خوابگرد

بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

رمان‌های 



دانلود رایگان رمان‌های ملکوت


میم عزیزرمان «میم عزیز»
هفتمین کتاب و چهارمین رمان 
محمدحسن شهسواری  که اداره‌ی سانسور وزارت ارشاد به نسخه‌ی کامل آن مجوز نشر نداد. نسخه‌ی الکترونیک «میم عزیز» در آذرماه ۱۳۹۱ با ویرایش سیدرضا شکراللهی در خوابگرد منتشرشد.

برای دانلود و مطالعه‌ی مطالب مربوط به این رمان، 
ایـن‌جـا را کلیک کنید.




عروسک‌سازرمان «عروسک‌ساز»
نخستین رمان
مریم صابری  که نوشتن آن را در سال ۱۳۸۷ تمام کرد، ولی اداره‌ی سانسور وزارت ارشاد طی دو  مرحله به طور کامل آن را رد کرد. نسخه‌ی الکترونیک «عروسک‌ساز» در آذرماه ۱۳۹۰ در خوابگرد منتشر و از آن بسیار استقبال شد.

برای دانلود و مطالعه‌ی مطالب مربوط به این رمان، ایـن‌جـا را کلیک کنید.




برخی آشنایان
پنجره پشتی
یادداشت‌های ادبی محمدحسن شهسواری

ادبیات محفلی یا محافل ادبی
مصاحبه در مورد «محافل ادبی» و «ادبیات محفلی» ست که گویا بعد از سه چهار سال، برخی دوباره دوست دارند در موردش حرف بزنند.  



هفتانک

پیشنهاد

سایت‌ها
هفتان دوات ۳۰نما جن و پری زمانه بی‌بی‌سی پارسیک تابناک اعتماد کارگزاران روزنا جام‌جم همشهری بالاترین کارگاه هنر عکاسی مگیران ایران کیهان بلاگ‌نیوز حیاتِ نو

سایت‌های دیگر
انسان‌شناسی و فرهنگ رخداد مرور ماندگار فیروزه ۷سنگ فروغ قفسه کافه داستان دیباچه نصور آتی‌بان

این روزها یک چشم‌مان به اخبار استیضاح وزیر علوم است و چشم دیگرمان پیِ سرانجام ماجرای روغن پالم دو دو می‌زند. رسیدگی به فریبکاری برخی نمایندگان مجلس در ماجرای استیضاح، به نظرم کار ما نیست. کار خود وزیر علوم و دولت روحانی ست که چه قدر اهل مماشات باشند و جا پای خاتمی نازنین بگذارند در فرصت‌سوزی و بی‌توجهی به حمایتی که می‌توان در جامعه ایجاد کرد، یا همه چیز را به موفقیت در مذاکرات «نرمش قهرمانانه» منوط نکنند و کمی هم به وعده‌های روحانی برای باز شدن فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داخل کشور بپردازند. ما هم بی‌خواب مانده‌ایم به تماشا و حرص خوردن، که چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی...


روغن بهار

اما تا دولت تکلیفش را با خودش روشن کند و برآید آفتابی، ما به همان روغن پالم‌مان می‌رسیم که یکی از خواصش دیرسوز بودن آن است و یکی از فریبکاری‌هایش، در برچسب این روغن مخصوص سرخ‌کردنی هویدا ست: استفاده‌ی استادانه و فریبکارانه از «یا»ی فارسی. به این می‌ماند که مثلاً روی جعبه‌ی بیسکوییت بنویسند «ترکیبات: آرد گندم درجه یک یا پودر نان خشک کپک‌زده‌ی مخصوص گاوداری» و همان دومی را بریزند. دروغ نیست. خیلی هم صادقانه و خصوصاً ادیبانه است. فقط وقتی می‌خورید، بوی تپاله‌ی خشکیده‌ی گاو می‌دهد. عین همین روغن‌های مخصوص پالم‌دار که وقتی کتلت و کوکوسیب‌زمینی درست می‌کنید، خانه یا بوی موتور پیکان می‌گیرد یا بوی سگ‌مرده!

مهرشید متولی: کتاب «زیر پوست من»، اتوبیوگرافی برنده‌ی نوبل، دوریس لسینگ را  به فارسی برگردانده‌ام و برای انتشار به نوگام داده‌ام. نوگام ناشری دیجیتالی ست که کتاب‌های تازه‌تألیف را بدون ممیزی چاپ می‌کند، هزینه‌ی کتاب‌‏هایش را با حمایت و مشارکت عمومی تأمین می‌‏کند و مجانی روی سایت می‌گذارد.

