غلط ـــــ نامه[۱]

آن‌هایی که آیین نگارش را می‌دانند و رعایت می‌‌کنند که هیچ. آن‌ها که می‌دانند و رعایت نمی‌کنند، می‌توانند هم‌چنان رعایت نکنند؛ زور که نیست. اما آن‌ها که نمی‌دانند و یا می‌دانسته‌اند و یادشان رفته، فکر می‌کنم این [غلط‌نامه]‌های گاه‌گداری، به دردشان بخورد. «می» و «نمی» فعل‌های مضارع چه وقتی که محاوره‌ای می‌نویسیم و چه غیرمحاوره‌ای، … ادامه

رسانه، داستان کوتاه و وبلاگ

در بخش اولِ مبحث، این موضوع بررسی شد که چه‌طور گروه‌های اقلیت و اکثریت رسانه‌هایی مخصوص به خود دارند. حالا از سر حوصله می‌بینیم داستان کوتاه به عنوان یک شکل ادبی چه سرنوشتی دارد. البته بحث رسانه‌های اقلیت و اکثریت به همین سادگی و روشنی که مطرح شد نیست. زیرا که جوامع انسانی دارای یک … ادامه

صدا و سیمای پیاز، شلاق و جریمه!

پایبند نبودن تلویزیون ایران به هیچ قاعده و قانونی مشخص و دموکراتیک، بیش از آن که قابل بحث باشد، روشن و آشکار است؛ اما این که منافع ملی ایران فدای خودشیرینی‌های کبک‌وار و بچه‌گانه‌ی مدیران تلویزیون شود، موضوعی‌ست که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت. برداشت‌های میلیون دلاری کمپانی‌های هالیوود از اندوخته‌ی کلان و مسدود … ادامه

یکی دو نکته‌ی مختصر

نخست آن که قبله‌ی عالم ملکوت ایمیلی فرمودند به این کم‌ترین که مجاور بارگاه بوده‌ام و به مجاورت خویش مفتخر. فرموده آن بود این بار که طربستان به نواهای دیگری از موسیقی باختری و خاوری مزین گشته و فقرات آن از ۱۱۰ به ۱۲۴ آهنگ رسیده، مباد که طربستان خوابگرد بی‌نصیب بماند. اطاعت شد امرشان … ادامه

نابخشوده

وقتی اشک امانم را بریده بود، آرزو کردم بتوانم او را ببخشم اما دیدم نه مادرم اجازه می‌دهد، نه پدرم، نه تنها برادرم، نه عموی پیرم، نه خانواده‌های دوستان از دست رفته‌ام؛ و نه خودم. نه! او را نمی‌بخشم؛ نه او را و نه بعدی‌های چون او را…

وقتی بهرام صادقی در گور می‌لرزد!

خوابگرد: کلیه‌ی شخصیت‌ها و رویدادهای این داستان (بخش نخست یادداشت) کاملا خیالی‌ست و هرگونه مشابهت با شخصیت‌ها و رویدادهای واقعی کاملا تصادفی‌ست. نویسنده‌ی مهمان: پدرام رضایی‌زادهسیگارم را که روشن کردم، راننده‌ی تاکسی به آخر کوچه رسیده بود. چند قدم دورتر از جایی که ایستاده‌ام، درست مقابل در ورودی، گربه‌ی سیاهی با دهان باز کف خیابان افتاده است؛ … ادامه

اتوبوسی به نام وبلاگ

پس از درودی دوباره، آمیخته به سپاسحالا که سال‌های زیادی از جنگ ایران و عراق می‌گذرد، هر روز بیش‌تر و بهتر می‌فهمم که واقعا شرایط جنگی دشواری را پشت سر گذاشتیم. همه‌ی امور مملکت از سر تا ته‌اش به فلاکت‌بارترین شکل ممکن اداره می‌شد. هیچ یادتان مانده که تهیه‌ی یک بسته پودر لباسشویی ناقابل چه … ادامه