بایگانی لینکده


سفارش آگهی آگهی

شهرکتابققنوس
کتاب دوشنبه

برخی آشنایان

غالب نظراتی که درباره‌ی برگردان فارسی نام فيلم Million Dollar Babe  ـ برنده‌ی ۴ اسکار امسال ـ طرح شد، تأکيد دارند که ترجمه‌ی اين اسم در فارسی دشوار است؛ برخلاف مواردی چون ترجمه‌ی «شنل» از زبان روسی برای اثر معروف گوگول که در اين گير و دار پيمان اسماعيلی در وبلاگش نوشت که مترجمان قديمی سال‌ها ما را به اشتباه انداخته‌اند و به جای «پالتو»ی گوگول به ما گفته‌اند «شنل» گوگول! کاربرد واژه‌ی Babe در انگليسی و در فرهنگ آمريکايی حالتی دوپهلو و حتا چندپهلو دارد که معادل تک‌واژه‌ای برای آن در زبان پارسی نمی‌يابيم. هرچند نظر اکثريت، انتخاب واژه‌ی «عزيز» در برگردان نام اين فيلم است، ولی از بين نظرهای تحليلی به‌زعم من پژمان ـ با اشاره به تذکر زيتون ـ تحليل دقيق‌تر و درست‌تری ارائه کرد. بر اساس تحليل او که به بخش «ميليون دلاری» نام فيلم هم توجه کرده، اساسا در چنين مواردی بايد عنوان ديگرگونه‌ای برای فيلم برگزيد و از خير واژه‌گزينی تک‌به‌تک گذشت. او با اتکا به نقد يک منتقد معروف آمريکايی درباره‌ی اين فيلم و با الهام گرفتن از ديالوگ شاخصی از متن فيلم، «خوشگل آشغالی که يک دنيا ارزش داشت» را برای نام فيلم پيشنهاد می‌کند و البته آخر سر هم می‌گويد: "يا چيزی در اين مايه‌". من هم جسارت می‌کنم و آن را اين‌طور تکميل و پيشنهاد می‌کنم: خوشگل آشغالی که يک دنيا می‌ارزيد
پيوند:
تحليل کورش پورزرتشت هم درباره‌ی برگردان نام اين فيلم و چند فيلم مشهور ديگر خواندنی‌ست. [+]

پی‌نوشت:
دارم حاصل نظرات پرشمار و مفصل خوانندگان را درباره‌ی موضوعات طرح‌شده در يادداشت پيشينم هم جمع‌بندی می‌کنم تا دست‌ِخالی از آن فاصله نگيرم، نگيريم. همين که فرصت کنم، منتشرش می‌کنم.

