

صناعتپردازی پسامدرن در رمان «شب ممکن»
به قلم دکتر حسین پاینده، دانشیار نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبائی 

دورهی عزت رسیده است عاشقان / هفتهی دولت رسیده است عاشقان
اهل خیر و خوبی و، خصم بدیست / این که «محمود» و «نژاد»ش «احمدی»ست
آب و سبزه روشنای ایل شد / هیأت دولت بهحق تشکیل شد
از شراب عشق شیرین کامشان / ذکر خواهم کرد یک یک نامشان
هست جز خدمت ز هر چیزی بری / این «محمد» این «رضا»، «اسکندری»
افتخارش عشق و دینورزی شده است / پس «جهاد» او «کشاورزی» شده است
نخبهی علم است با بخت جوان / «کامران باقری لنکران»
چون که استحقاق خدمت داشت ـ شد / او «وزیر» لایق «بهداشت» ـ شد
جز احد از هر احد رد گشته است / «مصطفی پور محمد» گشته است
نزد اهل صدق میباشد عزیز / این «وزیر کشور» صاحبتمیز
اهل خدمت، اهل کار و مردمیست / نوبت «سید محمد جهرمی»ست
گوهر خدمت به عهدش پرشعاع / این «وزیر کار» و «امر اجتماع»
راهپوی حجت بن عسگریست / مرد دین «داود دانشجعفری»ست
این وزیر دانشی دارد زیاد / «علم دارایی» و «فن اقتصاد»
دستهی گل در روضهی ود گشته است / «رحمتی» الحق «محمد» گشته است
سالها خدمتگزار ملت است / او «وزیر راه» ما در دولت است
عالم است و افتخارش عابدیست / چون «محمدمهدی» ما «زاهدی»ست
میشناسد نخبگان را چون نجوم / این «وزیر فن و تحقیق و علوم»
خدمتش دور است از ریب و ریا / این «محمد» این «سعیدی» این «کیا»
هم مهندس هم به وقتش غازی است / او «وزیر مسکن و شهرسازی» است
ارتباط عشق ممتد گشته است / چون «سلیمانی محمد» گشته است
آگه از عشق ـ اطلاعات است او / چون «وزیر ارتباطات» است او
ای قلم! بالابلندی را ببین / صبح «صفار هرندی» را ببین
یادگار جبهه و جنگ است ـ او / پس «وزیر» فر و «فرهنگ» است ـ او
هر عمل را نکتهدان حاسبیست / چون «علی» است و «رضا» ـ «طهماسبی»ست
چشم عشق از دیدنش روشنه شده است / او «وزیر صنعت معدن» شده است
ماه میداند که مصباح است ـ او / «سید» و «پرویز» ـ «فتاح» است ـ او
گوهر خدمت نصیب او شده است / چون «وزیر» لایق «نیرو» شده است
قسط و میزان ـ عدل و حق بنیاد شد / از «جمال» حق «کریمیراد» شد
شارح فقه پیمبر میشود / او «وزیر دادگستر» میشود
اهل صدق است و سیاست پس زکیست / این «منوچهر» که بر حق «متکی»ست
حافظ حق است و خصم باطل است / این «وزیر خارجه» اهل دل است
چون «حسین» را او «غلام» است از ازل / «محسنی اژهای» مرد عمل
واقفالسر مهمات است او / چون «وزیر اطلاعات» است او
پاسدار ذوالفقار مرتضاست / این که «نجار» و «محمد» ـ «مصطفا»ست
هم رشید است و دلاور هم شجاع - این «وزیر» لایق امر «دفاع»
دین و دل دارد به راه قائمی / «سید» و «مسعود» ما «میرکاظمی»
مرد تقوا در ره ایمانی است / او «وزیر» خوب «بازرگانی» است
شجاعالدین ابراهیمی ـ مشهد مقدس