۱ـ تقدیم به چند داستان کوتاهانتشار سومین کتابِ محمدحسن شهسواری، دوستِ نزدیک و فرهیختهام، خوشترین خبری ست که این روزها شنیدهام. کتاب تازهاش «تقدیم به چند داستان کوتاه»، مجموعهای ست از دو داستان بلند و دو داستان کوتاه. البته فقط یکی از آنها که همان…
دیشب سریالِ هرشبی ِ آنتن ـ پرکن و بیارزش «چارخونه» با پخش پشتِ صحنهاش تمام شد. این جور سریالها، هم درآمد خیلی زیادی برای تهیهکننده و کارگردان و نویسندهها دارد، هم ساختشان واقعاً و انصافاً بسیار انرژیبر و دشوار و نفسگیر است. به «سروش صحت»،…
درست است که فضای ادبی ایران، روزگار رخوتناکی را میگذارند، ولی جایزههای ادبی امسال، همه به خیر خوشی برگزار شدند و از میان نقدهای اندکی که بر این جایزهها نوشته شد، یادداشت پنجشنبهی پیش محمدحسن شهسواری در بارهی همهی این جایزهها، از همه جامعتر…
در آستانهی فصلی دیگر
اندکی اندر احوالات جوایز ادبی در سال ۱۳۸۶ ـ و پاسخ مدیا کاشیگر
جملهای با این مضمون که «بردن هیچ جایزه ادبی نمیتواند کسی را نویسنده کند و نبردنش هم کسی را از نویسندگی ساقط نمیکند» از فرط درستی، آن قدر کلاسیک شده که نمیشود دیگر آن را تکرار کرد. پس از آن درمیگذرم و به ادامه…
حاشیه: در نشست عمومی داوران دومین دورهی مسابقهی داستان کوتاه شهر کتاب، اتفاق جالبی برای من افتاد که هیچ کس از آن باخبر نشد. درست در لحظهی نشستن روی صندلی پشتِ جایگاه سخنرانی، انگشت کوچکِ دست راستِ من، جایی میان فلزی نوکتیز و فنری…
اعتراف میکنم که وقتی شمارهی یکمِ این یادداشتها را مینوشتم، ابداً انتظار واکنشهایی اینچنین را نداشتم: طوفان سهمگینی از ـ نه فقط واکنش، که ـ همدلی و، تحلیل و، درد دل و، اشک و آه و، روضهخوانی و، جبههبندی و، عتاب و، سرکوفت و،…
پیش از این که وقتاش برسد شمارهی دو یادداشتِ قبلیام را در بارهی دههی شستیها بنویسم؛ بیهیچ قضاوت و توضیحی، لینک واکنشهای گوناگون به آن را ضمن سپاسگزاری از همهی ایشان، در زیر میآورم. چون مدتی ست کامنتِ اینجا را بستهام، خواهش میکنم اگر چیزی…
خوابگرد: متأسفانه گرفتاری خانوادگی اجازه نداد که در مراسم هفتمین جایزهی گلشیری حاضر باشم و انتظار خوانندگان خوابگرد را برای خواندن گزارشهای خاص خودم پاسخ بدهم؛ ولی پدرام رضاییزاده خواهشام را پذیرفت و برای این که سنتشکنی نشده باشد، گزارشی نوشت به روایتِ خویش…
دههی شستیها به طرز باورنکردنیای، پیشبینیناپذیرند و با همین خصلت، دهان دههی پنجاهیها را نه یک بار که چند بار، با دقتِ کامل و در کمترین زمان ممکن سرویس میکنند. اگر یکی از آنها تا کنون چنین نکرده، منتظر بمانید، حتماً آن یکی هم خواهد کرد!توضیح: حدودِ…
نوشتن از مراسم جایزهی منتقدان مطبوعات برایم خیلی خوشایند است، ولی خب، از پنجشنبه شب تا اکنون، بازتابِ مراسم هشتمین دورهی آن در فضای وب آنقدر بوده که انگیزهی چندانی برایم باقی نماند، تا از چند و چون آن بنویسم. این جایزه همیشه دو ویژگی کاملاً…