درد زمانه یادداشتی بر رمان گرنیکا
در دورانی که هنوز شهرنشینی زندگی غالب بشر نشده بود، تنهایی و تنها زندگی کردن امری متمایز محسوب میشد. در واقع فقط مطرودان اجتماع دچار چنین سرنوشتی میشدند. تنهایی یا جبر کسانی بود؛ به سبب گناهی و یا اختیار کسانی بود برای فرار از گناه (زاهدان). خلاصه هرچه که بود، تنهایی وضعیتی خارج از عادت زمانه بود. زیرا که خانواده که خود نیز بسیار گسترده بود، در قالب قبیله معنا پیدا میکرد که این خود وضعیتی بسیار شلوغتر فراهم میآورد. … ادامه