چرا ژانر

سفر پیرنگ در ادبیات؛ از پیرنگِ سفر تا پیرنگ مخدوش و ژانرسه چهار سالی هست که در گپ‌و‌گفت‌های دوستانه، جلسات ادبی، کلاس‌ها، مصاحبه‌ها و یادداشت‌ها، روی ژانر و اهمیتش تاکید می‌کنم. راستش اوایل هیچ فکر نمی‌کردم چون ژانر و ژانرنویسی از پیکره‌های اصلی تاریخ ادبیات است، باید برای این تاکید دلیل هم بیاورم. اما دیدم گویا برای من که بخش مهمی از خوانده‌هایم در رمان، به ژانر گذشته، این مسئله طبیعی ست. بسیار آدم فرهیخته و روشنفکر در این مملکت … ادامه

مزخرفاتِ لایتچسبک!

شیرینی زبان ـ ۳شمس‌الواعظین در سال ۸۹ بود که در مصاحبه با یک تلویزیون عربی گفت رئیس دولت دهم «جنون‌العظمه» دارد و به اتهام «مجنون» خواندن رئیس دولت و البته چند اتهام دیگر به زندان محکوم شد. «جنون‌العظمه» در عربی ربطی به معنای جنون در فارسی ندارد؛ یک اصطلاح است به معنای خودبزرگ‌بینی. البته همان زمان شمس‌الواعظین این توضیح را داد و گفت که مقصودش دیوانگی نبوده (آن هم نوع عظیم)، ولی گویا توضیحش ناشنیده ماند و شد آن چه … ادامه

«خیانت»؛ کتاب تازه‌ و پرغلطِ پائولو کوئیلو

نویسنده‌ی مهمان: حبیب حسینی‌فردرمان تازه‌ی پائولو کوئیلو به نام «بی‌وفایی» یا «خیانت»، ٰUntreue (عنوان اصلی Adultério) به تازگی به آلمانی هم ترجمه شده و در چاپ اول با تیراژ ۲۰۰ هزار نسخه‌ به بازار آمده است. اغلب ناقدان آلمانی معتقدند که این اثر هم مثل بیشتر رمان‌های کوئیلو، کیفیت ادبی چندانی ندارد و حول همان توصیه‌های اخلاقی و فردی و نشان‌دادن راه «سعادت و آرامش درونی و فردی» می‌چرخد. شخصیت اصلی داستان، زن ژورنالیست سی‌ویک‌ساله‌ای به نام لیندا ست که … ادامه

لشکر گاف‌دار

شیرینی زبان ـ ۲تهران، فقط هوای صاف و آب سبک و گرمای محله‌هایش را از دست نداده؛ گنجشک‌ها هم انگار به این ابرشهر و مردمانش رو ترش کرده‌اند. حالا دیگر چه کم پیش می‌آید غوغای لشکری از آن‌ها از لابلای درختی پرشاخه، گوش محله‌ای را کر کند. پرنده‌هایی که هیچ وقت رامِ آدم‌ها نشدند، ولی همیشه هم در کنار آن‌ها زندگی کرده‌اند. نیاکان ما به گنجشک می‌گفتند بنجشک. بنجشک آخرش کاف داشت، گنجشک هم آخرش کاف دارد. اشک هم همین … ادامه

چون طعم شیر تازه در دهان کودکم

نویسنده‌ی مهمان: مهدی جامی باز کن در که به جان آمدم از دربدری زندگی می‌گذرد یا شده‌ام من گذری * چشمه‌ی از دریا گریخته‌ ام … من شاخه‌ای هستم متمرد * فردا همه به خیابان می ریز ریز ریز می‌کنند پارچه‌های رنگی را * جا مانده‌ای چون طعم شیر تازه در دهان کودکم * بیا به خانه برویم مرا اگر ببوسی مین‌ها خنثی می‌شوند * باید نبود ماه و نتابید بر زمین این یادگار غربت بانوی اولین حوا زمین ما … ادامه

میان پریودِ من تا ماه گردون!

بامزه است: واژه‌ی پریود را ما فارسی‌زبان‌ها در دوره‌ی معاصر از زبان انگلیسی وام گرفته‌ایم و نشانده‌ایم در کنار واژه‌های دیگری که در گذشته برای خون‌ریزی ماهانه‌ی زنان به کار می‌برده‌ایم؛ مثل بی‌نمازی، حیض، حائض، عادت، قاعدگی یا حتا «رگل» که خیلی پیشتر از پریود انگلیسی، از زبان فرانسه گرفته‌ بودیم. پریود را در زبان شرم‌زده‌ و مأخوذ به حیای فارسی رواج دادیم تا بتوانیم از زشتی و رکاکت موهومِ دیگر واژه‌ها که از درگوشی‌های مادران‌مان لب‌خوانی می‌کردیم، فرار کنیم … ادامه

داستان فارسی علیهِ داستان فارسی

اشاره: کتاب تازه‌ی امیر احمدی آریان نسبت به موضوعش کتابی جامع به نظر می‌رسد. روندی که ادبیات داستانی ما در یک دهه‌ی اخیر گذرانده، حالا دیگر به عنوان یک موضوع جدل‌انگیز از دایره‌ی خودِ داستان‌نویسان گذشته و جامعه‌ی مخاطب را نیز به شکلی دیگر درگیر کرده است. در حدی که واکنش‌ها به آن را در میان خوانندگان پیر و جوان داستان‌های فارسی نیز می‌توانیم دید. از این جهت، مطالعه‌ی این کتاب برای علاقه‌مندان عام ادبیات هم که خود اهل بخیه … ادامه

ادبیات عامه‌پسند به روایتِِ محمدحسن شهسواری

در گفت‌وگو با مجله‌ی «انشا و نویسندگی»ژانرها، مثل علمی‌ـ‌تخیلی، پلیسی، معمایی و جنایی، نیاز دارند در جامعه‌ای شکل بگیرند که عقل در آن اهمیت دارد، چون در آن‌ها پلات خیلی مهم است. در جامعه‌ی شرقی مثل ایران که همین‌طوری در روابط عامه، عقل زیر سؤال است، خب معلوم است شکل نمی‌گیرد. شعر بزرگ‌ترین شاعران‌مان را بخوانید، می‌بینید که سرتاسر آن ناسزا به عقل است. بنابراین این‌جا ست که ملودرام و یکی از مشخص‌ترین وجوهش تصادف، بیشتر اهمیت پیدا می‌کند و آن … ادامه