نظرات خوانندگان
۰۳:۴۱ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ جالب بود و بسيار مورد توجه!
ولی توجه داشته باشيد که ترجمه اين عبارت همان بچه ی خوشگل يک ميليون دلاری يا زيبای يک ميليون دلاری می باشد!
۰۴:۱۸ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ آقا من اين فيلم رو هنوز نديدم. ممکنه در پست بعدی بفرماييد که چرا اين همه مورد توجه شما واقع شده؟
۰۷:۰۵ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ My suggestion is "delbare geron"r
۱۱:۵۸ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ آيا منظورش شما نيستيد؟ شما+ حسنمحمودي+ يوسف+...
واتوواتوها گرچه مشغول به كار در نهادهاي فرهنگي هستند اما خودشان آدمهاي فرهنگي نيستند.
http://www.kayhannews.ir/831211/12.htm
۱۳:۲۹ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ سلام . از آشنايي با وبلاگ شما خوشحالم . به ما هم سر بزنيد ضرر نداره .اگرهم مايل به تبادل لينك بوديد حتما خبرم كنيد . مرسي
۱۴:۴۹ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ عجب عنوان چند پهلویی!
۱۵:۱۷ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ شبیه به ترجمه‌ی فیلم‌های قبل از انقلاب که بیشتر برای جلب توجه بود، شده است.
۱۵:۱۸ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ سلام... از لطفتان نسبت به نظرم ممنونم. یکی دو نکته که شاید گفتنش بدنباشد:
- عنوانِ اصلیِ فیلم Million Dollar Baby است که من درنظر مطلبِ‌ قبل یک بار به اشتباه Million Dollar Babe نوشتم. البته babe به نوعی کوتاه‌شده baby است که در اشاره به زنان و دخترانِ‌ جوان تقریباً همان معنیِ baby را می‌دهد.
- شما نوشتید‌" بر اساس تحليل او [پِژمان] که به بخش «ميليون دلاری» نام فيلم هم توجه کرده، اساسا در چنين مواردی بايد عنوان ديگرگونه‌ای برای فيلم برگزيد و از خير واژه‌گزينی تک‌به‌تک گذشت." این نوشته می‌تواند این شبهه را ایجاد‌کند که در انتخاب برابرنهاده برای عنوانِ فیلم لفظ به طورِ‌ کامل فدای معنی شدده است. فکرنمی‌کنم این طور باشد. شاید کمي توضیح به روشن شدنِ مطلب کمک کند. به نظرِ‌من کلمه baby در معنیِ‌ گفته شده در فارسی تقریباً برابرِ '[دختر/خانم] خوشگل [/خوشگله]' است. به خاطر دارم در یک فیلم‌فارسیِ‌ قدیمی قهرمانِ داستان پس از پاشیدنِ آبِ‌ شفابخش به صورتِ دخترِ‌حاکم برایِ‌ بیدار‌کردنش از خوابِ جادو (تقریباً نسخه فارسیِ زیبایِ خفته) به آواز می‌خواند "چشماتو وا‌کن خوشگله/منو نگاه‌کن خوشگله'.
در موردِ عبارتِ‌ Million Dollar هم همان‌طور که یکی از نظردهندگانِ مطلبِ قبل اشاره‌کرد "دخترِ میلیون‌دلاری" خواننده را به نوعی یادِ مجموعه تلویزیونی "مردِ شش ‌میلیون‌دلاری" می‌اندازد. در این مجموعه قهرمانِ مرد (استیو آستین) در یک عملیاتِ جاسوسی (/نظامی؟) به شدت زخمی‌می‌شود و پزشکان برایِ نجاتِ جانش قسمتهایی از بدنش را با قطعه‌هایِ‌ الکترونیکی پیشرفته جایگزین‌می‌کنند. بیننده پس از مدتِ‌ کوتاهی متوجه می‌شود که علتِ این نام‌گذاری ارزشي قطعه‌های‌ به کار رفته در بازسازیِ قهرمانِ‌ مرد است. "دخترِ میلیون‌دلاری" هم به نوعی این تصور را ایجاد‌می‌کند که رویِ‌ دختر قهرمانِ فیلم به نوعی و به علتی قیمت‌گذاری شده‌است (مثلي یک اسبِ مسابقه)و ارزشِ مالی او یک میلیون‌دلار است.
