بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

موضوع برنامه‌ی دیشبِ مجموعه‌ی مستندِ تازه‌ی شبکه پنج، پستان گاو و چگونگی شیردهی بود. مستندی آموزشی با بازساز‌ی‌های استودیی، که در متن آن دست‌کم بیش از سی بار واژه‌ی پستان باید گفته می‌شد، ولی به جای آن تماماً گفته می‌شد «عضو شیردهی»! عضو شیردهی گاو را ابتدا شست‌وشو می‌دهند تا ضدعفونی شود، سپس دستگاه را به عضو شیردهی نصب می‌کنند، ولی قطره‌های نخست شیر را باید جدا کرد، چون عضو شیردهی گاو، در معرض آلودگی‌های بسیار است، و حتا در تماس دست انسان با عضو شیردهی نیز ممکن است...

ادامه‌اش را خودتان حدس بزنید! والله من خودم در برخی برنامه‌های پزشکی تلویزیون دیده‌ام که می‌گویند سرطان پستان، یا نهایتاً سرطان سینه. حتا مدتی پیش خاطرم هست که پزشکی مشخصاً در باره‌ی سرطان «پستان» آقایان توضیح می‌داد. باور کنید، هیچ نظم و قاعده‌ای برای این جور کارها و خیلی کارهای دیگر بر تلویزیون حاکم نیست، و بسیاری کژی‌ها و خطاها، خصوصا در عرصه‌ی غیرسیاسی، از بی‌سر و سامانی مدیریت بر تلویزیون ریشه می‌گیرد! حالا من مانده‌ام شبکه‌ی پنجم، به پستان‌هایی که شیر نمی‌دهند، چه می‌گوید؟

یاد عمران صلاحی به خیر! شانس آوردیم دیروز که روز زن و مادر بود، شبکه‌ی پنج نخواست شعر ایرج‌میرزا را در وصف مادر بخواند که: گويند مرا چو زاد مادر / عضو شیردهی به دهن گرفتن آموخت
یا این بیت از نظامی که: به شیری که خوردم ز عضو شیردهی تو  / به خواب خوش‌ام در شبستان تو

از روز مادر که بگذریم، روایت تلویزیونی از این بیت مولانا هم بامزه می‌شود: گاه ز عضو شیردهی ابر شیر کرم می‌دهد /  گه به گلستان جان همچو صبا می‌رود
یا از همه شاعرانه‌تر، این شعر فروغ: آه می‌بینی / که چگونه پوست من می‌درد از هم؟ / که چگونه شیر در رگ‌های آبی‌رنگِ عضوهای شیردهی سرد من / مایه می‌بندد؟

