خوابگرد قدیم

شهر امن و امان است، اما تو باور مکن!

کتاب‌های سال روزنامه‌ها، بیش‌تر مایه‌ی دردسرند تا لذت! می‌خری و نگه می‌داری برای روزهای ملال‌انگیز نوروزی که چند روزش را به ضربِ مسافرت آسان‌گذر می‌کنی. ولی تا از ساک سفری‌ات درش می‌آوری، هزار تا مشتری پیدا می‌کند که همه هم می‌خواهند نگاهی بیندازند فقط.…

۲۴ اسفند ۱۳۸۶
خوابگرد قدیم

من رأی می‌دهم، به اصلاح‌طلبان

وارد شدن حتا یک نفر از اصلاح‌طلبان به مجلس هشتم با «رأی من»، با همه‌ی نقدهایی که به ایشان دارم، برای من بسیار مهم‌تر از «پیش‌نمایش» اقتدارگرایان در بررسی صلاحیت‌ها، و بسیار مهم‌تر از تعبیرهای «بی‌ربط» و «بیهوده»‌ی ایشان از «رأی دادن» من است.برای…

۲۲ اسفند ۱۳۸۶
خوابگرد قدیم

خوابگردِ نو

در روزهایی که  همه چیز مملکت به خوبی و خوشی پیش می‌رود، تا انرژی هسته‌ای یک گام بیش‌تر نمانده، یعقوب یادعلی قرار نیست به زندان بیفتد، انتخابات مجلس با شکوه بسیار برگزار خواهد شد، گوشت گوسفند کیلویی ده هزار تومان نیست، قرار است قدرت…

۱۶ اسفند ۱۳۸۶
خوابگرد قدیم

چند و چون چند داستان ممتاز

نقد و مرور داستان‌های برگزیده‌ی دومین دوره‌ی جایزه‌ی داستان کوتاه شهر کتابنشستِ ویژه‌ی این بررسی، در سه‌شنبه‌ی هفته‌ی پیش ۳۰ بهمن‌ماه، برگزار شد. ماجرای تلخ یعقوب یادعلی باعث شد نشر این گزارش عقب بیفتد؛ ماجرایی که هنوز به نتیجه‌ی امیدوارکننده‌ای نرسیده و نزدیک است که زمان…

۸ اسفند ۱۳۸۶
خوابگرد قدیم

محکومیت یعقوب یادعلی به جای تخفیف، تشدید شد!

عجایبِ محکومیتِ یک داستان‌نویس به استناد داستان‌های چاپ‌شده‌اش، تمامی ندارد. دادگاه بدوی او را به سه ماه حبس تعزیری و ۹ ماه حبس تعلیقی مشروط به نوشتن چهار مقاله‌ی سفارشی محکوم کرده بود. پس از اعتراض، دادگاه تجدید نظر که قانوناً یا باید حکم…

۴ اسفند ۱۳۸۶
خوابگرد قدیم

سنتوری؛ از نوعِ کدام مهرجویی؟

پس از هشت سال توقیفِ فیلم «بانو»، وقتی اکران شد، همه با یک فیلم درخشان روبه‌رو شدیم. برای تماشای «سنتوری» انتظارمان به یک سال هم نکشید. این روزها در باره‌ی قاچاق فیلم «سنتوری» زیاد حرف می‌زنند، ولی من می‌خواهم در باره‌ی خودِ فیلم نظر…

۱ اسفند ۱۳۸۶
خوابگرد قدیم

در روز داستان کوتاه، این نام‌ها را به خاطر بسپارید

امروز، در مراسم روز جهانی داستان کوتاه، بهترین داستان‌های مسابقه‌ی داستان کوتاه شهر کتاب (دوره‌ی دوم)، معرفی شدند. صمیمانه، هم به برندگان شادباش می‌گویم، هم به جماعتِ نسوان!مقام نخست: مهرک زیادلو، داستان «بعد از نیمه‌شب» ـ لیلا قاسمی، داستان «موج»مقام دوم: ندا کاووسی‌فر، داستان «شستِ…

۲۴ بهمن ۱۳۸۶
خوابگرد قدیم

سینمای ایران: لاغر، محافظه‌کار و…

حاشیه‌نویسی‌ ِ جشنواره‌ای ِ محمدحسن شهسواری (۸ ـ پایانی)معمولاً کسانی که هر روز یادداشتی در باره‌ی جشنواره می‌نویسند، روز آخر، جمع‌بندی خود را از این ده روز ارایه می‌دهند. من هم البته خواهم داد، اما بگذارید اول اشاره‌ای خیلی کوتاه به دو فیلم دیگر…

۲۲ بهمن ۱۳۸۶
خوابگرد قدیم

روز داستان کوتاه

برگزاری روز جهانی داستان کوتاه در ایران، در حالی که بوی بهبود از اوضاع فرهنگ و ادبیات نمی‌شنویم، ظاهرش کمی خنده‌دار است. ولی برای من باطن‌اش هم خنده‌دار است! اما نه «خنده‌دار» که «فرح‌‌ناک» و «امیدبخش». معتقدم تا سرحدِ امکان باید از پا ننشست، حتا…

۲۱ بهمن ۱۳۸۶
خوابگرد قدیم

در سودای شترمرغ!

حاشیه‌نویسی‌ ِ جشنواره‌ای محمدحسن شهسواری (۸)درست ساعت پنج بعدازظهر جمعه، نوزده بهمن‌ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی، در میانه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر و در سالن انتظار سینما صحرا، شاهد رد و بدل شدن جملاتی بودم که تکلیف…

۲۰ بهمن ۱۳۸۶
Back to Top