بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

باور کنيد عکس بدون دست‌کاری‌ست.مردم در دموکراتيک‌ترين شکل ممکن، فردی‌ترين رأی‌شان را دادند. بخش عظيمی از اين مردم زندگی‌شان لنگ پنجاه‌هزار تومان ماهيانه است. من اين جنس مردم را از نزديک ديده‌ام و می‌شناسم. شمار زيادی از ايشان کروبی را برگزيده‌اند. بخش کوچکی هم نگران دينداری جامعه و آخرت خويش‌اند. غالب ايشان همان هوادران سنتی نظام‌اند که چهره‌ی نظام را در احمدی‌نژاد ديده‌اند. گروهی هم نه هوادار نظام‌اند و نه پنجاه‌هزارتومان دردی از ايشان دوا می‌کند، اما احمدی‌نژاد را باور کردند. ايشان در گريز از تن دادن به مديريت رانت‌خوار چند سال اخير، باور کردند که احمدی‌نژاد دزد نيست، باور کردند که خاکی‌ست، باور کردند که از خودشان است، باور کردند که دروغ نمی‌گويد، و باور کردند که گوهر گم‌شده‌شان است. خوب می‌دانم که مجموع آرای اين دو آزارتان می‌دهد، ولی لطفا مردم را تحقير نکنيد. ايشان به باور خويش و يا به اقتضای نيازهای اوليه‌ی خويش درست عمل کرده‌اند؛ هرچند ما معتقديم انتخاب‌شان درست نبوده است. بنابراين لطفا مردم ايران را تحقير نکنيد.

 به سراغ بازنده اگر می‌گرديد، کمی نزديک‌تر را نگاه کنيد. بازنده‌ی نخست، طيف متنوع کسانی‌اند که با توصيه به تحريم در پی مشروعيت‌زدايی از نظام بودند. از جمع ايشان گروهی اندک‌شمار به قدرت همان رسالتی که من و تو در رأی دادن به معين احساس کرديم، تحريم را برگزيدند و قابل‌درک‌اند، ولی به هر حال نه تنها از مشروعيت نظام کاسته نشد که در بدبينانه‌ترين حالت عدم حضور تحريمی‌ها ـ از نخبگان و فعالان گرفته تا بخشی پنهان از جامعه ـ باعث شد حدود چهار تا پنج ميليون از آرای جبهه‌ی دومکراسی‌خواهی و حقوق بشر کاسته شود. عدم شناخت ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه‌ی متنوع ايران بستر ذهنی اين تحريم را فراهم آورد که گناهش به گردن هر که باشد، به گردن مردم نيست. پس لطفا مردم ايران را تحقير نکنيد.

بازنده‌ی دوم انتخابات اصطلاح‌طلبان‌اند و به‌ويژه جبهه‌ی مشارکت. به جرأت می‌گويم که اصلاح‌طلبان نه تنها فاقد تشکيلات و برنامه‌ی واقع‌بينانه و مؤثرند که با هيچ بخشی از بدنه‌ی جامعه ارتباط ندارند؛ به‌جز با برخی گروه‌های مرجع از جمله روشنفکران، فرهنگيان، هنرمندان، نخبگان و دانشجويان‌. نهايت کارکرد اين گروه‌های مرجع در همين حد است که ديديد که اصلا هم کم نيست. اما از مرز اين گروه‌ها که بگذريم، اصلاح‌طلبان با هيچ بخشی از بدنه‌ی مملکت ارتباط تنگاتنگی نتوانسته‌اند برقرار کنند. تلخ است بگويم که تنها هنر خاتمی در طول اين هشت‌سال تنها اين بود که به مردم بفهماند هر کسی حق يک رأی دارد که می‌تواند آن را اعمال کند. او و اطرافيانش نتوانستند کوچک‌ترين اثری در نهادينه‌کردن نياز جامعه‌ی ايران به آزادی و دموکراسی بگذارند. با اين حال نتيجه برای اصلاح‌طلبان چندان هم تلخ نيست. نزديک ده درصد از واجدان شرايط ايران با استواری، دموکراسی و آزادی را اولويت نخست خويش می‌دانند. رقم کمی نيست، به‌خصوص که هوادران استوار راست سنتی نيز در همين حدودند. کاش اصلاح‌طلبان سر عقل بيايند، چشم از اينترنت بردارند، کمی زير پای‌شان را نگاه کنند و به جای تحقير مردم ايران، هم بياموزند و هم شروع به آموزش کنند.

و اما بازنده‌ی سوم و اصلی اين انتخابات گروه روشنفکران فعال جامعه‌اند. ما شکست خورديم. ما به سهم خويش رأی داديم و رأی گرفتيم، ولی شکست خورديم. همان‌طور که روشنفکران آمريکا کون‌شان را پاره کردند تا مردم به بوش رأی ندهند و آخر هم نتوانستند، شناخت ما هم از جامعه‌ی پيرامون‌مان بسيار ناقص است. در خود می‌لوليم و فيل به اين بزرگی را تنها بادبزنی می‌دانيم. از جامعه‌مان بريده‌ايم. سر در کتاب و وبلاگ داريم، اما در مهمانی‌های خانوادگی‌مان شهامت شنيدن هيچ متلکی را نداريم. خوش‌چس‌ترين‌مان که غم نان ندارد، همه‌ی مبارزه‌ی عمرش دعوای کودکانه‌ای می‌شود با دوست ديگرش بر سر قلمروی ادبی‌اش و  به نام مبارزه‌ی فرهنگی. در تاکسی که می‌نشينيم، پابه‌پای راننده جوک سياسی می‌گوييم و به راننده‌های ديگر فحش می‌دهيم. تنها گفت‌وگوی‌مان با پدرمان درباره‌ی کم و زياد ميراثش است، با مادرمان، گله از دستپخت همسرمان و با همسرمان، قيمت لباس تازه‌اش و با خواهرمان، کوتاه کردن زمان چت با پسران و با برادرمان، دعوا بر سر استفاده بی‌اجازه از ژل موی سرمان و با دوست‌مان، درددل کردن از بدهی‌های‌مان و با پسرمان، جنجال بر سر شب‌ديرآمدنش و با دخترمان، ناسزا بر سر نازکی ابرويش و با همسايه‌مان، توصيف جنسی زن همسايه‌ی ديگرمان و... زمان و مکان روشنفکری ما کجاست؟ فيلمساز فيلمش را بسازد؟ همين؟ نويسنده داستانش را بنويسد؟ همين؟ شاعر شعرش را بگويد؟ همين؟ روزنامه‌نگار مقاله‌اش را بنويسد؟ همين؟ بازنده‌ی اصلی ما هستيم که از «نهضت گفت‌وگو» کنار کشيده‌ايم و به جای آن، شب و روز مردم ايران را تحقير می‌کنيم.

من و تو به سهم خويش رأی داديم و رأی گرفتيم، ولی پيروز نشديم. تازه اول راه‌ايم. نعمت بزرگی‌ست که اين را فهميديم. فاصله‌ی ما با مردم بسيار زياد است. در مجلس شيخ‌سعيد مردم ازدحام کردند برای شنيدن حرف‌هايش. جايی برای نشستن نبود. شيخ منتظر بود. کسی فرياد زد خدايش بيامرزد هرکسی که از جای خود برخيزد و يک گام فراتر آيد. شيخ چون شنيد از منبر فرود آمد. گفتند چرا ترک منبر می‌کنی؟ گفت: هرچه می‌خواستم بگويم آن مرد گفت[+]. ما شکست خورديم، چون بالای منبر نشسته‌ايم. منتظر گام مردم نبايد ماند. درست است که از منظر ما مردم ايران نه تنها گامی به جلو برنداشتند که چندين گام عقب نشستند، ولی تحقيرشان نکنيم. به جای آن، خود يک گام برداريم و از منبر فرود آييم.

و سرانجام و دست‌به‌نقد اين که شخصا خجالت نمی‌کشم و ـ چنان‌چه در چند روز آينده اتفاق خاصی رخ ندهد ـ در دور دوم، ناگزير به هاشمی رأی خواهم داد. به قول پدرام، چه کسی‌ست که کابوس احمدی‌نژاد را به  تجربه‌ی هاشمی ترجيح دهد؟

پيوندها:
:: شير يا خط ـ ساغر
:: هنوز زود است که قضاوت کنیم دوستان ـ اميد معماريان
:: احمدی نژاد، هدیه پوپولیست ها به ملت ایران ـ ابراهيم نبوی
:: مانيفست جمهوری‌خواهی‌ات را چند می‌فروشی قهرمان؟ ـ پدرام رضايی‌زاده
:: شکست حزب ليبرال دموکرات وبلاگستان ـ سيبستان
:: مردم را لطفا احمق فرض نکنيد ـ آدم و حوا
:: سرخورده نشويد، تغيير زمان می‌خواهد ـ ارزيابی شتابزده
:: درس‌های جمعه ـ مسعود بهنود
:: بياييد نميريم ـ سپينود

نظرات خوانندگان
۰۴:۵۳ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ اهل ادب و روشنفر اين ويرانه شما باشي مردم ايران بايد حالا حالا ها تحقير شوند
۰۴:۵۹ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ قضیه شاید از این جا آب می خورد که قدرت رسانه را غلط تحلیل کردیم. بعد از اردیبهشت 79 دیگر از موفقیت این جنبش خبری نبود و محملی دیگر برای ارتباط با توده نیافتیم. وبلاگ که آمد دل خوش کردیم که بدیلی برای روزنامه ها یافته ایم فارغ از اینکه بزرگترین کاربرد اینتر نت در این دیار ارضای عقده های جنسی است نه ارائه طریق برای بهبود وضع موجود.
