اسمش مادر بود؛ دختر من!
از داستانهای بیویرایش امروز (۸)نویسنده: مادر شبنم سهرابی در راهروها دنبالشان رفتم و صداشان کردم و ایشان از من پرسید: اسم زندانی شما چیست؟گفتم: زندانی ندارم، دخترم روز عاشورا [۱۳۸۸] کشته شد.گفت: اسمش چیست؟گفتم: شبنم سهرابی… من شاکی ام که چرا ماشین را دادند دست کسی که این بلا را سر بچهام بیاورند. من از همهی کسانی که در نیروی… در رأس کار هستند شاکی ام.گفت: اینطوری نمیشود، باید اسم بیاوری.گفتم: من از کجا بدانم کسی که بچهام را کشت، اسمش … ادامه