در میان سه گانه کارآگاه خشن اسماعیل فصیح، شهبازوجغدان هیجان انگیزتر، کاملتر و ایرانیتر است. جذابیت اثر با گذشت سالها بیشتر شده. تصویر شفاف از خرده فرهنگ تهرانی، متوسط، مرفه، با تمایلات روشنفکری در دهه پنجاه که در گرداب رویکرد های مدرن، نگرشهای سنتی و عواطف ایرانی و غرایز انسانی دست و پا میزند، به عنوان مهمترین دستاورد رمان همچنان محل بحث است.
شهباز و جغدان
اسماعیل فصیح
انتشارات صفی علیشاه
چاپ اول / ۱۳۶۹
علیرضا محمودی: شهبازوجغدان، هفتمین رمان اسماعیل فصیح (۱۳۱۳-۱۳۸۸) و پنجمین اثری است که قهرمان اصلی آن جلال آریان است. بعد از شراب خام(۱۳۴۷) و دردسیاوش( ۱۳۶۴)باسومینرمانی طرفیم که نویسنده در مسیرخلق داستانهایجنایی در زیر ژانرکارآگاه خشن از خود به جای گذاشته.
یک حقیقت پذیرفته شده در ادبیات داستانی فارسی است که فصیح هنگام اقامت در آمریکا شیفته آثار نویسندگان مهم زیرژانرکارآگاه خشن میشود و در بازگشت به ایران با اولین رمانش تجربه بومی سازی این زیرژانر را در سرزمین مادری آغاز میکند. اگر تجربههای نسل جدید را در این زمینه کنار بگذاریم، او تنها نویسنده ایرانی است که به جای تکرار روش رایج نویسندگان ایرانی در بازآفرینی سبکهای داستان نویسان نخبه اروپایی به ایجاد نمونههایی مطابق الگو ها و قرار دادهای یک زیر ژانر مطابق با ویژگیهای فرهنگی و تاریخی ایران روی آورد. نتیجه کارش کوبیدن کوره راهی است که برای نویسندگان نسل بعد مغتنمتر از بی راهی ست.
هنگامی که اسماعیل فصیح در نیمه دوم دهه چهل، جلال آریان را برای خلق داستانهای کارآگاهی خود خلق کرد، حضور زیر ژانر کارآگاهیخشن در بازار کتاب فارسی شرایط خاصی داشت. در حالی که ترجمهای از آثار «دشیل همت» و «ریموند چندلر» در دسترس نبود، کتابهای بیشماری به نام آثار میکی اسپلین به عنوانی یکی از نویسندگان شاخص آمریکایی کارآگاه خشن در بازار منتشر میشد.
اغلب این آثارتوسط نویسندگان ایرانی با حضور قهرمانش «مایک هامر» سری سازی و با عناوین و روی جلدهای الگوهای این آثار، توسط ناشران مشخص منتشر میشد و مهم ترین آثار کاراگاهی خشن در ایران طی دو دهه پنجاه و شصت ناشناس باقی ماندند.
در ابتدای دهه هفتاد نام «احمد میرعلائی» در جلد ترجمهای از «ترکه مرد» اثر دشیل همت منتشر شد. در فقر تئوریک مطبوعاتی و ناکارآمدی روشهای نقد دانشگاهی بر ادبیات داستانی مدرن آثار اسماعیل فصیح را به عنوان آثار تقلیدی از نویسندگان آمریکایی به محاق رفت. ترجمههایی دیگر از آثار چندلر چون «خداحافظی طولانی»، «خواهرکوچیکه» و «قاتل در باران» و ترجمهای از شاهین مالت اثر همت، خوانندگان فارسی زبان را با داستانهایی روبهرو کرد که پیشتر فیلمشان را دیده بودند.