برای آموزش و پرورش البته خاتمی هیچگاه ارزش قائل نشد و ضعیف ترین کسان رابه تدبیر این دستگاه گماشت . یادمان رفت نسل ها در این دستگاه اجتماع پذیر می شوند و اگر این جا نیاموزند که حق چیست و حقوقشان کدامست همیشه رعیت خواهند ماند. البته هیچ روشنفکری هم به آموزش وپرورش نرفت چه که نفع مادی نداشت و چنین بود که بیشتر معلمان از انبوه مترسک ها شدند و خود چیزی نداشتند چه برسد که بخواهند دیگران را تغذیه کنند. خودشان رعیت بودند و هستند لااقل پس از انقلاب اوضاع چنین شد. از این پس باید بیش از این حواسمان به آموزش نسل بعد باشد باید گروهی از ما ایثار کند و برود به آموزش و پرورش شاید آنجا اندکی غنا یافت تا شاید دیگرانی را از آیندگان غنی کند . خانه از پایبست ویران است و کوتوله ها را به بزرگترین کار که آموزش است گماشته ایم.
۰۶:۲۳ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ امروز سالگرد شهادت دکتر شریعتی است.اتفاقی که در ایران در حال وقوع است رشد تشیع صفوی و مذهب قشری است که در 15 سال اخیر به شدت رشد کرده و حکومت نیز آن را تقویت کرده است.به اعتقاد من تا موقعی که با این مذهب وترویج آن در بین توده ها مبارزه فرهنگی نشود مشکل حل نخواهد شد .بی دینی به مراتب از مذهب قشری بهتر است .اصلا دغدغه دموکراسی در جامعه ما وجود ندارد و باوجود بستر مذهبی فعلی بوجود نیز نخواهد آمد.بعضی وقت ها فکر می کنم اگر جریانات قرون وسطی در اروپا اتفاق نمی افتاد هیچ وقت رنسانسی هم پیش نمی آمد! امیدوارم این طور نباشد.
۰۶:۴۹ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ دوست عزيز دلم برای سادگی شما ميسوزد. همان دستی که احمدی .. را از رده اخر به نفر اول رساند دوباره اسم او را از همه صندوق ها دز میاورد. چه ما رای بدهیم یا ندهیم.
۰۶:۵۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ دوست عزیز، همان انتخاب به رای ندادن هم بخشی از همان دمکراسی‌ست.
۰۸:۲۷ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ سلام٫ اين آمار ۴-۵ ميليون رای را که می گوييد از جبهه بقول شما دموکراسی خواهی کم شده است را از کجا آورده ايد؟!!! بهترين کمک برای کسانی که خود فقط خود را نخبه و روشنفکر می نامند اين است که به حرفهای هر روزه و اکثرا مفتشان مالياتی در نظر گرفت.وگرنه هر روز اينان به يک رنگی هستند.
۰۸:۳۲ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ کروبي در کل حدود ۴.۵ ميليون راي آورده که با راي مهر عليزاده (که هرکس به اينم راي داده سفيه محسوب ميشه ) تقريبن ۱۰ درصد افراد واجد شرايط ميشن . مجمع روحانيون هميشه يک راي سنتي حدود يک ميليون داره . بقيه کساني که به اين دوتا راي دادن سفيه و ابله بودن . که حدود ۸ درصد واجدين شرايط ميشن . پس مي بينين که زياد هم آمار بالايي نيست . اما ابله هاي واقعي و بي شعورهاي اصلي اون اصلاح طلبهاي احمقي هستن که هرچي ما گفتيم بابا ما تو ايرانيم ، وسط مردميم مي بينيم کسي به معين راي نمي ده بياييد به هاشمي راي بدين که از اوناي ديگه قابل تحمل تره گوش نکردن . حالا باز خدا رحم کرده احمدي نژاد دور اول نيومد بالا با اين حماقتي که اصلاح طلبها به خرج دادن .
۰۸:۴۰ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ خیلی زیبا نوشتی و درست هم گفتی
متاسفانه آقای خاتمی در زمینه عدالت اجتماعی هیچ دستاوردی نداشت. نتیجه اینکه یه نفر پیدا شد و با شعار ای عدالت حال همه ما رو گرفت.
۰۸:۴۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ گند زدن که شاخ و دم نداره! خوابگرد جان! دوم خرداد نيز رای به خاتمی نبود. نه به ناطق بود. هيچ زمانی دوم خرداد بيش از رای معين را خالص نداشته است..
۰۸:۵۷ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ هنوز در حالت شوك به سر مي برم آقاي شكر اللهي ! در نتيجه به نظرم هنوز زود است كه با تلخي ماجرا كنار بيايم . حرف هايتان را دربست قبول دارم . اين هم شايد كي از اشكالات ماست كه بعضي وقت ها و البته در اغلب موارد دربست قبول مي كنيم و والسلام . اما مطمئنا به رفسنجاني راي نخواهم داد . وجدانم چنين اجازه اي نمي دهد . چرا بايد در انتخاب كسي كه اصلا قبولش ندارم شركت كنم ؟ اين يك شكست دوباره است . گرچه كابوس احمدي نژاد حسابي تكان دهنده و هولناك است . اما ... البته از اين جهت كه ما طرفداران دكتر معين يك گروه يكدست متشكل و همفكريم خيلي اميدوار كننده است چون مي توانيم با هماهنگي و سنجيدگي ، گام هاي محكم تري بردايم . اين چهر سال را بايد تحمل كنيم چه با هاشمي ۲۰۰۵ و چه با احمدي نژاد چفيه انداخته مكتبي ... اما راستي هم مردم گل كاشتند !!!!!
۰۹:۱۷ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ با سيما موافقم که رای دادن ما به هاشمی نتيجه را تغيير نمی دهد. احمدی نژاد از جای ديگری حمايت می شود که دست هيچ احدی به دامان مبارکش!؟ نمی رسد. اگر در ايران واقعا انتخابات آزاد انجام می شد با نظر شما همراهی می کردم ولی ما در کشورمان ادای همه چيز را در می آوريم ادای دموکراسی آزادی انتخابابت رقابتی و آزاد. فکر نمی کنيد تحريم دور دوم نتيجه بهتری داشته باشد دست کم احمدی نژاد در يک انتخابات فرمايشی به قدرت می رسد و ژست حاج اقا در هم می شکند؟
۰۹:۴۲ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ هر چه را که خواستم بنويسم نوشتی و هر چه را که خواستم بخوانم باز هم نوشتی و بسيار زيباتر از آنی که می‌شد.
۰۹:۵۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ کاملا حق مطلب را ادا کرديد. شکست خورده اصلی روشنفکران جامعه هستند که غرق در ميان غبار خودبينی و دود سيگار آميخته به ژستشان توده مردم را نمی بينند. من از آراءکروبی با وعده پوچ و عوامفريبانه ماهيانه ۵۰ هزار تومانش بيشتر ناراحت شدم.اما واقعيت اين است که رای احمدی نژاد همين است. يعنی کسی نيست که به احمدی نژاد ايمان داشته باشد و رای نداده باشد. بنابراين در دور دوم هم بيشتر رای نمی آورد. مگر کسانی که در اين فاصله واجد شرايط رای دادن شوند.بنابراين من جای نگرانی نمی بينم. قبل از اينکه تصميم بگیرید در دور دوم شرکت کنيد و به هاشمی رای دهيد کمی فکر کنيد.
۱۰:۰۴ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ شايد برای ايرانی ها همون احمدی نژاد مناسب باشه تا شايد در اينده لياقت برای رای به ازادی پيدا کنند
۱۰:۲۵ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ سلام. درباره تحليل شما در مورد رايهای کروبی موافقم. در مورد دليل رای شما هم به هاشمی با شما موافقم. اما من به همين دليلی که گفتيد دور اول هم به هاشمی رای دادم. واقعا معين در قواره هاشمی بود؟ اينقدر هاشمی را کوبيديم تا احمدی نژاد از تو صندوق پريد بيرون. در واقع طراح اصلی پروژه چندين ساله کوبيدن هاشمی محافظه کاران بودند و اصلاح طلبان دانسته و ندانسته آن را اجرا کردند. در روز درگذشت شریعتی ما همچنان حیرت زده باید جلوی جریانی را بگیریم که حتی زنده نمی خواهدمان. معین گزینه خوبی نبود.
۱۰:۵۵ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ من با شما موافقم و ممنونم‌از نوشته‌ي شما. به نظر من به هاشمي بايد راي داد، به عنوان يک عمل سياسي نه يک عمل اخلاقي روشنفکري. واقعيت اين است که روشنفکران بعد از اين انتخابات در اقيليت قرار گرفته‌اند و راي دادن به هاشمي حفظ مي‌نيمم فضايي براي اين اقليت است. از راي ندادن هيچ برداشت مستقيم سياسي نمي‌توان کرد اما راي دادن يک عمل سياسي است، يک دست و پازدن ما اقليت براي ماندن!
