خوابگرد در برابر عزرائیل!

چند هفته پیش ناچار شدم میزبان (هوست) خوابگرد را جابه‌جا کنم. در چند روز اخیر حتما شما هم متوجه شده‌اید که هر چند ساعت یک‌بار خوابگرد در دسترس نیست. گاهی وقت‌ها هم این فراق چندین ساعت طول می‌کشد. به عنوان مثال روز چهارشنبه ۵ مرداد از حدود ساعت دوازده‌ونیم بعد ازظهر تا حدود ساعت هفت … ادامه

تلویزیون هم‌چنان به تغییرات اساسی نیاز دارد

ضرغامی اعلام کرده که تلویزیون پنج میلیارد تومان اعتبار برای خرید فیلم‌های سینمایی درنظر گرفته. پیش از این در یادداشتی گفته بودم که مدیریت جدید سازمان در اداره‌ی امور داخلی صدا و سیما، به خصوص در مورد ریخت و پاش‌های مالی دوران «لاریجانی» و «کردان» و وضعیت تأسف‌بار کارکنان عادی  پرشمار آن، برنامه‌های خاصی را … ادامه

مهمانی در مشهد به صرف ادبیات

[به سبک سهیل محمودی:] خدمت عزیزان و سروران گرامی‌ام عرض می‌کنم که چند وقتی‌ست چند تن از دوستان شفیق و ادیب بنده در شهر مشهد، شهر خاطره‌های نازک من از زیارت سرور ارجمندم حضرت رضا علیه‌السلام دور هم گرد آمده‌اند و جایزه‌ی ادبی «سمر» را به ثمر نشانده‌اند که از اتفاق خود سمر هم از … ادامه

واژه‌نامه ـ۱

پای یکی از یادداشت‌های قبلی‌ام که از واژه‌ی «هردن‌بیر» استفاده کرده بودم، یک نفر کامنت گذاشته: “هردم‌بیل درست است یعنى هرچه دم بیل بیاید؛ نه هردن‌بیر. با عرض پوزش.” بدانید که ریشه‌ی این واژه ترکی‌ست مرکب از از دو واژه‌ی «هردن» به معنای «هر وقت» و «بیر» به معنای «یک ـ یکی». استفاده‌ی این واژه … ادامه

برای جوجه‌های وبلاگ‌شهر

همسایه‌ی عزیزنوشی‌جانبه من بگو به جز این که خبر گرفتاری‌ات را این‌جا بگذارم و درخواست کنم که دیگران هم از گرفتاری حقوقی تو غافل نباشند و به قول ملکوت صدای تو را به عنوان یک زن انعکاس دهند تا شاید به گوش مسولان قضایی برسد، خودت بگو همسایه‌ی سر به زیر همه‌ی ما؛ چه کار … ادامه

خودکشی حسین درخشان

رضا شکراللهی: اگر وبلاگ هنوز در حد یک پدیده قابل بررسی ا‌ست، حسین درخشان بلاگر هم هنوز در حد یک پدیده توجه آدم را به خودش جلب می‌کند. این که در این چند خط می‌خواهم درباره‌اش بنویسم، به خاطر ایمیل‌های زیادی‌ است که در این یکی دو هفته گرفته‌ام و بی‌رحمانه از من خواسته‌اند درباره‌ی … ادامه

کاماس کاماس با واقعیت روبه‌رو شوید!

در باغ سبزی که حاج‌کلهر مشاور فرهنگی احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با شبکه‌ی مهاجر نشان داد، تصویری ذهنی بود از آن‌چه او به عنوان یک ایرانی در سر می‌پروراند و نه آن‌چه حاکمیت یک‌دست آینده به آن می‌اندیشد. از میان تصاویری که او داد البته ناگزیرم بپذیرم که تنها یک بخش کوچک و حقیرش واقع‌بینانه به … ادامه

اگر رگ ندارید ، دستِ‌کم به آمریکا فحش بدهید! [با پی‌نوشت]

وقتی سعید ابوطالب و همکارش، مستندساز گمنام تلویزیون حدود دو سال پیش در عراق بازداشت شدند، رادیو و تلویزیون خودش را به در و دیوار کوبید و آن‌قدر پی‌گیر ماجرا شد تا این که خوش‌بختانه این فیلمساز ملقب به عنوان «بسیجی» و دوست همکارش آزاد شدند. سر و صدای تلویزیون آن‌قدر مؤثر بود که بلافاصله … ادامه