خوابگرد قدیم
۲۵۶
نویسنده: خسرو نخعی جازار برگزیدهی دوم وبلاگنویسان سنگِ سرد ـ آقای افشار،… دستهگلها رو آوردن، میخواید چندتاش رو با خودمون ببریم؟من و مامان، خانهی پدربزرگیم. همه منتظر خالهام هستیم که رفته است مدرسهاش برای گرفتن کارنامهی ثلث سوم و دیر کرده. از پدربزرگ قول گرفته که برایش دوچرخه بخرد و او هم شرط گذاشته که … ادامه
۲۴۷
نویسنده: آروشا مشتاقیزاده کتابفروشی صاحب کتابفروشی یه نویسنده بود که هنوز کتابی ننوشته بود. در واقع کتابی که بهش بشه گفت کتاب ننوشته بود. البته اون داستان نویس قهاری بود. در واقع اون سه نوع داستان رو بدون رقیب می نوشت: داستانهای عاشقانه که توی مجله های در پیت هر هفته چاپ میشن. (البته اون … ادامه