۱۰:۵۶ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ شوک بدی بود. غمگينم
۱۱:۰۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ ضمنا هيچ برای دوستان طرفدار تحريم:
قهر کردن از صندوق رای در اين شرايط که ما در اقليت هستيم هيچ چيزی برای ما نمی‌آورد. در همه کجای دنيا انتخابات دور دوم round off رای کمتری می‌آورد نسبت به انتخابات اول. حالا شما فکر می‌کنيد در دور دوم با رای ندادن‌تان چه کسی ضرر می‌کند؟ فکر می‌کنيد اين مائي که نمی‌خواهد رای بدهد تا تحريم کند چند نفر است؟ طبقه روشنفکر و تحصيل کرده؟ کاری که تحريميان کردند اين بود که به در پايتخت ايران به جای طبقه متوسط تحصيل کرده، توده‌هاي فرودست حاشيه شهر راي بدهند و برايشان تصميم بگيرند. اگر اين تحصيل کرده‌هاي صدايشان را به توده‌ها مي‌رساندند تحريم معني مي‌داد که نداد...
۱۱:۰۵ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ اتفاقا بايد ملت ايران را تحقير کرد! همين ملت اولین و تنها انقلاب رو به عقب دنیا رو به انجام رسوندن و در خرداد ۷۶ هم به سه سيد حسيني؛ خميني -خا منه ای- خاتمی رای دادند -نه به اصلاحات!
۱۱:۱۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ aaaaali bood.
faghat bayad tafaawote, NET da Tehran wo Others dar nazarbegirim. az Not others ro ham with one credit, be hesaab biyaarim.
az iin behtar nemishod newesht. man ham chaarei joz ray daadan be Haashemi nadaaram.
۱۱:۱۲ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ ما که هرچه درتوان داشتيم برای ترغيب مردم به مشارکت در انتخابات صرف کرديم اما گو گوش شنوا مردم فریب خوردند و به این زمزمه که رای ندادن عدم تایید نظام است دل خوش کردند نتيجه اش هم که همه ديديد مردم با عدم مشارکت مثل خودکشی عمل کردند من واقعا از اين طرز برخورد مردم شگفت زده نشدم چون تا وقتی نخبه کشی در خون ماست همين آش و همين کاسه خواهد بود. بايد سعی در روش کردن افکار مردم داشت روشنفکری صرف پاسخ درد جامعه ايرانی نيست.
۱۱:۱۳ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ بزرگوار عزيز
از خوانندگان مطالب شما هستم. من رای ندادم چون ملقمه ( يا ملغمه) ای به نام جمهوری اسلامی را اصولا قبول ندارم. خيلی ها را هم سراغ دارم که اينگونه اند. در مملکتی که هنوز مردم بر همان بلاهت سال 57 اند و وعده کروبی را باور دارند صحبت از دموکراسی کشک است . من به احمدی نژاد رای می دهم تا لااقل مردم به آنچه که علاقه دارند برسند( صف ايستادن، کوپنی شدن اجناس و ... )
۱۱:۲۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ Did you add the number of the fake votes that have been added to the total votes of Mr Ahamadi-nzad by Shorah-Negahban.
۱۱:۳۲ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ سلام. با حرفهایتان کاملا موافقم. اگر حمل بر خودستایی نشود قبل از شروع انتخابات همیشه می گفتم ما چوب همین چیزها را می خوریم. ما هنوز بلدنیستیم (بعد از این همه سال) که آشغالمان را در خیابان نریزیم! که چراغ قرمز را رعایت کنیم. اینها مثل اثرات یک بیماری مزمن خطرناکند گرچه سطحی اند. هنوز چیزی که دموکراسی می نامیمش نهادینه نشده. ما بازنده ی تفرقه مان هستیم. بازنده نگاهمان به جامعه. ما هنوز فکر می کنیم چون این قشر خاص (همین روشنفکران و هنرمندان و ...) دورمان هستند پس برنده ایم. نه. نه. ما زمانی خواهیم برد که همین مردم عادی و عامی همراهمان باشند. نمی خواهم بگویم به آنها برتری داریم. ولی آنها از ما بیشترند. این قانون طبیعت است: «غلبه تعداد بر حجم» همیشه همین است. ما قربانی جهان خیالی خودمان شدیم. باید از این لاک بیرون آمد.
۱۱:۳۵ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ سلام .قبل از صحبت در موردمطلب شما دلم ميخواهد جواب دوستي را بدهم كه گفت دستي كه احمدي نژاد را از رده آخر به اول كشاند...من در يك حوزه راي شمردم واز ارا حوزه هاي ديگر با خبرم با اينكه ار ديدن آرا بي نهايت متعجب شدم ولي خدار ا شاهد مي گيرم آرائ صندوق ما وصندوقهاي اطراف با تفاوت بسياري به نفع احمدي نژاد بود در تهران وري كروبي همين مقدار راي اورد ومعين هم در همين حد بود .
و در مورد مطلب شما .دقيقا همينطور است كه فرموديد .به علاوه اينكه جبهه مشاركت وهمه روشنكفران مردم را از بالا نگاه مي كنند .مردم دلشان ميخواهد از روبرو نگاه شوند.
در پناه حق باشيد
۱۱:۵۶ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ اتفاق دیروز بسیار شبیه به اتفاقی است که در انتخابات قبلی رياست جمهوری فرانسه رخ داد : در دور اول احزاب چب حذف شدند و در کمال ناباوری لوبن از حزب جبهه ملی (راست افراطی) با بیش از ۲۰٪ آرا در کنار ژاک شيراک (راست) به دور دوم رسيد. در برابر خطر راست افراطی تمام احزاب چب فرانسه علی رغم ميل باطنی خود به شيراک رای دادند تا کشور به دست راست افراطی نيفتد. شيراک با حدود ۸۰٪ آرا به قدرت رسيد. آنچه در شرايط عادی هرگز اتفاق نمی افتاد. اما اين امر برای همه مثل روز روشن بود که چرا از ژاک شيراک چنين استقبالی شد. بد نيست که يکبار هم که شده از تجربه ديگران استفاده کنيم ما جامعه ایران را واقعال نمی شناسیم. ملتی هستیم که مرتبا خودمان را غافلگیر می کنیم. این بار حداقلش اين است که غافلگیر نشویم . هاشمی سالهاست که در راس قدرت و ثروت است. بنابراين حداقل حرص اش احتمالا کمتر از احمدی نژاد است. خودکشی ممنوع !
۱۲:۰۲ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ تو شاهكاري خوابگرد جان، شاهكار! لذت بردم واقعاً، هر چه در دلم بود را گفتي...
۱۲:۳۶ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ در روز چهارشنبه ۲۵ خرداد، اتفاقات جالبي افتاد. يکي اينکه محسن رضايي بعد از ماهها اصرار بر عدم انصراف، با نارضايتي و بدون معرفي کس ديگري انصراف داد. دوم اينکه در اخبار آمده بود که قاليباف بعد از اينکه فهميد، حمايت بعضي ها از او قطع شده است، به شدت متاثر شد و حتي گريست. در روز چهارشنبه چه تصميمي گرفته شده بود که منجر به انصراف رضايي و گريستن قاليباف گرديد؟ چه حمايتي از آنان قطع شد که آنان به اين اطمينان رسيدند که ديگر هيچ شانسي ندارند. بر اساس طرح بصير که جزئيات آن چند هفته پيش در برخي سايتهاي اينترنتي فاش گرديد. هر بسيجي در سراسر کشور موظف بود که حداقل بيست نفر را شناسايي کرده و راي او را بخرد. حال اگر اين عدد را در حدود دويست هزار بسيجي در سراسر کشور ضرب کنيم، عددي کمي کمتر از آراء احمدي نژاد حاصل مي شود. آرايي که قبلاً رضايي و بخصوص قاليباف به آن دلبسته بودند. اگر قبول داريد که خريدن آراء نوعي تقلب در انتخابات حساب مي شود، لطفاً بر اساس نتايج مخدوش اين انتخابات ارزيابي هاي شتابزده انجام ندهيد. در ضمن اين نکته را در نظر داشته باشيد که اين مکانيزم در مرحله دوم هم اعمال خواهد شد.
۱۲:۴۷ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ اگر فکر می کنی امکاناتش و شرایطش را داریم می توانیم به صورت اینترنتی هم برای رای دادن به رفسنجانی کار کنیم. البته می دانم که جو وبلاگستان ظرفیت پذیرش را نخواهد داد و احساسات بر عقل و سرخوردگی بر فعالیت در حال غلبه کردن است.
۱۳:۰۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ سلام
خبرچين به مطلب شما لينک داد
موفق باشيد.
