رمانهای او با جنایت گره خوردهاند اما همیشه یک سر این گرهها به زنهای دسیسهباز ربط دارد. این زنها نه همیشه اما بیشتر اوقات خودخواسته وارد بازیهای پر نیرنگ میشوند.
نان حلال
فردریک دار
ترجمه عباس آگاهی
نشر جهان کتاب، ۱۳۹۶
لاله زارع: «نان حلال» ماجرای پسری آس و پاس به نام بلز دولانژ است که از فرط بیکاری به یکی از شهرهای کوچک فرانسه رفته تا شغلی را که فکر میکند به دردش میخورد بگیرد اما وقتی میرسد متوجه میشود آن شغل به شخص دیگری واگذار شده است. بلز تصمیم میگیرد ماجرا را به یکی از دوستانش خبر بدهد چون پولی برای برگشتن ندارد. ماجرای اصلی از همینجا رقم میخورد. وقتی بلز کنار باجه تلفن منتظر است تا زن درون باجه صحبتش تمام شود و کمکم بابت معطل شدنش عصبانی میشود. زن از باجه بیرون میآید و ورق برمیگردد…
قهرمانهای فردریک دار اغلب به همین سادگی وارد ماجرا میشوند. در رمانهای او یک ویژگی بیش از هرچیزی برجسته است. مردی به شکلی کاملاً تصادفی درگیر زندگی یک زن میشود. دار کشمکشهای قهرمانانش را برای رفتن به لبهی پرتگاه و بازگشت به زندگی معمولیشان باورپذیر از آب درمیآورد. زندگی قهرمانانش تا پیش از این مواجهه لبریز از ملال و یا نکبت است اما آنها بلافاصله حضور این زنان را نشانه سعادت نمیدانند و سعی میکنند بر وسوسهشان غلبه کنند چیزی که در نهایت از پسش برنمیآیند. در رمان نان حلال هم همین اتفاق میافتد. بلز برای برگشتن به سمت زن با خودش کلنجار میرود و حتی در جایی مخاطب باور میکند که بلز تصمیم گرفته به پاریس برگردد.
ویژگی دیگر آثار دار که موتیفوار در کارهایش تکرار میشوند حضور زنان بسیار زیبا اما نیرنگباز است. رمانهای او با جنایت گره خوردهاند اما همیشه یک سر این گرهها به زنهای دسیسهباز ربط دارد. این زنها نه همیشه اما بیشتر اوقات خودخواسته وارد بازیهای پر نیرنگ میشوند. با این وجود این جزو ضعفهای کار نیست.
حتی اگر مداوم رمانهای او را خوانده باشید و این موتیفها برایتان تکراری شده باشد بازهم دست خالی برنمیگردید چون فردریک دار استاد بازی انتخاب است. شخصیتهای او تا آخرین لحظه باید دست به انتخاب بزنند و مخاطب همیشه کنجکاو است بداند اینبار قهرمان چه انتخابی خواهد داشت؟ آیا با زن قصه همدست میشود؟ آیا او را جا میگذارد؟ آیا به خاطرش فداکاری میکند و یا برعکس همهی اینها دست به جنایتی دیگر میزند؟
از دیگر خوبیهای کار فردریک دار زبان جزئینگرانهاش است. شاید این ویژگی خیلی به او کمک کرده باشد تا بتواند رمانهایش را در موجزترین شکل ممکن بنویسد. او برای توصیف حالات روحی یک شخصیت یا یک منظره با چند عبارت کوتاه همه چیز را چنان دقیق ترسیم میکند که کاملتر از این ممکن نیست.
این سه ویژگی در کنار هم باعث شده فردریک دار در کارهایش صاحب یک امضای شخصی باشد و بعد از خواندن چند رمان از او مخاطب چشم بسته میتواند حدس بزند که دارد یکی از رمانهای فردریک دار را میخواند.
اما نقطه ضعف بزرگ کارهای فردریک دار پایانبندیهای شتابزدهاش است. اگرچه سوژههای او درخشان هستند و توصیفات موجزش رمانی خوشخوان پیش روی مخاطب میگذارد اما در پایان مخاطب چنانکه باید شگفتزده نمیشود و حتی ممکن است از نیمههای کار حدس بزند که فرجام این قصه چیست. نان حلال اگرچه یکی از درخشانترین کارهای او محسوب میشود و یک پله از کارهای قبلیاش جلوتر است اما از این نقیصه در امان نمانده. با همهی اینها خوانندهی ژانر جنایی از خواندن کارهایش سرخورده نخواهد شد چون به هرحال او یکی از چیرهدستهای ژانر جنایی است با انتخابهایی وسوسهانگیز. نکته آخر اینکه از قضا ترجمه کارهای دار برخلاف خیلی از رمانهای ترجمه شده زبان یکدست و قابل قبولی دارند و مترجم برای از دست نرفتن حال و هوای رمان به اندازه کافی وسواس به خرج داده است. اگر دنبالکننده ژانر جنایی هستید و میخواهید رمانی کمحجم و با قیمت مناسب بخوانید این کار پیشنهاد مناسبی برای شماست.
برای خواندن مطالب ما میتوانید به کانال جناییخوانی در تلگرام مراجعه کنید.