فکرمی‌کنم "میلیون‌دلاری" اشاره به ارزشِ بسیاربالایِ [انسانیِ] دختر باشد که با شروع از گذشته‌ای تلخ و شغلِ خدمتکاری غذاخوری‌ها خود را در یکی از مردانه‌ترین و خشن‌ترین ورزشها بالا‌ می‌کشد. حتی ‌اگر بخواهیم بارِ مالیِ عبارت را حفظ کنیم شاید برابرنهاده مناسبی در زبانِ کوچه امروزیِ فارسی "خُدات تومنی"‌ باشد. ولی همانگونه که گفتم، به نظرِ من، و به تاییدِ‌منتقدِ‌ فیلمي که نشانيِ مقاله‌اش را در نظرِ ‌مطلبِ‌ قبل آوردم این ارزش "انسانی" است نه مالی. به همین علت برابرنهاده "یک دنیا ارزیدن" که بارِ انسانی بیشتر دارد انتخاب شد.
تنها واژه‌ای که به ظاهر در برابرنهاده فارسی اضافه ‌شده‌است، 'آشغالی' است که از یکی از گفتگوهایِ کلیدیِ فیلم گرفته‌شده است. به نظرِ‌ من و با توضیحی که دادم عنوانِ Million Dollar Baby به نوعی تضادِ‌ هوشمندانه‌ای در خود دارد. معمولاً زنانِ زیبارویِ غذاخوری‌ها و بارها چندان جدی گرفته‌نمی‌شوند و، شايد به علتِ اجبار به جلبِ مشتري با جاذبه جنسي، به نوعی کم ارزش یا بی‌ارزش محسوب می‌شوند در حالی که Million Dollar نشان از ارزشِ هنگفتی دارد. نمونه‌ آشنایی از این نوع صنعتِ ادبی در فارسی شاید 'فریادِ‌ بی‌صدا' باشد. کلمه "آشغالی" با توجه به متنِ فیلم و برایِ نشان‌دادنِ‌ این تضاد اضافه‌شد.
بنابراين فکرمي‌کنم برابرنهاده فارسي پيشنهاد‌شده بر اساسِ واژه‌هايِ عنوانِ‌اصلي و بارِ‌معنايي کلِ عنوان انتخاب‌شده است نه صرفاً براساسِ محتوا و با ناديده گرفتنِ‌ کاملِ‌ عنوانِ‌اصلي.
۱۵:۲۸ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ تصحيح: نظرِ قبلي چند اشتباه تايپي داشت ولي فکر‌مي‌کنم واضح‌باشند و نيازي به تصحيحِ صريح نداشته باشند. فقط لطف کنيد و ِ "علتِ‌اين نام‌گذاريِ ارزشي قطعه‌هايِ به کار رفته در بازسازىِ ..." به "علتِ‌اين نام‌گذاري ارزشِ قطعه‌هاى به کار رفته در بازسازى..." تغييردهيد.
۲۳:۵۴ ۱۳۸۳/۱۲/۱۵ آقا حالا واجب نیست انقدر بپیچونیمش
حالا چدی کسی انگلیسی باشه همین چیزی که گفتی میفهمه
خوشگلی که آشغاله و می ارزه
عجیبا غریبا
۰۶:۱۲ ۱۳۸۳/۱۲/۱۶ باز هم سلام... راستش فرصتِ زيادي براىِ فکر روىِ‌ اين قضيه، که براىِ من بيشتر حالتِ‌ ذوق‌آزمايى داشت، را نداشتم. نظرِ قبلي، اگرچه- با پوزش از صاحبِ وبلاگ، قدري طولانى شد، فرصتِ مرورِ مولفه‌هاىِ‌ برابرنهاده پيشنهاد‌شده را به من داد. با اجازه صاحبخونه مايلم تغييرِ‌ کوچکِ‌ديگري را در برابرنهاده پيشنهاد کنم: 'خوشگل‌آشغالِ يک‌دنيا عزيز"
۱۲:۱۰ ۱۳۸۳/۱۲/۱۶ تيکه يک ميليون دلاری چه طوره؟
۱۵:۱۶ ۱۳۸۳/۱۲/۱۶ فکرمى‌کنم بالاخره توانستم از شرِّ کلمه 'آشغال' که بيان‌کننده ولي قدري زيادي قوى بود خلاص شوم:) . به نسبت از اين عنوانِ‌ آخرى‌ راضى‌ام ولي البته اين به معنى بي‌عيب و نقص بودنش نيست. آخرين پيشنهادِ من برايِ‌ برابرنهاده عنوانِ فيلم: "خوش‌گِلَکِ ‌يک‌دنيا عزيز". [مطمئن نيستم 'خوش‌گلک' را سرهم بنويسم يا جدا. اگر کسي مى‌داند لطفاً راهنمايى‌کند]
۱۵:۵۶ ۱۳۸۳/۱۲/۱۶ پای من رسيد به زمين. دارم در شهر تازه مستقر می‌شوم. فکر کنم چيزکی بنويسم؛ البته اگر لپ‌تاپم راه بيفتد. ولی عجالتاً ـ و کلاً ـ مخالفم!
۱۹:۲۱ ۱۳۸۳/۱۲/۱۶ پادساعت‌گردِ عزيز ... چيزي که مى‌خواستي بنويسي همان چندجمله کوتاهي است که زيرِ لينکِ اين مطلبِ خوابگرد در وبلاگت قرار‌داده‌اى؟ ...
۰۰:۱۴ ۱۳۸۳/۱۲/۱۷ نه پژمان جان، روده‌درازی زياد دارم!
