یادم شما را فراموش!

از داستان‌های بی‌ویرایش امروز (۲۰)نویسنده: مسعود باستانیمن قرار بود شنبه بعداز ظهر مرخصی بیایم که یکشنبه صبح حداقل بتوانم برای ملاقات مهسا به اوین بروم. همه‌ی خانواده‌ام شنبه بعدازظهر می‌آیند جلوِ زندان به استقبالم، ولی مرا فردایش یعنی یکشنبه صبح مرخص کردند و من روز ملاقات ماندم در زندان و دوباره دیدار آن روز را از دست دادم. مرا بی‌خبر سر ساعت دوازه ظهر از زندان بیرون فرستادند. یعنی بعد از سه سال وقتی از زندان آمدم بیرون، جلو زندان … ادامه

محمدرضا سرشار از تحمل و برخورداری!

الف)محمدرضا سرشار در پاسخ به این سؤال که آیا در راه هنر متعهد انقلابی دشواری‌هایی هم تحمل کرده‌اید، گفت: پسران من از اندیشه‌ی افرادی که مخالف من هستند، مصون نبوده‌اند و از کنکور مقطع دکترا و حتا مسائل دیگر نیز محروم شدند. [+] ب)به محمدرضا سرشار نشان درجه‌ی یک هنری (معادل رسمی دکترا با جایزه‌ی‌ صد سکه‌ بهار آزادی‌) داده‌اند. مجموع تیراژ کتاب‌هایش از ۵ میلیون جلد بیش‌تر شده است. تا امروز ۳۶ جایزه‌ی کشوری را به او داده‌اند. ۵ … ادامه

روزگار بیهقی به روایت مصحح بیهقی

ابوالفضل بیهقی مورخ نامدار عصر غزنوی است که در غزنه به شغل دیوانی و دبیری روی آورد و بیشتر عمر خود را در همین شهر سپری کرد. بیهقی در دوران سلطان محمود غزنوی دبیر دیوان رسالت بود و تحت نظر ابونصر مشکان خدمت می‌کرد. بیهقی در تاریخ‌اش زمانه‌ی خود را به خوبی تصویر کرده است. تلاطم‌ها و برخوردها و رفتارها و شرایط زمانه‌ی او را چگونه می‌توانیم بشناسیم و به عمق حوادث دوران او پی ببریم؟ دومین  مجموعه‌ی درس‌گفتارهایی درباره‌ی … ادامه

عصری با اونامونو در صدمین سال «درد جاودانگی»

میگل دِ اونامونو در میان نویسندگان و فیلسوفان اسپانیایی قرن بیستم جایگاه ممتازی دارد. اندیشه‌های او بر فیلسوفان اگزیستانسیالیسم قرن بیستم تاثیر‌گذار بوده است. اونامونو علاوه ‌بر آن‌که منتقد ادبی و فیلسوف بود، شعر، رمان و نمایشنامه نیز می‌نوشت. اثر فلسفی مهم او «معنی سوگناک زندگی» است که صد سال از انتشار آن می‌گذرد و با عنوان «درد جاودانگی» به قلم بهاء‌الدین خرمشاهی به فارسی ترجمه و منتشر شده است. اونامونو به مدت ۱۰سال استاد زبان یونانی در دانشگاه سالامانکای … ادامه

اضافه‌زندِگان و اضافه‌مردگیِ ما

احمد قابل پر گشوده برای رفتن، قلبش اما هنوز در جوار مغزِ حالا آرام‌گرفته‌اش می‌تپد. اگر بگویند از میان وارثانِ فضل، «آزادگی» و «وارستگی» آیت‌الله منتظری دو نفر را نام ببر، بی هیچ تردیدی احمد قابل را دو بار نام می‌برم. افسوس فقط در درد و رنج و حصر و حبس و ستم وارد بر آنان نیست. افسوس بزرگ در هم‌آغوشی خودِ آزادگی  وارستگی با خاکِ مرگ است که با رفتن وارستگانی چون اینان رخ می‌دهد. فرداروز اگر بخواهم از مفهوم آزادگی … ادامه

ده سال و دو روز!

از داستان‌های بی‌ویرایش امروز (۱۹)نویسنده: امین احمدیان* امروز بهش گفتم: بهار، امروز ۱۰۲۱ روز شده.گفت: آره، اتفاقاً دیشب حساب کردم؛ ۲۶۳۱ روز دیگه بیش‌تر نمونده.گفتم: ولی به حساب من ۲۶۲۹ روز مونده.گفت: عزیزم تو سال کبیسه‌ها رو حساب نکردی!راست می‌گفت. *همسر بهاره هدایت این روایت را، بعد از ملاقات با او در اوین، در فیس‌بوکِ خود منتشر کرده است. داستان‌های بی‌ویرایش پیشین:+ روی میز ممنوع+  کدام مهندس؟+ ممنوع از خروج+ این ملک شخصی ست+ چه فرق می‌کند؟!+ پسرم و پدرش+ خنده‌های دیوارآلود+ … ادامه

رمان ممنوع «سوتیکده‌ی سعادت»

هفته‌ی کتاب‌های ممنوع تمام شد، اما کتاب‌های ممنوع بسیار اند و سانسور دولتی پابرجا ست.  آذردخت بهرامی، نویسنده‌ای که داستان‌هاش را دوست می‌دارم، رمانی ۳۵۰ صفحه‌ای دارد به نام «سوتیکده‌ی سعادت» که هشت سال نوشتن آن زمان برده و دو سال هم معطل مجوز شد و بعد از چند بار بررسی، عاقبت در عین ناباوری نویسنده ممنوع‌ازچاپ اعلام شد. ۹ سال پیش داستان «شب‌های چهارشنبه»ی او را که در جایزه‌ی بهرام صادقی برگزیده شد، در سایت این جایزه منتشر کردم و … ادامه