۱۳:۴۸ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ به معين رای دادم. ۲۴ ساعت در بهت و ناباوری بسر کردم. تصميم به شرکت در دور دوم نداشتم. ولی منطق و عقل حکم می کند در دور دوم بی تفاوت نباشيم. خودکشی سياسی اقدام درستی نيست. از تحريم نگوييد که بوی متعفن آن ما را به اين روز انداخت. آقايان و خانمها منتظر منجی هستيد يا در خيال زندگی می کنيد؟! هيچ اپوزيسيون قدری در حال حاضر وجود ندارد . الگوی ما بجای انقلاب ۵۷ خودمان٬ باید تحولات کشورهایی مثل اکراین باشد. کمی فکر کنید.
۱۳:۵۹ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ خب پس به هاشمی رای بدهیم که چراغ کم سوی اصلاحات را روشن نگاه دارد؟! یعنی هاشمی این کار را می کند؟ امیدوارم!
۱۴:۰۶ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ من معمولا مطالبی رو که ميخونم نظر نميدم
مگر اينکه احساس کنم خيلی سطحی نوشته شده باشد مثل نوشته شما .ما مردم را از دست داديم نه به خاطر پنهان بودن روشن فکرها .فقط به خاطر نبود پيشبر و رهبری قوي.دنيا بيرون ديگر نيازی به حرف ندارد .امروز نياز به آدمی هست که عمل کند .خاتمی ۸ سال حرف زد و نهايتش برای مردم گريه کرد.چقدر مهمه آزادی برای جامعه کتاب نخونی که در اوج کتاب خوندن خودش کتابهای م.مودبپور را ميخواند؟
احمدی رای آورد چون بسيج تبليغ کرد و مينی بوس مينی بوس آدم جمع کرد و بسيج متحد بود و همه بسيج بدون احساسات متحد شد و ما؟ ما حتی تا روز آخر مردد بوديم در رای دادن ....مشکل نبود روشن فکر نيست مشکل مردمی هستند که نشسته اند به اميد بهشت به اميد آزادی ...مردمی که باور ندارند کسب هر چيزی نياز به خرج کردن دارد ...پس بهتر باز هم بشينيم تحليل کنيم چون با خواهرم يا بابام اينطور پس روستا رو از دست داديم و رای نياورديم ....ولی ما با خودمان مشکل داريم و اگر يک صدا بوديم کار به اينجا نميکشيد...بوی گلاب و جوراب گنديده و صدای نوحه روز به روز نزديکتر ميشه .نميخواهيد منحد شيم؟
پس يار دبستانی واسه چی هست ؟؟؟
۱۴:۱۳ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ براوو. شهامت مندانه بود! از اصطلاحات عریان انتهای مطلب هم خندیدیم! تصمیم درست را گرفته اید و ایکاش بیشتر برجسته اش کنید. وقت تنگ است و .. موفق باشید.
ضمنا به آن گوساله هایی که خود ایرانیند و تحقیر را شایسته میدانند جز به چشم یک تن فروش روسپی نگاه نکنید!!
۱۴:۱۵ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ با رای ندادن ما چند نفر چيزی درست نميشه بهتره در دوره دوم به هاشمی رای بديم
۱۴:۱۷ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ لینک داده شد.
۱۴:۲۲ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ خوابگرد عزيز سلام...من نيز تحليلی نگاشته ام که خوشحال می شوم نظرتان را در موردش بنويسيد....يا حق
۱۴:۲۳ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ تعارف نداريم که. مثل این که ما هيچ کدوم - از من عام تا شما روشن فکر خاص - قدرت فهم دموکراسی رو نداريم.حتی اين انتخابات نيم بند و دموکراسی وصله پينه ای ِ همراه با پيش شرط. يه بابايی که لابد روشن فکر هست در اعتراض به [ خريت ] مردم وبلاگ اش رو برای يک ماه تعطيل می کنه و شمای روشن فکر هم اين اتفاق برات قابل درکه. اما من ِ عامی ِ لابد خر نمی فهمم. مردم برای اين که احمدی نزاد رو «انتخاب» کردن خرن يا مردم برای اين که تحريم رو « انتخاب » کردن خرن؟! نه جدی برای چی؟! اين دموکراسی ِ کوفتی مگه يک بخشی اش داشتن حق « انتخاب»نيست. مگر نميگن دموکراسی يعنی اشتباه جمعی؟! پس خريت اين وسط چه معني ای داره/؟! اگه مخالف دموکراسی و حق انتخاب هستيم راحت بگيم.پيشنهاد بديم که يک شورا از روشن فکر ها تشکيل بشه و اون چند تا روشن فکر حکومت و حاکم رو تعيين کنن. تقريبن همون طرحی که خود شما برای جلوگيری از ابتذال در وبلاگ ستان ارائه داده بودی. اکثر ما با استبداد که مخالف نيستيم با حکومت فعلی با ديکتاتوری آخوندی مخالفيم.درود بر ديکتاتوری روشن فکرانه يا دل سوزانه.اين دموکراسی گويا هزينه داره.فرق اش هم با ديکتاتوری گويا اينه که در نظام صد در صد ديکتاتوری يک ملت بايد توان اشتباه يک نفر رو بدن اما در نظام دموکراتيک يا نيم چه دموکراتيک دسته جمعی اشتباه می کنن / می کنيم و دسته جمعی هم توان ميدن / می ديم. مشکل از اين حرفا فرا تره.شما که روشن فکری از من بی سواد ِ عامی بايد بهتر بدونی که مشکل فرهنگيه گويا.جامعه ای که تحليل يا واکنش غريزی عامه اش رای دادن به رفسنجانيه و تحليل روشن فکر اش هم همين طور - رجوع به حمايت بی شائبه ی آقای سپانلو از رفسنجانی - يه درد بزرگی داره که گويا فقط حس ميشه و ديده نميشه که از کجاست؟! شايد هم برای طيف روشن فکر زشته که قبول کنه مشکل داره و باید درمان بشه. ما عامه چه دانيم؟!شمای روشن فکر بگو!!!
۱۴:۵۴ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ مشکل ما تحريميان نبودند..در واقع انها عده زيادی را شامل نمی شوند..مشکل ما کمی عده آزاديخواهانی است که بگويند اول کشور دوم من..در ايران اکثريت عکس اينرا ميگويند.
۱۵:۰۷ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ خواهش مي کنم، عجالتاً از آراء مخدوش اين انتخابات هيچ نتيجه اي نگيريد. فرضيات غلط هميشه منجر به نتايج غلط خواهد شد. اگر، در اثر فشار افکار عمومي، انتخابات تجديد شد، يا آراء واقعي انتخابات اعلام گرديد، آنگاه مي توان بر اساس آنها نسبت به ارزيابي و تجزيه و تحليل نظرات مردم اقدام نمود. در حال حاضر با توجه به اينکه آراء اعلام شده فاقد صحت و اعتبار قانوني است، نمي توان بر پايه آن نتيجه گيري صحيح و منطقي نمود.
۱۵:۱۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ آقای خوابگرد عزيز . صحبت از تحقير مردم نيست . آقای احمدی نژاد را هم مردم انتخاب نکردند . درصدی از مردم انتخاب کردند که اکثريتشان تکليفشان روشن است . مسلما برای اين اکثريت مسئله غم نان نيست . من کاری به جبهه مشارکت و گروه های سياسی ندارم . مسئله برای من در دور دوم ساده است . من قرار است در اين مملکت زندگی کنم . نمی خواهم با انتخاب شدن احمدی نژاد دوره ای را تجربه کنم که بعد از آن به قول آقای محمدی دوره ی هاشمی به نظرم بهشت بيايد . من به هاشمی رای میدهم و فکر می کنم رای هر تک نفر به هاشمی- با تمام ایرادهای غیر قابل انکارش - در اين وضعيت ناخواسته يک قدم دورتر شدن از افراطی ترين ذهنيت فاشيستی در اين کشور است . نگذاريم تحليلهای ذهنيمان زندگی واقعی فردايمان را زير لوای ذهنيت دهه ی شصتی احمدی نژاد به لجن بکشد . در دوره ی هاشمی نفس کشيدن سخت بود اما در دوره ی احمدی نژاد نفس کشيدن اصلا ممکن نيست .
۱۵:۱۴ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ سلام..خيلی خوب تحليل کردی..من شك ندارم كه تقلب گسترده اي در انتخابات صورت گرفته..نهادهاي موازي اطلاعات..سردار حجازي و اعوان و انصارش..دار و دسته كيهان..شوراي نگهبان و..همه و همه دست به هم دادند تا احمدي نژاد به دور دوم برود..مسئله فوق العاده مشکوک است..من همان شب انتخابات و قبل از شمارش آرا اين قضيه را به تمام دوستانم در ياهو مسنجر اطلاع دادم..واقعا بايد......هيچ نگويم بهتر هست...به اميد فردای روشن براي من٬تو و تمام مردم دنيا
۱۵:۲۰ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ اسلام با شعار آزادی برابري برادری به ايران آمد يعنی همين چيزی که ما بهش می‌گيم حقوق بشر اونهم در زمانی که دغدغه شکم از همه چيز بيشتر بود مثل همين الان. پس چرا اون موقع اين شعارها جواب داد ولی الان نه؟ من فکر می کنم چون روح آزادی‌خواهی در ما مرده!
۱۵:۲۹ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ به نظر من آقای [...] به هر وسيله ائی که شده می خواهد احمدی نژاد را رئيس جمهور کند تا قوه مجريه هم مثل دو قوه ديگر در اختيار خودش قرار گيرد.