این صفحه‌ی من در سایت نوگام است: http://www.nogaam.com/node/813

همان‌طور که در این صفحه توضیح داده‌ام، این ترجمه را اصلاً به ناشرهای متعارف پیشنهاد نکرده‌ام و بنابراین زیر دست ممیزان نرفته تا بعد به چاپ دیجیتال مجانی رضایت بدهم. از ابتدا منتظر موقعیتی برای چاپ کامل کتاب بودم که همان‌طور که می‌دانید عجالتاً هنوز کاغذی‌اش میسر نشده. به خصوص اینکه دوریس لسینگ در زمان حیاتش به کپی کردن‌ها و مجانی روی سایت‌ها قراردادن‌ها اهمیت نمی‌داد. 


خب، حالا من «زیر پوست من» ترجمه کرده‌ام و قرار است پس از تأمین مالی لازم، رایگان روی سایت نوگام قرار بگیرد. در واقع، کتاب‌ها، یا بهتر است بگویم این کتاب، یک کوچولو هفت‌خوان را افتان و خیزان طی کرد تا رسید به این مرحله که منتظر دوستداران فرهنگ است ـ چه در داخل ایران چه خارج ـ تا روزنه‌ای سر کیسه‌شان ایجاد و آن را کمی شل کنند و از طریق قسمت «حمایت» صفحه‌ی بالا، در هزینه‌ی چاپ این کتاب مشارکت کنند.


لسینگ به روایت لسینگ
مسلما لایک زدن در فیس‌بوک و پلاس و همخوان کردن مزید امتنان است، ولی نوگام برای این که کتاب چاپ شود و روی سایت قرار بگیرد، کل کار اطلاع‌رسانی برای تهیه‌ی وجه لازم را روی دوش من گذاشته و برای شما خوانندگان پرشمار سایت ـ سخاوتمند ـ خوابگرد، زحمتش چند کلیک کوچولو ست و خلاص.

به قول بیژن مفید:
حالا من، یه دونه جوونمرد می‏خوام ، که از اون گوشه‌ی این معرکه دست بالا کنه، بنده رو صدا کنه، دست سخاوت توی جیب پهلو دستیش بکنه، هرچی به چنگش می‏رسه، از یه تومن تا صد تومن، بیشتر شد نمی‏خوام مال خودت، به نذر این فقیر اولاد شتر، بندازه این‏جا و چراغ اول رو روشن بکنه .


نظر نوگام:
کتاب برای این که نشان بدهد چه‌طور دوریس لسینگ به چنین نویسنده‌ی قابلی تبدیل شده که توانسته جایزه‌ی نوبل را ببرد، بسیار گویا ست. لسینگ از دورانی شروع می‌کند به حرف زدن از زندگی‌اش که خیلی کوچک بوده و از تأثیر تمام اتفاقاتی می‌گوید که کودکی‌اش را شکل داده. این که مثلاً زندگی در کردستان ایران٬ در حال و هوای نسبتا بدوی کردستان آن سال‌ها٬ چه تأثیری در شیوه‌ی زندگی خودش و خانواده‌اش داشته٬ تاثیرش روی پدرش که همه‌ی زندگی از تجمل متنفر بوده و مادری که همه‌ی زندگی دوست داشته به چشم دیگران بیاید و در رفاه و تجمل زندگی کند. لسینگ در خاطرات‌اش ریز ریز شخصیت مادر و پدرش را برای خواننده شرح می‌دهد٬ این که رفتار و منش هر کدام از این‌ها چه‌طور نگاه او را به دنیا عوض کرده است.

بر اساس فهرست پرشمارگان‌ترین کتاب‌های تیرماه امسال (۱۳۹۳) که مؤسسه‌ی خانه‌ی کتاب اعلام کرده، کتابی در باره‌ی قوانین رانندگی با تیراژ ۲۵۰هزار نسخه، در صدر این جدول قرار گرفته است. ناشر کتاب «بی‌خطر برانیم» مرکز علمی کاربردی هلال احمر ایران است. این کتاب مصور ۴۸ صفحه‌ دارد و ۵۰۰ تومان قیمت خورده است.


