میدانی با دو مجسمه: تاریخ و داستان

در باره‌ی کتاب «میدان ایتالیا» نوشته‌ی «آنتونیو تابوکی»نویسنده‌ی مهمان: رها فتاحی ۱. میدان ایتالیا به کتابخانه آمد یکی از عادت‌هایی که هرگز دوست ندارم ترکش کنم، عادت ایستادن پشتِ ویترین کتابفروشی‌ها ست. دقیق یادم نیست این عادت از کی شروع شد اما دقیق می‌دانم آن‌قدر دستاوردهای خوبی برایم داشته که به ترک کردنش هرگز فکر نکنم. بنا به همین عادت، چند سال پیش، پشتِ ویترین کتابفروشی‌ای ایستادم؛ از آن ویترین‌ها که کتاب‌ها را کفِ ویترین و به موازات زمین می‌چینند. … ادامه

عکس‌های معروف از نویسندگان معروف

لیلا نصیری‌ها: انتشارات Contrasto کتابی منتشر کرده به اسم Writers: Literary Lives in Focus که شامل ۲۵۰ پرتره از نویسنده‌ها ست که عکاس‌های معروف دنیا از نویسنده‌های گوناگون گرفته‌اند. از عکسی که هانری کارتیه‌ برسون در سال ۱۹۴۷ از ویلیام فاکنر توی خونه‌اش در آکسفورد می‌سی‌سی‌پی گرفته تا عکسی که فیلیپ هالسمن از آلدوس هاکسلی گرفته که پریده هوا. به گفته‌ی نیویورکر٬ کتاب گواهی‌ ست بر این ادعا که عکاسی پرتره تا چه حد می‌تواند بیانگر باشد. گُفریدو فُفی٬ که منتقد … ادامه

تسلیت‌گویی با باد!

شیرینی زبان ـ ۶اگر روزی از کارتان استعفا کنید، چه جور متنی می‌نویسید؟ این چه طور است: “احترماً اینجانب … که افتخار همکاری با شما عزیزان را در آموزش و پرورش … را با سمت معاونت … را داشتم. حال که در سنگر دیگری جهت خدمت به کلیه همکاران محترم فرهنگی نصیب اینجانب گردید، بدینوسیله از کسب کلیه تجارب، همکاری و پیشنهادات شما همکاران محترم تشکر و قدردانی می‌نمایم. در ضمن چنانچه بنا به ضروریات اداری باعث تألم خاطر همکاران … ادامه

پیشنهاد یک کتاب برای همه‌ی روزهای سال

محمدحسن شهسواری: یکی دو هفته پیش مطلبی نوشتم در مورد این که چرا این روزها جوان‌ها در چاپ مجموعه‌داستان وسواس ندارند. داستان‌ها یکدست نیست و نویسندگان روی همه‌ی داستان‌ها به نهایت توان خودشان کار نکرده‌اند. فکر کنم چهار پنج سال پیش بود، آن زمان که خانم مرشدزاده سردبیر همشهری داستان بودند. من را دعوت کردند دفتر مجله‌ی همشهری داستان و گفتند نظرم در مورد مجله چیست. البته می‌دانستم خیلی از اهالی ادبیات را خواسته‌اند و نظر پرسیده‌اند. من هم شش شماره … ادامه

مرا ای شعر ترمیم دگر کن

پیشگفتار کتابی در راه انتشارفرزانه خجندی* را فروغ تاجیکستان لقب داده‌اند. در باره‌اش گفته‌اند که همیشه مشهورترین‌ها بهترین‌ها نیستند، اما فرزانه هم بانوی شعر امروز تاجیکان است، هم از پرفروغ‌ترین چهره‌های ادبی این دیار. از شعرهای فرزانه در ایران، یکی دفتر «پیام نیاکان» چاپ شده در سال ۱۳۷۵ است، یکی هم «سوز ناتمام» در سال ۱۳۸۵. آنچه می‌خوانید، پیشگفتار کتابی هنوزمنتشرنشده است از دوست ادیب و بزرگوارم مهدی جامی، که آن را با «افزوده‌ای» کوتاه برای انتشار در خوابگرد فرستاده … ادامه

دلتنگی برای مجموعه داستان خوب

نوشتن یک مجموعه داستان خوب، سخت‌تر از یک رمان خوب است. شاید این جمله از کسی که هم به عنوان خواننده و هم نویسنده، و حتا معلم، رمان را ترجیح می‌دهد کمی غریب به نظر ‌رسد. اما به نظر خودم که این طور نیست. [متن کامل] نوشتن یک رمان خوب با حجمی نهایت پنجاه هزار کلمه، به طور متوسط زمانی بین نُه تا پانزده ماه وقت می‌برد. این زمان برای یک داستان کوتاه خوب، واقعا خوب، حداقل سه ماه است. یعنی … ادامه

بوی خون خر

دانلود رایگان یک مجموعه‌داستان تازهشش سال پیش در خوابگرد نوشتم: “اگر پارسال امیرحسین خورشیدفر «پدیده»‌ی داستان کوتاه بود با مجموعه‌ی زیبای «زندگی مطابق خواسته‌ی تو پیش می‌رود»، بی‌شک امسال حافظ خیاوی «کشف» داستان کوتاه ایران است، با این تفاوت که خیاوی نه از پیشینه‌ی ادبی خورشیدفر بهره‌مند بوده و نه هم‌چون او در فضای ادبی محافل ادبی پایتخت نفس کشیده، که اصلاً در مشکین‌شهر زندگی می‌کند.” حافظ خیاوی مجموعه‌داستان «مردی که گورش گم شد» را در سال ۸۷ منتشر کرد … ادامه

آه، کیشلوفسکی نازنین!

کریشتف کیشلوفسکی (۱۹۴۱ـ۱۹۹۶، ورشو) را تقریباً به موقع کشف کردیم، اما خودش زود مرد؛ در ۵۴ سالگی. مثل همه‌ی چیزهای خوب که زود از دست می‌روند. نسلی از ما با آخرین کارهای او زندگی‌ها کردند. لذتی تکرارنشدنی که برای ما از تماشای «فیلمی کوتاه درباره‌ی کشتن» و «فیلمی کوتاه درباره‌ی عشق» شروع شد و با «ده فرمان» ادامه یافت تا رسید به «زندگی دوگانه‌ی ورونیکا» که حیرت‌زده‌مان کرد و بعد، سه‌گانه‌ی رنگی کیشلوفسکی «آبی، سفید و قرمز» که هنوز هم … ادامه