ما نيز بهتر است تکليف خودمان را با اين اوضاع مشخص کنيم که آيا می خواهيم باز تحمل کنيم يا با انجام اعتراضات کار را يکسره کنيم.
۱۵:۳۸ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ حال کنيد ملت !!
اين است قدرت [...]!!
از موش شير می سازد !!!
۱۵:۴۴ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ يه پيشنهاد دارم
دور دوم شرکت کنيم و در برگه هامان بنويسيم : معين!
۱۵:۵۰ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ به نظر من که هر چی اقا بخواهد همون ميشه بيخودی نميرم رای بدم خودمو ضايع کنم
۱۵:۵۴ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ جناب شکراللهی.!!
جناب شکراللهی.!!
جناب شکراللهی.!!
وقتی احساس شکست کرديد. همه را شريک نپنداريد. آنها که رای دادند محکومند به قبول يک شکست! يعنی انتخاب مردم. مردمی که خالی از شعو سياسی اند! اين توهين نيست عزيز حقيقت است! آنها که رای ندادند می دانستد بهتر از اين نخواهد شد !! . به معين دل نبستيم چون دلبری نداشت. آيا ملتی بدبخت تر از اين سراغ داري که يک روز بروند رای دهند تا هاشمی نيايد و فردا بروند رای دهند تا غير هاشمی نيايد. اشتباه جای ديگرست و اگر برايش هزار دليل بياوری مي شود هزار و يک اشتباه. وقتی باختی همه را بازنده نبين! دمکراسی شايد به همين فرم باشد ولی به همين محتوا نيست! معين ديگر سر بلند نمی کند! نامزد ها ديگر نامزد نخواهند شد. هاشمی اگر ببازد همه چيز را باخته است. به تعبير شما همه مان بازنده شديم و سر به زير اما اکبر گنجی هنوز سربلند فرياد می زند. شيرين عبادی در کشتی معين ننشسته بود که امروز همچون شما غريق و مغبون باشد . هنوز حنجره ای داريم بگوييم اين بازی از بيخ و بن جر زنی است و زير بارش نمی رويم اما بازنده عزيز شما که غواعد بازی را پذيرفتی مجبوری سکوت اختيار کنی و سر بزير برای تسکين کابوسی در واقيعت جمعه دوباره تاس بياندازی.!!!
۱۶:۰۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ خانه از پای بست ويران است، خواجه (اسم اش می تواند آسیدرضا باشد، مثلن) در بند نقش ایوان است. ضمن اینکه: خلایق هرچه لایق!
آسیدرضا، ((مردم)) مقدس نیستند. پدیده ها را به نام بخوانیم.
۱۶:۰۴ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ با نوای کاروااااااااان..بار بنديد همرهاااااااااااااان..اين قافله عزممممم..کرب و بلا داااااااااارد..خودمون رو آماده کنيم که گروهی به نام عاشقان آقا به رهبری حاج صادق آهنگران به ياد سال های شيرين گذشته اين سونات رو در محل توالت های عمومی که به جای تخت جمشيد ساخته شده به زودی اجرا خواهد کرد!!!
۱۶:۴۵ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ با درود، :)
نمی‌خواستم چيزی بنويسم. با اين همه اين گفته‌ی شما که: «بازنده‌ی نخست، طيف متنوع کسانی‌اند که با توصيه به تحريم در پی مشروعيت‌زدايی از نظام بودند...» يکم بودار است. با پوزش: چرا جایِ خودتان را با ديگران عوض می‌کنيد؟! نکند چون می‌خواسته‌ايد بيش از همه روی شکستِ از پيش آشکارِ به اصطلاح اصلاح‌طلب‌ها و به اصطلاح روشنفکران تاکيد کنيد اينگونه نوشته‌ايد؟ چرا که از ديد من کسانی که رای نداده‌اند نه تنها شکست نخورده‌اند، به گونه‌‌ای سربلند هم بوده‌اند. آنان از حق‌ِ خود و بدون اينکه تحقير و بازيچه قرار بگيرند - آن چيزی که بر سر برخی بزرگواران آمد - بهره برده‌اند. بماند که بگمان من، در اصل سخن بر سر شکست خوردن و نخوردن نيست، که بر سر بازی داده شدن است. آن هم از گونه‌ی خيلی آشکار و کثيف‌اش.
خوش باشيد.
۱۹:۱۶ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ نوشتين: (بازنده‌ی اصلی ما هستيم که از «نهضت گفت‌وگو» کنار کشيده‌ايم و به جای آن، شب و روز مردم ايران را تحقير می‌کنيم.) من میگم: نه فقط مردم ايران رو تحقير ميکنن (خودم رو عضو جامعه روشنفکران فعال جامعه حساب نکردم که فعل رو به اين شکل صرف کردم) بلکه شب و روز همديگه رو هم تحقير ميکنن... نه از گوشت و نه از استخوون، از هيچکدوم هم نميگذرن. و اين واقعيت زندگی همه ماست.
۱۹:۲۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ اثبات گفته هام هم نظر خواهی وبلاگها. همين نظرخواهی شما. توهين ميکنيم، فحاشی ميکنيم، به خودمون اجازه هر کلامی رو ميديم. من هنوز توهینهایی رو که به شما شد، یا توهینهایی رو که به دیگران شد فراموش نکردم. آقای شکراللهی ما خیلی دوریم از جایی که باید باشیم. خیلی دور.
۱۹:۵۳ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ با تمام یادداشت شما موافقم به جز بند آخر من به هاشمی دزد و دروغگو رای نخواهم داد.من به احمدی نژاد رای می دهم.تا نادان هایی که تحریم کردند و یا به هاشمی کروبی و مهر علیزاده رای دادند بفهمند چه غلطی کردند. اینجا فرانسه نیست مردم را از روبرو باید دید.
۲۰:۵۵ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ تفسیر بدی نیست فقط نمی دانم چطور شکست خود را پای ما تحریمیان می گذاری. تحریم جرم تعریف شد و هیچ روزنامه و یا رسانه ای در اختیار ما نبود ولی میبینی که طرفداران ما بیش از جمع کروبی و معین بود. مشکل شما اصلاح طلبان حکومتی از اول این است که شکست خود را به گردن دیگری می اندازید و رهبران تان فقط بلدند نق بزنند. در مقابل جناح مقابل در دوم خرداد قبول کرد شکست خورده و با یک سازماندهی درست امروز پیروز شد. از شکست خود درس بگیرید.
۲۱:۰۲ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ من گفتم هرکي به کروبي و مهر عليزاده راي داده سفيه بوده . سفيه و مهجور به معناي حقوقي کاملش . يعني واقعن حق تصرف تو اموال خودش هم نداره -چه برسه اون ۵۰ تومني که کروبي مي خواست بهش بده -. اما به دين به پيغمبر ، به هر چي که شما قبول دارين ، اگر شما مي دونستيد که طرفداراي احمدي نژاد چقدر منسجم دارن برا جمعه همين سفها رو هم بر مي زنن نمي گفتيد جمعه بنويسيم معين بندازيم تو صندوق ! بلاهت هم حدي داره ! همين بس که سازمان مجاهدين و جبهه مشارکت همين الان بيانيه دادن .
۲۱:۰۶ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ اهریمنان چیره بر کشورم!
http://www.parsi-l.com
۲۱:۰۸ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ مردمی که به اين راحتی دروغ بزرگ کروبی را باور مکنند و همين دروغهای بزرگتری که شما در مورد احمدی نژاد گفتی ( که از هر دزدی دزد تر است) را باور می کنند ..... من روشنفکرانی را تحقير می کنم که مردم را به دروغ شنيدن عادت دادند. روزنامه هايی را که با تخريب و جنگ روانی به قول خودشان اصلاحات کردند. برای اينها چه جوابی هست؟
۲۱:۲۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ سلام خواب گرد به شدت باهات موافقم...من هم نوشته ام که اگر بخوانی و نظر دهی مسرورم خواهی کرد....يا حق
۲۲:۰۸ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ خيلی برات متاسفم يه روزيکه برای تو و امثال تو ديره ميفهمی که چی گفتی. اميدوارم بدونی ايران توسط تو و امثال تو به اين روز افتاده. يک بسيجی سالهای دور
۲۲:۲۶ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ ايراني ها نشان دادندنیاز به دموکراسی را درک نکردند. دو شکست خورده بزرگ (معین و لاریجانی )تنها کسانی بودند که در این انتخابات آرای خالص سیاسی داشتند. مردم ایران به اقتدار هاشمی به نظامی بودن قالی باف وبه 50هزار تومن کروبی رای دادند وموفق ترین آن ها متاسفانه نماینده سطحی ترین نگاه بود. شعار های دهان پرکن وگول زننده ای مانند مدیران دلسوز یا مسئولان متعهد مدت هاست که درذهن هموطنان من رخنه کرده .تفکر غالب عوام به شدت رجایی زده است . شاید ما باید برای شکسته شدن این تفکر هزینه انتخاب شدن احمدی نژاد را بپردازیم.
۲۲:۳۵ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ اقای هاشمی با وجود تمام کارهايش تجربه کافی را دارد.من از احمدی نژاد با اطلاع از سوابق درخشانش در اطلاعات و زندان ها خیلی میترسم.
