بسیار مسرورم که نه سال پیش، پیشبینی کردم رمان یگانهی «نیمهی غایب» رمانی تاریخساز خواهد شد. ده سال از انتشار این رمان میگذرد و بد ندیدم نقدی را که بر آن نوشتم (و شرحش را پیش از این در این مطلب دادهام) و در مجلهی «ادبیات و فلسفه» چاپ شد، بازنشر کنم. فقط این توضیح را اضافه کنم که هر جا از (ن.غ ص) استفاده کردهام، منظورم شمارهی صفحهی این رمان با این مشخصات «سناپور، حسین/ نیمه غایب/ نشر چشمه/ چاپ دوم ۱۳۷۹» است.
عنوان به ظاهر متناقضنمای این متن جانمایهی اصلی رمان «نیمهی غایب» نوشتهی «حسین سناپور» است. در پس پشت این رمان چنان تلاش عظیمی برای فروکاهیدن از فرازهای روایت آشکار است که رمان نوشتن را کاری ساده و آسان مینمایاند. رسیدن به چنین جایگاهی نیازمندِ درونی کردنِ هموزنیِ دو عامل دانایی و توانایی است. متأسفانه در پهنهی ادبیات داستانی ما همواره سنگینی کفهی ترازو به یک سمت بوده است. برخی توانا در نگاشتن هستند اما کمتر دانا نسبت به رمان به عنوان یک ارگانیسم زنده، و عدهای به وجوده مختلف رمان دانایند ولی ناتوان در فرآوری آن به مثابهی یک اثر هنری.
:: دانلود متن کامل با فرمت Pdf
:: دانلود متن کامل با فرمت Word