قحطی کتاب و گرافیست
خوب شد دو جلد از رمان لکه های ته فنجان قهوه را خودم از ناشر گرفتم چون تا به حال در هیچ کتابفروشی آن را ندیده ام. به حسن محمودی می گویم یک جلد از مجموعه ی دومش را به من برساند، می گوید اگر تو نسخه ای پیدا کردی من ازت می خرم. به هرکس می گویم احتمال پرسه و شوخی را خوانده ای، می گوید گیر نیاورده ام و…عجب اوضاعی ست! یعنی ناشران ما هنوز این اندازه فهیم … ادامه