آشنایی با «سام اسپید» و «فیلیپ مارلو»، جلال آریان را به فراموشی سپرد. دو دهه زمان لازم بود که به کمک گسترش ارتباطات و امکان درک بهتر از تئوری ژانر و الگوهای ژانری به داستان های فصیح بازگشت و تلاش یکه او برای نگارش داستانهای کارآگاه خشن فارسی را ستود.
شهباز و جغدان چه در سطح طراحی توطئه، شخصیت پردازی، فضا سازی و لحن از الگو های زیر ژانر کارآگاهی خشن استفاده میکند. تمهید استفاده از عاطفه غریزی ایرانی یا به عبارتی فضولی در سرنوشت دیگران به جای الگوی سفارش به کاراگاه خصوصی در شهباز و جغدان کارساز است. داستان های کارآگاهی خشن اصولا با یک سفارش خانوادگی شروع میشوند، اینجا آریان دلش برای دختر دوستش که پدرش گمشده میسوزد. جستجو برای یافتن سیروس روشن به سفارش پروین روشن در روند داستان به داستانهای دیگری از سیاهی و تباهی روابط خانوادگی و حرص و طمعهای انسانی منتهی میشود.
شخصیتهای داستان از قهرمان خشن و طنازو عاطفی کارآگاه (جلال آریان)، زن زیبای فتنهگر(آذر افشار نجفی)، دختر زیبای مد روز( پروین روشن) تا مردپلید وحقوقدان (اردشیر ملک آبادی) از الگوهای زیرژانر تبعیت میکنند. تهران به عنوان شهر وقوع داستان با مکانهایی که بازتاب دهنده تضادهای ساختارسازی چون مدرن و سنتی، شمال شهری و جنوب شهری، فرادست و فرودست، متوسط مرفه و متوسط فقیرو روشنفکر و عامی است، کمتر از لسآنجلس چندلر نیست. فصاحت طنازانه، غرزنی دائمی و تعابیر دوپهلوی فارسی در لحن جلال آریان بدون شک برای خلق یک اسپید- مارلو وطنی کفایت میکند.
در میان سه گانه کارآگاه خشن اسماعیل فصیح، شهبازوجغدان هیجان انگیزتر، کاملتر و ایرانیتر است. جذابیت اثر با گذشت سالها بیشتر شده. تصویر شفاف از خرده فرهنگ تهرانی، متوسط، مرفه، با تمایلات روشنفکری در دهه پنجاه که در گرداب رویکردهای مدرن، نگرشهای سنتی و عواطف ایرانی و غرایز انسانی دست و پا میزند، به عنوان مهمترین دستاورد رمان همچنان محل بحث است.
اسماعیل فصیح، بازنشسته شرکت نفت بود، اما اخلاق شرکت نفتی نداشت. افکار چپی داشت، اما چپ روی نه. داستاننویسی را نه بهانه حضور در محافل سیاسی و نه دلیل نظرآوری در حیطه های جهانی می دانست. مهمترین دست آورد شرکت نفتی او جلال آریان بود.
کارآگاه همیشه بیمار و نالانی از درخونگاه( محل تولد فصیح). پس از گذشت سه دهه از نگارش شهباز و جغدان، شاید بررسی نگرشهای چپ فصیح در رمانهای جناییاش و چپ اندیشی جلال آریان میتواند موضوع جالبی برای یک مقاله باشد. دست به نقد به طالبان نوشتنِ چنین مقالهای توصیه مینم قبل از هر کاری رمان «ضربان شقیقه آبی» نوشته «راس مکدانلد»، ترجمه محسن ثلاثی که انتشارات معین در سال ۱۳۷۱ آن را چاپ کرده مطالعه کند. مطالعه این رمان ده سال پس از مرگ اسماعیل فصیح باعث میشود که از تکرار این حرف که فصیح از آثار همت تقلید کرده، بیشتر خجالت بکشیم. الگوها همه جا یکسانند. انسان ها همه جا یک جور عاشق و قاتل میشوند.
برای خواندن مطالب ما میتوانید به کانال جناییخوانی در تلگرام مراجعه کنید.