هم‌چنین کتاب‌های «مداد رنگی‌های هفته» و «تانک پرنده» هر یک با ۲۰۰ هزار عنوان، جایگاه دوم و سوم پرتیراژترین کتاب‌های تیرماه را دارند و بعد از آن‌ها
این کتاب‌ها (هر یک با شمارگان ۱۰۰ هزار نسخه) قرار گرفته‌اند:
ـ آموزش رانندگی
ـ قرآن و جوانان
ـ جوانان و راز نماز
ـ چگونه خطرات بلايای طبيعی را كاهش دهيم


پرتکرارترین چاپ‌های تیر ماه
بر اساس این گزارش، فهرست پرتکرارترین (تجدیدچاپی) کتاب‌های تیر ماه سال جاری هم اعلام شده و کتاب «مفاتیح الحیاة» فقط در این ماه ۲۶ بار تجدید چاپ شده است. این کتاب نوشته‌ی آیت‌الله جوادی آملی ست.


جایگاه‌های بعدی پرتکرارترین کتاب‌های تیرماه به این قرار است:
ـ «من زنده‌ام: خاطرات دوران اسارت» ۱۵ بار
ـ «قطره‌هایی كه دريا شدند: سرگذشت داستانی مشاهير يتيم» نشر مهر امیرالمؤمنین، ۱۰ بار
ـ «بشقاب‌های سفره‌ی پشت‌بام‌مان: خانواده و ماهواره» نشر جامعة الزهرا، ۵ بار
ـ «قانون‌يار آيين دادرسی کيفری»، «ايران! جوان بمان!» نشر جامعة‌الزهرا، «اقلیت» و «آن‌ها» نشر
سوره‌ی مهر، هر یک ۴ بار
ـ «تو، تويی؟!: داستانهای كوتاه و شگفت‌انگيز» و «پایی که جا ماند» نشر سوره‌ی مهر، هر یک ۳ بار

منبع: مهر 

نقدی بر شیوه‌ی نگارش برخی منتقدان
نویسنده‌ی مهمان: محمد تاج‌احمدی

 

زبان و زیپکسانی که مطبوعات دوره‌ی قاجار و سال‌های پس از انقلاب مشروطه را مرور کرده باشند، متوجه می‌شوند که زبان رایج در آن دوران تفاوت‌های فاحشی با زبان رایج در سال‌های سلطنت رضاخان دارد. زبانی که با سلطنت رضاخان (یا بهتر است بگوییم با تأسیس فرهنگستان زبان و ادب) در ایران رایج شده، پایه و مایه‌ی زبان امروزی ما ست. درآن مقطع، غول‌های ادبیات فارسی (چهره‌هایی نظیر بدیع‌الزمان فروزانفر، رشید یاسمی، سعید نفیسی، ملک‌الشعرای بهار و سایر اعضای حلقه‌ی سبعه) به همت فروغی در فرهنگستانِ آن دوره نسبت به روزآمد کردن زبان فارسی اقدامات مهمی انجام دادند. بسیاری از واژگانی را که ارجاع به ابژه‌ها و مفاهیمی فرنگی دارند اما امروز ما از بدیل فارسی ‌آن‌ها استفاده می‌کنیم، همین حلقه‌ی طلایی در فرهنگستان ایجاد کردند.

تا پیش از تأسیس فرهنگستان، روشنفکران و روزنامه‌نگاران به جز در موارد انگشت‌شمار (نظیر به کار بردن مشروطه به‌ جای کنستیتوسیون) واژه‌های رایج فرنگی را عیناً و با املای فارسی به کار می‌بردند. اما در فرهنگستان، واژه‌هایی انتخاب شد که به سرعت با اقبال مردم و روشنفکران مواجه شد و ظرف مدت کوتاهی در جامعه رواج یافت. برای نمونه، به ‌کار بردن واژه‌هایی نظیر پرونده به‌جای دوسیه؛ گزارش به‌جای راپورت؛ سپاه به‌جای قشون؛ و واژه‌ی بی‌بدیل هواپیما به جای طیاره و ده‌ها واژه‌ی دیگر در آن دوران به زبان فارسی خورانده شد.  این مسئله (یعنی لزوم روزآمد کردن زبان) مورد توجه برخی از روشنفکران آن دوران نیز قرار گرفته‌ بود. برای مثال، در همان مقطع، دکتر تقی ارانی در مقاله‌ای نسبت به حساسیت افراطی برخی از پان‌ایرانیست‌ها (یا به قول خودشان، شووینیست‌ها)ی آن زمان در خودداری از به کاربردن واژگان عربی و اروپایی نوشته بود: [ادامـــه]




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.