مرغ پربسته که کشتن نداره!
کفتر کشته پروندن ندارهرو خاک و خونا کشوندن ندارهکفتر کشته پروندن ندارهکتاب کهنه که خوندن ندارهداره از تنهایی گریهام میگیرهتوی این شهر دیگه موندن ندارهکی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم؟ مرغ پربسته که کشتن ندارهوقتی کشتی دیگه گفتن ندارهاز یه دریچهی تاریک و سیاهپای پیر و خسته دیدن ندارهاگه تو باغچه فقط یه گل باشهگل اون باغچه که چیدن ندارههر درختی که یه روزی پیر میشهاونو از ریشه سوزوندن ندارهکی میشه که من و تو … ادامه