نظرات خوانندگان
۰۶:۳۹ ۱۳۸۶/۰۴/۱۵ شاهکار بود. شيری که خوردی حلال ات باشد.
۰۷:۳۵ ۱۳۸۶/۰۴/۱۵ در بلاگ نیوز لینک داده شد.
۱۱:۰۲ ۱۳۸۶/۰۴/۱۵ :))
:))
کار کار واژه سازان فرهنگستانه!!
۱۵:۰۹ ۱۳۸۶/۰۴/۱۵ شاید مى‌خواهند زبان را پاستوریزه کنند!
۱۸:۴۱ ۱۳۸۶/۰۴/۱۵ با سلام
گفتن کلمه "احمق" به منزله ناسزا محسوب می گردد. اما وقتی حماقت یکی از صفتها و رفتارهای شخص باشد به منزله بیان خصوصیات آن فرد طلقی می شود بنابراین نمی توان از سازمانی که خاصیت آن حماقت است انتظار دیگری داشت.
۱۹:۰۲ ۱۳۸۶/۰۴/۱۵ آدم را از داشتن چنین عضوی شرمنده می کنند
۰۱:۳۲ ۱۳۸۶/۰۴/۱۶ قربان، بنده به خاطر دارم که در برنامه ترتیل قرآن برای ماه رمضان در همین شبکه پنج از ما خواسته شد درترجمه یکی از آیات قرآن به جای (( .. و آنان در بهشت از شراب های مست کردنی می نوشند)) در زیر نویس بنویسیم (( ... و آنان در بهشت نوشابه می نوشند!!!!!!))
البته خودتان بنا به سلیقه یتان کوکا کولا، پسی یا ترجیحاً زمزم را می توانید تصور کنید!
بله این قصه سر دراز دارد آقای شکرالهی!
۰۱:۵۰ ۱۳۸۶/۰۴/۱۶ آقا این بچه رو ساکت کنین.... یه پستانکی، چیزی بتپانید ترجیحن در دهانش...
۰۹:۳۲ ۱۳۸۶/۰۴/۱۶ نگاه انتقادی سید رضا شکراللهی به فرهنگ هنر و ادبیات
تلویزیون کدومیک از اینهاست؟
۰۹:۴۱ ۱۳۸۶/۰۴/۱۶ محشر بود! کلی خندیدم هرچند تلخه!
۱۱:۳۹ ۱۳۸۶/۰۴/۱۶ اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره؟
نه شیر داره نه عضو شیردهی(!) گاوشو بردن هندستون.....
۱۲:۳۷ ۱۳۸۶/۰۴/۱۶ یکی از استادای ما می گفت در اوائل انقلاب به سانسورچی گفته بودند به جای کلمه کارگر بگذارد عمله. بعد کتابی چاپ شد که در آن یک بیت شعر شاهد آمده بود به این صورت : عشق تو در دل من "عمله" افتاد - این کتاب چاپ شده بود و به همین صورت به بازار آمده بود.
۱۷:۴۳ ۱۳۸۶/۰۴/۱۶ سلام. صداوسیمای اصفهان از همه اینها لیبرال تره چون توی یک مصاحبه مردمی یکی می گفت: رینگ و پستان. (پیستون)
۰۸:۳۶ ۱۳۸۶/۰۴/۱۷ ديروز گوينده‌ی جوان شبکه‌ي سوم سيما خواند: ... به غمزه‌ي مساله‌آموز، صد مدرس شد!
۱۱:۱۳ ۱۳۸۶/۰۴/۱۷ آقای شکر اللهی فکر نمی کنید گفتن از پستان تکرار مکرراتی است که نوشتن در وبلاگ ترتیبی در بهبودی اوضاعش نمی دهد؟ دوستان می نویسند خنده دار است آیا واقعا چنین است؟ آنقدر تلخ است که فقط باید افسوس خورد.
دختری که دو پستان دارد.
۱۴:۴۰ ۱۳۸۶/۰۴/۱۷ از همه چیز بیشتر این برای من عجیبه که شما با این همه گرفتاری چه طوری وقت می کنید هم برنامههای تلویزیون را ببینید وهم درباره ی برنامه های رادیویی بنویسید و بعد هم اینهمه مطالب جالب از اینترنت سرچ کنید و کنار وب سایتتون بذارین. خیلی دلم می خواد یکی فیلم یک شبانه روز شما رو بگیره و برای من هم بفرسته تا من هم یاد بگیرم. مطمئنم من یک دهم شما هم کار ندارم اما همیشه وقت کم می یارم.
۱۵:۴۲ ۱۳۸۶/۰۴/۱۷ استاد
پستان به نظر مي رسد براي انسان باشد
تا براي گاو
اگر گاو را يك شي حساب كنيم در اين برنامه
عضو شيردهي اشكالي ندارد!!!
۱۶:۲۵ ۱۳۸۶/۰۴/۱۷ ار نقطه نظر هنر برای هنر، ایده بدی نیست!
فقط باید بسط اش داد، مثل بازنویسی اصطلاح معروف "به عضو تولید مثل ام "