۲۲:۴۴ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ ....ويادم رفت بنویسم : تو هر چه می خواهی بگو . من این ملت را تحقیر میکنم
۲۲:۴۴ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ کاش نصف وقتی رو که صرف دم زدن از اسلام ميکنند به اين فکر ميکردند که روز قيامت چه جوابي برای اين تقلب ها ودبه در اوردن ها سر شمارش ارا دارند.
۲۳:۲۹ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ مطالبت قابل قبول و تامل اند . بايد دوباره انديشه کرد . آيا داريم گول ميخوريم ؟ آيا ما را دارن بازی ميدن ؟ يا مسير همينست که ميگويی ؟ الان نميتونم جم و جورش کنم تا روزای بعد شايد سر و ته اش را بهم آورم .
۲۳:۳۱ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ تند نروید. اینها را تمام مردم ایران میدانند و در هر خانواده حتی روستایی نیز یک دانشجو یا به قول شما روشنفکر وجود دارد.اقتصاد عامل این به قول شما بر هم خوردن قضاوتهاست. داستان هنوز تمام نشده است. به سرعت قضاوت نکنید که پشیمان میشوید. تند نروید.بدرود.
۲۳:۴۷ ۱۳۸۴/۰۳/۲۹ آخوندهای با سياست تونستند هاشمی رو با احمدی نژاد به دور دوم بفرستند تا باز از اين ماجرا به نفع خود بهره برداری کنند. قاعدتا همه فکر ميکنيم از ترس مرگ بايد به تب شديد راضی بشيم و به هاشمی رای بديم امرش هم بسيار بالا ميره اما نظام بعدا می گه رييس جمهوری با اين رای بالا انتخاب شد يعنی مردم هنوز قبول دارند. چاره کار در رای ندادنه .
۰۰:۱۹ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ این نوشتت مرهم دردی بر ناراحتی های این دو روزم بود. ممنون.
۰۰:۲۹ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ جناب شکرالهی عزيز!
بهتر نيست به جای گشتن به دنبال بازنده ها به دنبال حقيقت بگرديم! حقيقتی که اگرچه ممکن است تلخ باشد ولی نوشيدنش در شرايط کنونی شايد کمی از سوء برداشتها کم کند. بهتر نيست صرفا به جای محکوم کردن و بازنده دانستن همديگر دنبال اين علت باشيم که چرا امثال بنده حاضر نشديم رای بدهيم! شايد پيدا کردن دليل اين امر کار چندان دشواری نباشد! خصوصا برای شخصی مثل شما. شايد پس از انتخابات و خارج شدن از اين جو کثيف انتخاباتی بتوان بيشتر به اين موضوع پرداخت ولی در هر صورت يک سوال برای خيلی از دوستان و خصوصا آقايان در خزب مشارکت مطرح شده که چرا چنين نتيجه ای گرفتند!؟ شايد پاسخ به اين سوال بدون موضع گيری بتواند پاسخ خيلی از سوال های ديگر را هم روشن کند. شاید اینبار جمیعا به این نتیجه برسیم که زمان انتخابات کمی برای آدم به حساب آوردن مردم دیر است و برای نتیجه گرفتن صرفا مطرح کردن یکسری شعارهای مردم پسند کفایت نمی کند.
با تشکر از توجه شما
۰۱:۲۹ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ پدر بزرگ من در شهرستان کوچکی در لرستان مغازه دارد و معتمد مردم است عموی پدرم هم همینطور وی عضو هیات امنای مسجد جامع نیز هست در یزرگم می گفت که چندی پیش بعد از نماز جمعه از بلندگوی مسجد اعلام کردند که به یک متولی جدید برای مسجد نیاز دارند که به طور آزمایشی سه ماه کار کند اگر بدرد بخور بود با ماهی شصت هزار تومان استخدامش کنند توجه کنید که متولی مسجد کارش از پنج صبح شروع می شود تا دوازده شب تازه جمعه ها کارش بیشتر است پدربزرگم می گفت بیش از بیست سی نفر به من مراجعه کردند که به حاج حسین -برادرش- توصیه کنند که استخدامشان کنند توجه کنید با حقوق شصت هزار تومانی ... تو خود حدیث مصل بخوان از این مجمل
۰۱:۵۹ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ پيشنهاد: با اين نامه ای که کروبی به رهبری نوشته الان موقع آن است که دکتر معين اعلام «ابطال انتخابات» کند .
۰۲:۲۰ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ جناب شکراللهی ، باید پذیرفت شکاف بین عوام و خرده بورژوازی در جامعه امروز ما به مانند شکاف بین روشنفکری و جامعه به حداعلایش رسیده و این خواب را آنروزی برای ما دیدند که بر طبل تولید مثل برای بقا و تکثیر امت محمد می کوفتند!
احمدی برآیند مطالبات بخش عمده ای از جامعه است که نه دغدغه آزادی و دمکراسی دارد و نه دغدغه سرمایه و تولید و بازرگانی !
اینان به نان شبشان محتاجترند و احمدی نژاد با خلوص نیتش قول نان در سفره ها را داده است(قرینه اش در جناح مقابل یعنی شیخ پنجاه هزار تومانی فقط صد هزار تا کمتر رای آورد).
چرا این همه از احمدی می ترسید . شاید نان که آمد، غم آزادی هم آمد!
یادتان هست غم نان را که شاملویش را به فغان آورده؟!!!!!!!!!
شاید اصلا بقول شما برای منبر نشینان هم بد نباشد.خودشان که برج عاجشان را ول نمیکنند !با ضرب دگنک احمدی شاید بیخیال منبر نشینی شوند!خدارو چه دیدی شاید این .....
۰۲:۲۶ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ باید گفت : آقای رفسنجانی واقعا بترکی، چقدر تو کلکی.
عقل جن هم به این ترفند نمی رسید. ترتیب می دهی ماری
همراه تو به دور دوم بیاید، که مردم از ترسش به نوی افعی پناه بیاورند.
ما مردم ایران مثل اینکه از دست تو خلاصی نداریم.
بهترین راه این است که همه مردم به احمدی نژاد رای بدهند. چون اگر تو
آمدی عین دوالپا چنان سوار گرده مردم می شوی که پائین آمدنی بر آن
متصور نیست. از شر احمدی نژاد خلاص شدن راحت تر و عملی تر است.
من گفته باشم.
۰۲:۳۳ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ عده ای راه افتاده اند و دارند در وب در طرفداری از رفسنجانی يا حداقل برای دادن رأی به او امضا جمع می کنند. اين کاری به نظر من نه تنها غير دمکراتيک بلکه مذبوحانه است. سيد عزيز تو هم جزو آنها هستی. نمی دانم نامه کروبی به رهبر [...] را خوانده ای؟
پيشنهاد من: با اين نامه ای که کروبی به خامنه ای نوشته و نشان داده است که صحبت از يک چند صد رأی نيست بلکه تقلب انتخاباتی گسترده ای صورت گرفته است. بنابراين الان موقع آن است که اگر خاتمی زورش می رسد و مثل کروبی خايه دار است اعلام «ابطال انتخابات» کند وگرنه دکتر معين شجاعت به خرج دهد و اعلام «ابطال انتخابات» کند.
۰۲:۴۶ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ خيلی زيبا نوشتی اما باز هم می بينم کسانی پيدا می شوند که از تحريم حمايت می کنند.جمله ؛چون انتخابات آزاد نيست پس من در آن شرکت نمی کنم ؛ جمله عاقلانه ای است چون هم از سر حقيقتی گفته می شود هم استنتاج در ستی دارد{و من تمام کسانی را که اين جمله را می گويند با شعور می دانم چون بهاين مساله فکر کرده اند} اما نمی دانم چرا ياد جملهای از ولتر می افتم که می گويد ؛يک احمق تحصيل کرده از يک احمق بی سواد احمق تر است؛ من نميتوانم قبول کنم که از رای با ارزش {رای آگاهانه با ارزش است} خود بگذرم تا آن بسیجی که با دستور رای ميدهد يا حاجی آقا ها بارای خود سرنوشت من را بسازند.
۰۳:۳۶ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ رضا جان این کامنت را برای سپینود نوشتم اینجا هم می گذارم تا تو بخوانی :
سپینود عزیز :
این روز ها از صبح تا شب در بیمارستان ماتم می برد و به افق نگاه می کنم و با خود می اندیشم . شب ها با بغض نوشته های دوستانم را می خوانم تا 5 صبح . بعد کمی گریه می کنم و می خوابم .
این روزهای گیج و منگ نمی دانم چه طور می گذردند از مقابلم . بلاگی ندارم تا در آن فریاد بزنم . در دل خودم رو به کوههای اطراف شهرم فریاد می زنم چرا که فریاد زدن بهتر است از گریستن در خودم .
نمی دانم علت چه بود ؟
نمی دانم چرا اینطور شد ؟
شاید متحد نبودیم .
شاید هر کداممان نظری دادیم و برای خود متحدی جمع کردیم .
عده ای در داخل و خارج فریاد تحریم سر دادیم و می خواستیم مشروعیت نظام را بگیریم . فریاد های گروه دیگر را نشنیدیم که تحریم فایده ندارد و یا شنیدیم و گفتیم شما اشتباه فکر می کنید " ما " درست می گوییم.
