پسبرگ با پروندهی قتل زنی جوان و بی نام و نشان روبرو می شود که نسبت به سرنوشت دردناک او قلباً احساس مسئولیت میکند تا حدی که برای ادامه تحقیقاتش پس از ده سال به زادگاه خود و شهری برمیگردد که معشوقش در آن زندگی میکند.
آسوده بخواب کاترین
نویسنده : شارل اگزبرایا
مترجم: عباس آگاهی
ناشر: جهان کتاب
مژگان چناری: شارل اگزبرایا (۱۹۸۹-۱۹۰۶) از نویسندگان مطرح رمانهای پلیسی در جهان است. او را به عنوان اولین کارآگاهینویسی میشناسند که طنز و نیش و کنایه را وارد داستانهای خود کرد. طنزی انتقادی و زیرپوستی که باعث تامل بیشتر میشود و در ادبیات فرانسه به طنز اگزبرایایی معروف است. اگزبرایا ۱۵ فیلمنامه هم نوشته است و در سال ۱۹۷۵ اولین رمان پلیسیاش را با نام زنی که حافظه زیادی داشت منتشر کرد. او در سال بعد برای رمان «پاکو یادت هست» جایزه بزرگترین رمان حادثه را به خود اختصاص داد. بعد از درگذشت این نویسنده، هرساله در فرانسه جایزه ای ادبی به نام شارل اگزبرایا به بهترین رمان پلیسی سال اهدا می شود.
?کورت پُسبرگ از بازرسهای تازه کار پلیس جنایی اشتوتگارت است که از طریق دانشگاه وارد تشکیلات پلیس شده و چون تجربهاش در کوچه و بازار کم است هیچ یک از همکارانش او را جدی نمیگیرند. پُسبرگ شرافتمندانه ولی بدون شور و شوق انجام وظیفه میکند. او دانشجوی انصرافی دوره دکتری ادبیات بوده که بعد از جدایی از معشوقش از روی قهر و لجبازی با خودش حرفه پلیس را انتخاب کرده که در این زمینه مثل خود شارل است. او هم قرار بود پزشک شود ولی بعداً کشف کرد که ذوقش در داستاننویسی بیشتر است.
?پسبرگ با پروندهی قتل زنی جوان و بی نام و نشان روبرو می شود که نسبت به سرنوشت دردناک او قلباً احساس مسئولیت میکند تا حدی که برای ادامه تحقیقاتش پس از ده سال به زادگاه خود و شهری برمیگردد که معشوقش در آن زندگی میکند.
پسبرگ به محض ورود مشغول به کار میشود و تحقیقاتش را در مورد قتل آغاز میکند اما متوجه میشود نوعی همدستی بین مردم شهر که اغلب از طبقه بورژوای مسلط جامعه آلمان هستند، وجود دارد. رفته رفته پای معشوق قدیمیاش به پرونده باز میشود. او شک دارد الیزابت زنی درستکار است یا در میان بورژواهای مسلط جامعه حل شده است.
?سوالی که در ذهن بازرس ایجاد شده به اندازهی کشف قاتل خواننده را به پیش میراند. چرا که از همان پاراگرافهای اولیه کتاب، ترومای قهرمان عیان شده و به دنبال ورود پسبرگ به زادگاهش این جراحت روحی در اوج رنج و ناباوری به دنبال درمان میگردد. کارآگاه در چارچوبی که طبقه اجتماعی خاص آن جامعه هر لحظه بر او تنگتر و بستهترش میکند باید علاوه بر پرونده قتل، پیشینهی عشق قدیمیاش را به یک فرجام درخور سالهای تنهایی و فراق منتهی کند.
?نگاه انتقادی اگزبرایا از درانداختن سرنوشت جسد دختری زیبا و بی نام و نشان با طبقهای که از موقعیت اجتماعی برخوردارند به اوج خود می رسد. کارآگاه محو تماشای مردان و زنانی میشود که هر روز برتری اخلاق بورژوازی و سنتی را مورد تایید قرار میدهند و به فرزندانشان میآموزند. دزدی، دروغ، آدمکشی شرافتمندانه نیست با اینحال با هم توافق دارند که به بهانهی اینکه قاتل به طبقه اجتماعی آنها تعلق دارد، او را پنهان کنند . فاجعه در آن است که به آنچه میکنند، اعتقاد دارند و آن را اخلاقی میدانند.
?اگزبرایا در آسوده بخواب کاترین نشان می دهد چگونه می توان از داستانهای جذاب جنایی، مسیلی برای عبور پرطغیان انتقادهای اجتماعی ساخت و خواننده را با کمک پیش زمینه داستانی که برای او چیده در لمس جراحتهای جامعه شریک کرد.
برای خواندن مطالب ما میتوانید به کانال جناییخوانی در تلگرام مراجعه کنید.
بدون نظر