شهر امن و امان است، اما تو باور مکن!
کتابهای سال روزنامهها، بیشتر مایهی دردسرند تا لذت! میخری و نگه میداری برای روزهای ملالانگیز نوروزی که چند روزش را به ضربِ مسافرت آسانگذر میکنی. ولی تا از ساک سفریات درش میآوری، هزار تا مشتری پیدا میکند که همه هم میخواهند نگاهی بیندازند فقط. ولی خب کتاب سال است؛ هم حجیم و هم مثل بقالی، همه جور جنسی در آن ریخته. آخر سر تو میمانی که شبها که همه خواباند، به رسم زندگی در خانه، بیصدا شروع کنی به ورق … ادامه