عده ای دیگر به سوی حقوق بشر و جبهه ی دموکراسی دویدیم و آزادی زندانیان سیاسی را خواستار شدیم و کسی را لایق ریاست جمهوری دانستیم که بگوید حکم حکومتی را قبول ندارد اما فکر نکردیم که او چقدر تنهاست .
عده ای دیگر به سودای 50 تومان چک نقد که اول هر ماه توسط دولت به در خانه مان می آوردند رای دادیم به کسی که شعارش خیلی از زودباوران را به سوی خودش کشیده بود .
عده ای به فردی رای دادیم که هم استانی و هم شهری مان باشد شاید که شهرمان را پایتخت کند و چون او هم شهری ماست پس لایق تر هم هست !!
۰۳:۳۷ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ آه می کشم از ته دل .
این بود بازی روز جمعه با 29 میلیون بازیگر. این 2 روزه بیشتر گیجم و نمی دانم چکونه می گذرد . گیجم از رفتار ملتی که متحد نبودند و چوب همین عدم اتحادشان را شاید بخورند .
گیجم از رفتار مهرعلیزاده و کروبی که می توانستند با اجماع بر سر معین اصلاحات را بار دیگر جان تازه ای ببخشند . آنها همه هوس قدرت کردند و ما همه شکست ان را پذیرا شدیم.
روزهای سختی است . روزهای گرم و منگ . روزهایی که احساس می کنی کلاهی تاریخی به سرت رفته . کاش تاریخ نویسان این روز را در تاریخ دفترهای کلفتشان ثبت نکنند . کاش ننویسند که ما چگونه متفرق شدیم و چگونه دیکتاتور پیروز شد . تا مبادا بچه های ما در آینده این را بخوانند و به ما بخندند که از یک سوراخ چند بار در طول قرن باید گزیده شوید ؟!!!
هر چه که هست نمی دانم چرا این روزها از خودم و هم سن سالهایم بدم می آید . ما که به جای اینکه با هم باشیم بر هم بودیم و حرف هم نخواندیم و هر کدام راه خود رفتیم تا دو خرداد را فراموش کنیم و 27 خرداد روز دیده شدن دستهای جدای ما از هم بود .
همیشه اینگونه بوده . وقتی مردم یک کشور دست های یکدیگر را گم کنند دیکتاتور ها از دخمه های تاریکشان بیرون می آیند .
دیگر اشکی ندارم تا بریزم برای ایران . دیگر جانی ندارم تا فریاد بزنم تحریم فایده ای ندارد و نداشت . و اینست همان که شما بهش دلخوش بودید و نظام تان از مشروعیت افتاد به راستی . اما نه گول خوردید !!!
رای ما و آرزوهایمان از مشروعیت افتادند . تا باز چگونه این چهار سال را بنشینیم و خودمان را به آن راه بزنیم تا فراموش کنیم آنچه را که بر سرمان رفت .
برای هزارمین بار کلیپ سرزمین من را نگاه می کنم و اشک می ریزم برای سرزمینی که هیچ گاه رنگ صلح و آزادی را ندید .
کسی نیست اشک هایم را پاک کند . هیچ کس .
سرزمین من
خسته خسته از جفایی
سرزمین من
دردمند بی دوایی
سرزمین من
http://www.didgah.net/seda/sarzamin.html
با مهر
علی
۰۸:۳۱ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ متن کامل نامه مهدی کروبی به رهبر جمهوری اسلامی
۰۹:۰۵ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ سلام رضاي عزيز!
صرف نظر از صحت آراء و يا مخدوش بودنش،تحليل منصفانه‌اي بود.
من اما نظر ديگر دارم.
اگر مردم بخواهند من در دور دوم شركت خواهم كرد بشرط عزم ملي براي برقراري رفراندوم:
با تبديل انتخابات غير دموكراتيك به رفراندوم.
با آراء بالاتر از رايهاي هاشمي و احمداي نژاد:
نه هاشمي،
نه احمدي نژاد،
نه قانون اساسي،
نه مشروعيت نظام،
نه انتصابات، نه شوراي نگهبان،
نه تسليم برده‌وارمردم به انساني خطاكار،....
سوم تير، راي به ابطال انحصارات قانون اساسي(رفراندوم).
(ثبت عدم مشروعيت نظام در دور دوم انتخابات غير دموكراتيك رييس دولت نهم.)
ئر صرت تمايل ميتوانيد،بقيه در وبلاگ خطورات بخوانيد....
متشكرم.
۱۰:۰۵ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ رای به هاشمی يعنی بازی ای که نظام دقيقا می خواهد احمدی نژاد فقط لو لو و مترسک ماجراست. می خواهند بگويند: ديديد! رييس جمهوری روحانی با آرايی بالاتر از دوم خرداد روی کار آمد. تحريم کار دور دوم است. بازی نخوريم. تحريم کنيم.
۱۰:۴۸ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ بين بچه هامثلی هست که ميگه:باختن گريه نداره
آقای کروبی باعوامفريبی قصدرئيس جمهورشدن داشت که اينطورنشدوحالاکل انتخابات رازیرسوال می برد
آقای معين نيزمی خواست بالگدمال کردن ارزشهای انقلاب وآرمانهای امام راحل به هدف خودش برسدکه
ناکام شد
ومااين مرحله نيزباافتخاروبه جهت کوبيدن مشت آهنين
بردهان ياوه گويان وفريب خوردگان که قصدتقديم اين انقلاب رابه آمريکادارندبه پای صندوقهای ر‌‌ای خواهيم
رفت وبه فردشايسته رای خواهيم داد
تاکورشودچشم دشمنان ايران
۱۱:۲۴ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ با احمدي نژاد بهتر آشنا شويد:
http://roozonline.com/01newsstory/007956.shtml
۱۲:۴۶ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ حالا جالب اينجاست که اين وسط کروبي واقعا؛ باورش شده که رييس جمهوره !!! يه چيزي تومايه هاي استاداسدي !
۱۲:۴۸ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ سير رضا عزيز! شما باختيد چون ساده انديش و ساده لوح هستيد. همين الان هم داريد کار اشتباهی انجام می دهيد و از هاشمی طرفداری و برای رأی دادن به او تبليغ می کنيد. توافق و سازش ميان هاشمی و [...] صورت گرفته است و شما ها باز با تبليغ برای هاشمی فقط به رأی او اضافه می کنيد تا بعداً بتواند برای ما شاخ و شانه بکشد. بدون شرکت و تبليغات شما هم او برنده خواهد شد. در وضعيت کنونی [...] هوا را پس ديده است و چاره ای ندارد جز يک قدم عقب رود و منتظر فرصت بعدی باشد.
حسين اين حرف تو که "رفسنجانی هم چاره ای جز سهم دادن به گروه های مخالف حامی اش ندارد. هر دومان به هم نیاز داریم" خيلی بچگانه است. همه تان جوّزده شده ای به نظرم.
اما به نظر من هنوز هم دير نشده است. يا آقای خاتمی به عنوان رئيس جمهوری و مسئول برگزاری انتخابات که قول برگزاری سالم آن را هم داده بود، الان به استناد به نامه آقای کروبی و با تکيه بر گزارشهايی که در اين ميان رسيده است، می تواند اعلام کند که به دليل تقلب و تخلف های گسترده ای که در انتخابات صورت گرفته ابطال انتخابات را اعلام می کنم. در صحت ادعاهای آقای کروبی و استناد به گفته های او هم همين کافی که پاسخ [...] روزنامه هايی که متن نامه را منتشر کرده بودند توقيف و از پخش آنها جلوگيری کرد (اقبال، اعتماد و آفتاب يزد). آقای معين هم به عنوان يکی از نامزدها می تواند چنين درخواستی کند و انتخابات را مخدوش و باطل اعلام کند. وگرنه خواهيد ديد که در روزهای آينده بين آقای رفسنجانی و [...] سازش و توافقی صورت خواهد گرفت و قضيه به قول معروف ماست مالی خواهد شد. آقای رفسنجانی هم با افتخار تمام و با کسب رأی بسيار زيادی به رياست جمهوری خواهند رسيد و باز روز از نو روزی از نو. من نمی خواهم همه تقصيرها را به گردن اصلاح طلبان حکومتی بيندازم. بيچاره ها حتی المقدور کوشش خود را کردند. نبايد از دکتر معين توقع داشت که مصدق شود همانطور که در طول اين هشت سال همه ما به اشتباه از آقای خاتمی انتظار داشتيم که دکتر مصدق شود. راستی اين دور باطل کی در تاريخ ايران پايان خواهد گرفت؟
۱۴:۳۷ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ لینکتان دادم . با اجازه
۱۵:۲۷ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ هه ! اين همه گفتيد و گفتيد آخرش به هاشمی رسيديد. حدس من هم همين بود.......چاره ی ديگری هم هست؟
۲۲:۱۹ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ به نظر من احمدی نژاد را اوردن بالا تا همه مردم بترسند و به هاشمی رای بدهند تا با يه رای بالا رييس جمهور بشود بعد ادعا کنند که مردم خودشان خواستند اگر معين با هاشمی ميافتاد ان وقت هاشمی رای نمی اورد به نظر مناين کار را کردند تا مردم را تحريک کنند ((تحريم بهترين کار است)) خودمان را گول نزنيم به هرفهای من لطفا فکر کنيد متشکرم((((((((تحريم)))))))))))))
۲۳:۳۷ ۱۳۸۴/۰۳/۳۰ افرين آقا دمتون گرم عالی بود مطلبتون
۱۰:۴۹ ۱۳۸۴/۰۳/۳۱ دكتر احمدي نژاد فرد بسيار مناسبي براي رياست جمهوري است. منتهاي مراتب براي خريد تيتر هاي روزنامه ها ي شبه روشنفكري پولي در بساط ندارد
۱۲:۲۷ ۱۳۸۴/۰۳/۳۱ بزرگ‌ترين گناه‌كار اين جمعي كه معرفي كردي، همان قشر روشن‌فكر هستند. البته اين را بگويم كه من خودم را روشن‌فكر نميدانم، اما در گناه روشن‌فكران (چه در دنياي مجازي، چه در دنياي حقيقي) خودم را سهيم مي‌دانم.