۲۰:۲۷ ۱۳۸۶/۰۴/۱۷ به نظرم این ریشه در رورویی ملت ایران دارد. و این که همه چی با هم قاطی شده.یارو فکر میکنه اگه این کلمه رو بکار ببره پورنو گرافی تعریف کرده.والا همین آقایونی که از گفتن کلمه پستان شرم دارن خودشون تا حفره ما تحت موجودات صاحب عضو شیر دهی رو خبر دارن .
۲۱:۵۷ ۱۳۸۶/۰۴/۱۷ پستان های شعر فروغ را که جا خالی می گذارند.
۲۳:۰۸ ۱۳۸۶/۰۴/۱۸ زیاد به دل نگیرید .کدام کار تلویزیون حساب و کتاب دارد که این یکی داشته باشد . سلیقه بعضی آقایان محتاج تابو سازی است .خصوصا تابو سازی زبانی .
۱۳:۰۳ ۱۳۸۶/۰۴/۱۹ خيلی جالب بود. کلی خنديدم! لينک دادم که بقيه هم از شاهکارهای صدا و سيما بی بهره نمونن!
۰۱:۴۳ ۱۳۸۶/۰۴/۲۳ سلام آقای خوابگرد
من گاهی صفحه شما را میخوانم
همه چیز میخوانم
بنده سالیانی روزنامه نگار بودم . اما حالا از کنار دکه ها رد میشوم وگاهی که روزنامه ها را نگاه میکنم برمیدارم فقط.
از شبکه ها انتظاری نیست وقتی روزنامه وزین و پرشمارگان جام جم در ضمیمه ۴ دیواری هفته قبلش از قول بهرام زند صداپیشه می نویسد در دبستان با فرشید هدایت فرزند مرحوم صادق هدایت رفیق بودم........... .آیا ما جز هدایت نویسنده که تمام عمر عزب بود صادق هدایت مشهور دیگری داریم که فرزندی به نام فرشید داشته باشد؟ ؟ اگر دوست دارید با آن یکی هدایت هم آشنا بشوید زنگی به دفتر روزنامه بزنید که کم از خنده بر عضو شیردهی گاو های بدبخت ندارد.
۲۲:۴۹ ۱۳۸۶/۰۴/۲۳ خيلي دلم مي خواد بدونم موقع ترجمه ي آيه ي كواعب اترابا چه لغتي به كار خواهند برد !
۱۴:۱۰ ۱۳۸۶/۰۴/۲۴ وووه كه با اين نوشته چه كردي ! از همان ابتدا شونصد تا لينك با عناوين مختلف مرا به اينجا هدايت كرده ...
۱۰:۴۹ ۱۳۸۶/۰۴/۲۹ آقا من به نام خودم نگفتم که .. تو پی نوشت هم گفته بودم که اصل مطلب از خودم نيست ... اين نوشته جذاب هم برام ايميل شده بود ... بايد خر خره اون بابا رو برم بجوم که بهم نگفت شما رو ....
حالا ميلينکم ... دزد که نيستيم مومن ...
موفق و هميشه سلامت باشيد .
لينک اصلی رو هم ميدم ... من نديده بودم اينجا رو باز هم ميگم ... در هر حال از حضورت ممنونم ... حال دادی به اعضای ما جان برادر ... ( ایندفعه مغز منظور مطلبم بودش هــــــــــا )
۱۰:۵۱ ۱۳۸۶/۰۴/۲۹ بچه ها ميگن اين کلمه برای اتل متل توتوله هم هست ... اونم مينوشتی
نه شیر داره نه عضو شير دهی ... يک زن کردی بستون
۱۶:۱۳ ۱۳۸۶/۰۵/۰۶ با این حساب از حالا به بعد این واژه ؛پستانداران؛ به واژه ؛عضو شیر دهی داران؛ تغییر نام میدهد
۱۲:۵۵ ۱۳۸۶/۰۸/۲۴ سلام...
اين قصه سر دراز ...دراز به به دراز بوی کافور می دهد!!
خوب بود...نه تکرار مکررات!! به قول دوستی...که حکايتی بود خواندنی...
تلنگری به زنده مانی مان!!!
وقتی که در حوالی مان قدم می زنند و به ريشه نداشته مان می خندند!!!
امروز صبح عضو شيردهی من به درد امد...فهميدم که زير عضو شيردهيه من خبرهايست!!!
ببخشيد نمی دانم اسمش را...بگويم!!!صدايش...شبيه تلمبه!!!
اقايون لطفا واژه ای معادل بسازيد...برای قلبم
۱۳:۱۴ ۱۳۸۷/۰۳/۰۷ خیلی جالبه که جماعت ایرانی وقتی ّّهینجور چیزارو میشنوه این همه حال میبره .یکیش خودم
۱۱:۱۸ ۱۳۸۷/۰۸/۰۷ شايد خواستن اينطوري بگن كه بعد بشه يه سوتي دست اين و اون ولي خداييش خيلي خنده دار بود

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.