یک نامه‌ی خیرخواهانه به وزیر ارشاد

جناب آقای صفار هرندیوزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامیسلام. چندین بار خواسته‌ام به مناسبت‌های گوناگون، خطاب به شما نامه‌‌ی سرگشاده بنویسم، ولی بر خلافِ زمان دولت قبلی که با آسودگی چنین می‌کردم، هیبت‌تان تا اکنون چنین اجازه‌ای را به من نداده است؛ هیبتی که ریشه در سابقه‌ی کارتان در سپاه و روزنامه‌ی کیهان دارد. اکنون اما، از روی خیرخواهی تردید را پس می‌زنم و می‌نویسم. این روزها، به‌خصوص پس از انتشار نامه‌ی اعتراض اتحادیه‌ی ناشران به شما، انتقادها و اعتراض‌ها به … ادامه

یک پیشنهادِ ناممکن به وزارت ارشاد و ناشران!

محمدهاشم اکبریانی: یا صداها آن‌قدر بلند نیست که گوش‌ها بشنوند، یا گوش‌ها آن‌قدر بسته است که صدای بلند را هم نمی‌شنوند. گرچه فرض دوم واقعیت دارد، اما هر چه هست نتیجه یکی ست و این که کتاب‌ها هم‌چنان در مجوزی ارشاد می‌مانند و جوابی هم در کار نیست. با این همه قرار است نمایشگاه کتاب، هم‌چون چند سال گذشته برگزار شود و عده‌ای ناشر و نویسنده، کتاب‌هایشان را عرضه کنند و عده‌ی زیادی بازدیدکننده و علاقه‌مند به کتاب هم به … ادامه

مشاعرمان کار نمی‌کند یا مشاعر نداریم؟!

وقتی می‌گویم تعاریف وزیر ارشاد با تعاریف دیگران فرق دارد، نگویید نه! او امروز در پاسخ این همه منتقدان خاص و عام حوزه‌های سینما و نمایش با ذکر برخی آمار و ارقام غیرمحتوایی گفته: “بعضی‌ها متأسفانه این پیشرفت‌ها را نادیده گرفتند و با ژست فیلسوف‌مآبانه گفتند که وضع فعلی فرهنگ از وضع قبلی بدتر است. به نظر من این افراد خودشان را متهم می‌کنند و مشاعرشان درست کار نمی‌کند.” توجه کنید که او در سخنرانی امروز خود، منتقدان وضع نشر کتاب را در … ادامه

نیم‌فاصله‌ی نازنین در ویستا

شمار فارسی‌زبانانی که از ویندوز ویستا استفاده می‌کنند، روزبه‌روز بیش‌تر می‌شود. برخی از دوستان ناراحت بودند که برنامه‌ی «تری‌لی‌آوت» در ویندوز ویستا اجرا نمی‌شود و از نعمتِ ایجاد «نیم‌فاصله» به شکل اصولی، محروم‌اند و زندگی بر ایشان تلخ گردیده! پاسخی برای‌شان نداشتم تا یکی از خودِ ایشان راه حل را یافت و برایم نوشت، به این قرار: ابتدا به پوشه‌ای بروید که برنامه‌ی «تری‌لی‌آوت» را در آن گذاشته‌اید. روی آیکون اجرایی برنامه راست‌کلیک کنید. سپس روی گزینه‌ی Properties کلیک کنید. … ادامه

عیدانه‌ی ناگزیر ۸۷

در آخرین روزهای سال که با توقیفِ نه نشریه‌ی دیگر، آخرین عیدی را هم از دولت مهرورزی گرفته‌ایم و کام‌مان از شیرینی ِ زیاد به سوزش افتاده، عیدی دادن‌ ما به خودمان دیگر از آن حرف‌هاست! در این گرفت‌وگیر اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، چه برمی‌آید از ما جز دو کار؟ یکی آن که خویش را با همین کارها سرِ پا نگه داریم و سر حال نشان دهیم، و دیگر آن که از کوچک‌ترین ذره‌های باقی‌مانده‌ی کیان فرهنگی‌مان پاس‌داری کنیم؟ پارسال … ادامه

شهر امن و امان است، اما تو باور مکن!

کتاب‌های سال روزنامه‌ها، بیش‌تر مایه‌ی دردسرند تا لذت! می‌خری و نگه می‌داری برای روزهای ملال‌انگیز نوروزی که چند روزش را به ضربِ مسافرت آسان‌گذر می‌کنی. ولی تا از ساک سفری‌ات درش می‌آوری، هزار تا مشتری پیدا می‌کند که همه هم می‌خواهند نگاهی بیندازند فقط. ولی خب کتاب سال است؛ هم حجیم و هم مثل بقالی، همه جور جنسی در آن ریخته. آخر سر تو می‌مانی که شب‌ها که همه خواب‌اند، به رسم زندگی در خانه، بی‌صدا شروع کنی به ورق … ادامه

من رأی می‌دهم، به اصلاح‌طلبان

وارد شدن حتا یک نفر از اصلاح‌طلبان به مجلس هشتم با «رأی من»، با همه‌ی نقدهایی که به ایشان دارم، برای من بسیار مهم‌تر از «پیش‌نمایش» اقتدارگرایان در بررسی صلاحیت‌ها، و بسیار مهم‌تر از تعبیرهای «بی‌ربط» و «بیهوده»‌ی ایشان از «رأی دادن» من است. برای این که یک پست صرفاً سیاسی ننوشته باشم، حکایتی را که امروز در گلستان سعدی می‌خواندم، این‌جا می‌آورم. البته کاملاً آشکار است که این حکایت هیچ ربطی به هیچ چیز ندارد و فقط به سعدی … ادامه