گرچه به تقلب در اين دوره ايمان دارم، اما حتا اگر تقلب هم نمي‌شد، در اصل قضيه تفاوتي نداشت. ما حافظه خوبي نداريم. خيلي زود گذشته را فراموش مي‌كنيم. و به همين راحتي، چون فراموش كرديم، در مقايسه حال و گذشته، به اين نتيجه مي‌رسيم كه: خوب، چه فرقي كرده؟ چي شده؟ كه چي؟
و از اين فراموشي بدتر، يا تمام يك كيك رو مي‌خواهيم، يا حتا به قطعه‌اي از آن هم رضايت نمي‌دهيم. و گويا در اين «فراموشي» و «همه‌خواهي» و «هم‌اكنون‌خواهي» روشن‌فكران ما هيچ كم از ديگران ندارند.
گويا روشن‌فكري ما، هنوز ادا و اطوار و افه‌اي بيش نيست. هنوز دموكراسي، احترام به عقيده ديگران، روشن‌بيني، عدم قطعيت در دريافت شخصي، تحمل ديگري و احترام به شرايط هرچند نامطلوب و نقد آن، تنها در گوشه كافي‌شاپ‌ها، در لابه‌لاي سطور كتاب‌ها و مقالات و وبلاگ‌هاي روشن‌فكري و غرق در دود سيگار و پيپ و هزار و يك اطوار ديگر روشن‌فكري كارايي دارد.
در عمل اما، وقتي آن شد كه نمي‌بايد مي شد، يا بهتر بگوييم، نمي‌خواستيم بشود، مردم مي‌شوند: خر. نفهم. پابرهنه. گرسنه.
به مفهوم «تفكيك مردم و روشن‌فكر» توجه كنيد! يك طرف مردم. و طرف ديگر روشن‌فكر.
آقاي روشن‌فكر، ديكتاتور يا مستبد را تو مي‌پروري. اين مردم، تنها پرورده تو را تصديق مي‌كنند. گاه با راي. گاه با بيعت. گاه با تظاهرات. گاه با عكس‌العمل منفي.
۱۴:۱۸ ۱۳۸۴/۰۳/۳۱ دوستان عزيز من هم نظر اوا را دارم بچه ها دارن به ما کلک ميزنند اين سياستشونه ان ها هاشمی و احمدی نژاد را با هم انداختند تا مردم از ترس اين که احمدی نژاد رييس جمهور بشه به هاشمی رای بدهند ان وقت تعداد ارای هاشمی زياد بشود و بگويند مردم همه هاشمی را دوست داشتند و خودشان انتخاب کردندو بامثلا ۲۴۰۰۰۰۰۰ رای انتخاب شد به نظر من هم نبايد رای داد مطئن باشيد اخرش خود هاشمی رييس جمهور می شه به نظر من تحريم در دوره دوم درسته بچه ها ۲ روز بيشتر وقت نداريم خواهش ميکنم در مورد حرف من فکر کنيد بعدا تصميم بگيريد ممنون
۰۱:۴۳ ۱۳۸۴/۰۴/۰۱ باز هم جمهوری اسلامی توانست با يک سناريو رای رئيس جمهور مملکت را بالای بالا ببرد.حتی بالاتر.و هنوز از گذشته درس نگرفتيم.به گمانت فرقی ميان احمدی و هاشمی وجود دارد؟سياستهای کلان رژيم تغيير می کند؟اگر اينگونه است عجيب در اشتباهی.فردا است که هاشمی با پشتوانه رای بيست مليونی هر چه می خواهد سرمان بياورد.و آب از آب تکان نمی خورد.ما بايد به به اصطلاح اصلاح طلبان نه می گفتيم.چون به ما نه گفتند.چون ما را ۸ سال احمق فرض کردند.اميد اينست که از حالا به فکر بيافتاند.اما نه اين فکر که در راه پيشين گام بردارند و تنها مردم را احمق فرض نکنند!
۰۹:۱۴ ۱۳۸۴/۰۴/۰۱ با سلام خدمت دوستان
ما از گوشه و کنار میشنویم اقای احمدی نژاد تير خلاص زن زندان اوين بوده يا يکی از عوامل قتلهای زنجيره ای بوده ايشان بايد بيايند و عدم اينرا ثابت کنند . هرچند که با نميدانيم که اين موارد در مورد ايشان صادق است يا خير . چيزی است که ميگويند و در مورد آقای هاشمی هم ميگويند منتهی چيزی ديگر !؟
ولی بايد در انتخابات شرکت کرد
اين حق و سهم هر ايرانی است
۰۹:۱۶ ۱۳۸۴/۰۴/۰۱ با سلام خدمت دوستان
ما از گوشه و کنار میشنویم اقای احمدی نژاد تير خلاص زن زندان اوين بوده يا يکی از عوامل قتلهای زنجيره ای بوده ايشان بايد بيايند و عدم اينرا ثابت کنند . هرچند که با نميدانيم که اين موارد در مورد ايشان صادق است يا خير . چيزی است که ميگويند و در مورد آقای هاشمی هم ميگويند منتهی چيزی ديگر !؟
ولی بايد در انتخابات شرکت کرد
اين حق و سهم هر ايرانی است
۰۲:۳۵ ۱۳۸۴/۰۴/۰۲ گور بابای همه ی ملت ايران..ملتی که اين قدر ابله باشه بايد روش ريد
۱۶:۲۷ ۱۳۸۴/۰۴/۰۲ در مورد نداشتن ارتباط با مردم از سوی اصلاح طلبان سخت حق با شماست در ین ایام هر چه نشستم که از دهان معين و يا مشارکت حرفی از جنس مردم بشنوم ناميد شدم
۱۶:۳۱ ۱۳۸۴/۰۴/۰۲ بايد ترسيد . بايد بيم داشت .همه هستند . جز يكنفر. همه هستند تمام روشنفكران تمام روزنامه نگاران كارگردانان هنرمندان فوتباليست ها همه آنهايي كه قرار است منتقد باشند روشنگري كنند مصالح و معايب را ببينند از آزادي بنويسند .از مشكلات عدم توسعه و پيشرفت و گره هاي كور اين ملت را نشان دهند. ديگر كه مي ماند از اين طبقه ؟ لابد ده نمكي ها !!! اما يكنفر نيست كه متعلق به اين جمع محسوب نميشود و از آن غفلت شده است .غايب است.محسوب نشده است.ترس از آن است كه همو همه را با انتخابش متحيركند . همان كه ناديده گرفته شد توسط همه .
همين كه مي بيني همه يكصدا شده اند همه هستند همه داد ميزنند وتقلا ميكنند و او نيست كمي ترس برت ميدارد. .....
۰۴:۲۴ ۱۳۸۴/۰۴/۰۳ دوست من -لذت بردم - این یعنی اصول دموکراسی - و احترام و نقد نظر مخالف -این کار جرات می خواست
با اینکه در دور اول به معین رای دادم ولی اینبار رای نمی دهم و امیدوارم هاشمی بیاید تا شهردار
به وبلاگتون لنک دادم
یلدا
۱۲:۴۸ ۱۳۸۴/۰۴/۰۴ خوب اين همه رای داديد بالاخره اقای احمدی نژاد شد..............................خدا خودش کمک کنه
۱۱:۱۲ ۱۳۸۴/۰۴/۰۸ با درود
پيروزی احمدی نژاد ژيروزی اسلام ناب بر اسلام متکبرين منافقين و ثروتمندان بود.
خدا قدرت خودش را خوب نشان داد
منافقين مشارکتی و مجاهدين منافق و همه ثروتمندانی که تام و کامل هزينه کرده بودن شکست خوردند.
۴ سال بعد می فهميد که خاتمی چه خيانتی به اين مملکت کرده.
حالا هی بگوييد ادی آزادی مردم سالاری و ...
بدانيد اينها همه شان احساس خطر کردند ديدند مجلس کلاقبايی شده رياست جمهور هم دارد اينطور می شود راست و چپ متحد شدند تا شايد خاکی بر سر خور بريزند که الحمدلله خاک بر سر شدند و احمدی نژاد بالا آمد.
درود بر احمدی نژاد

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.