی ۱۳۹۴