۰۹:۴۶ ۱۳۸۳/۱۲/۱۷ حالا حتما بايد عبارت "خوشگل آشغالی که يک دنيا می‌ارزي" را انتخاب کرد؟! راه ديگري ندارد؟! از نظر من‌اي که فيلم را هنوز نديده‌ام ولي نام انگليسي‌ي فيلم را مي‌دانم، ترجمه‌ي خوب‌اي نيست - چه به محتواي فيلم بيايد و چه نيايد. شايد جداي اين‌که لازم باشد که نام فيلم‌مان در "متن" فيلم معنادار باشد، در بافت جامعه‌ي متکلم به آن زبان نيز اندکي معناداري لازم باشد که در اين‌جا از نظر من -به عنوان يک کاربر زبان فارسي- اين‌گونه نيست.
۲۲:۳۵ ۱۳۸۳/۱۲/۱۷ خیلی ممنون که رعایت امانت رو کردی و اسمی هم از نظر من آورده‌ای:) تو وبلاگستان کمتر دیده بودم این انصاف رو!
۰۳:۴۱ ۱۳۸۳/۱۲/۲۳ jigare koroor koroor tomani chetoure?
۱۵:۳۲ ۱۳۸۳/۱۲/۲۳ عزيزان من دليلی ندره اينقدر خودتون رو اذيت کنين اگه نسخه اصلی رو می بينين که نياز به ترجمه نيست ولی اگه يه وقتی قرار شد فيلم با کلی جرح و تعديل تو ايران پخش بشه يه اسمی روش ميذارن که هر چی از داستانش موند به اسمش بخوره . خيلی هم خواستين فارسی رو پاس بدارين بنويسين جيگر يه ميليون دلاری البته اگه باور دارين اينقدر می ارزه ( چی ميشد اين اسکار رو امسال به اسکورسيزی ميدادن که اينهمه دردسر نداشتيم )
۰۹:۲۰ ۱۳۸۳/۱۲/۲۴ خوشگل آشغالی که يک دنيا می ارزيد! ٬ لوند اسقاط يه مليون دلاری!! ٬ طناز بنجول گرانقدر!!! ٬ زيباروی لجن هشتصد مليون تومنی!!!! ٬ ماهرخی کثافت با قيمتی باورنکردنی!!!!! ٬ من دلبری گوربه گور شده هشت مليارد ريال قيمتمه!!!!!! Im in offside!
۰۱:۱۴ ۱۳۸۴/۰۱/۰۱ اتفاقا در اين مورد به نظر من بايد کلمه به کلمه ترجمه کرد از اون جايی که اسم فيلم بر اساس آخرين مسابقه ی بوکس دخترک که جایزه اش یک میلیون دلار هست انتخاب شده. پس تاکيد بايد روی ۱ ميليون دلار باشه. babe or baby مسلما معادل فارسی نداره ولی وقتي با محبت به کسی اطلاق می شه می تونه «دلبند» ترجمه شه. دلبند ميليون دلاری شايد بد نباشه.
۱۹:۱۷ ۱۳۸۴/۰۸/۱۹ پیشنهاد استفاده از واژگان فارسی در حوزه وبلاگ نویسی
با توجه به گسترش سریع وبلاگ ها و وبلاگ نویسی در ایران٬ به نظر می رسد که پیش از رسوخ اين واژه در بين توده مردم٬ می بايد معادلی فارسی برای آن يافته و آن را ترويج نمود.متاسفانه فرهنگستان زبان و ادب فارسی هنوز واژه ای برای این حوزه طراحی نکرده است و حتی برای واژه اینترنت عین واژه انگلیسی را مصوب نموده است. اخیرا در برخی از سایت های اینترنتی واژه هایی همچون "تارنگاشت" و "تارنويس" پیشنهاد شده ٬ولی با توجه به بار منفی واژه "تار" ٬ این واژگان چندان مناسب به نظر نمی رسد. بنظر می رسد که می توان با استفاده از ريشه فارسی "فرا " که به گستردگی و فراگیری شبکه اینترنت اشاره دارد ٬ واژگانی فارسی نه تنها در حوزه وبلاگ ها بلکه در حوزه گسترده اینترنت ارائه نمود. با استفاده از ریشه فوق می توان واژگان زیر را ارائه نمود:

وب لاگ: فرانوشت٬ وب لاگ نويسان : فرا نويسان ٬سايت اينترنتی :فرا نگار ٬شبکه اينترنت: شبکه فرانما٬ايميل : فرا نامه ٬گروه های اینترنتی: فرا گروه ها٬ وب گردی : فرا گردی
تا پيدا کردن جايگزينی مناسب تر٬ فعلا به صورت آزمایشی از اين واژگان در فرانوشت خودم استفاده می کنم. لطفا اگر واژگان مناسب تری به نظرتان می رسد٬ارائه نمایید تا ازآن بهره گیریم. و در صورتی که اساسا با ایده استفاده از واژگان فارسی موافق نیستید ٬ باز هم نظرتان را ارائه فرمایید. اگر این واژگان را منا سب یافتید٬لطفا شما نيز آنها را بکار گرفته و ترویج نمایید.
با تشکر
خاطراتچی
http://bakhateratam.persianblog.com/

نام
ایمیل
وب‌سایت
پیام



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.