جین آستین؛ نویسنده‌ای ایستاده بر مرز

جین آستین، در ایران هم هنوز طرفدار دارد، چه رسد به خوانندگان سراسر جهان که پس از دویست سال از دوره‌ی این نویسنده‌ی کلاسیک، هم‌چنان رمان‌های او را در ردیفِ پرخواننده‌ترین آثار ادبی جهان قرار داده‌اند. به تازگی، نشر نی با یک ابتکار جالب، تمام آثار جین آستین را با ترجمه‌ی «رضا رضایی» وارد بازار کتاب کرده: «عقل و احساس»، «غرور و تعصب»، «منسفیلد پارک» و «اِما». کار ترجمه‌ی دو اثر دیگر جین آستین یعنی «ترغیب» و «نورثنگر ابی» نیز … ادامه

رمانِ توقیف‌شده‌ی مارکز را از سوپر محل‌تان بخواهید!

کاری به تابناک (بازتابِ سابق) ندارم که از کلمه کلمه‌ی تیتر تا سطر سطر متنِ انتقادی‌اش در باره‌ی مجوز نشر رمان مارکز، بوی مچ‌گیریِ «سیاسی» و ناراستیِ فرهنگی به مشام می‌خورد و صدای هلهله‌ی شادی‌شان از گیرانداختنِ وزارتِ ارشاد را می‌شد از پشتِ مونیتور به وضوح شنید. کاری به واکنشِ شتاب‌زده و عجیبِ وزیر ارشاد و وزارت‌خانه‌اش هم در توقیفِ این رمان و توبیخ دیگران ندارم. ایشان آن‌قدر بر سر ایمان خویش می‌لرزند که حتا از کتابِ سال خودشان (اندکی … ادامه

فضولی در سه خبر نیمه‌‌ارشادی! + دو جوابیه‌ی از سامان رستمی و آرش شفاعی

۱) وقتی قرار باشد در این مملکت هیچ چیز و هیچ کس سر جایش نباشد، می‌شود این که یک نویسنده یا مترجم باید یکی دو سال بدود و تحقیر شود تا اگر خوشبخت باشد، با کلی سانسور، به کتاب‌اش مجوز چاپ بدهند و ناشری که وزارت ارشاد دیگر بنای حمایتِ یارانه‌ای از او ندارد، کتاب را در یک‌هزار و یک‌صد یا نهایتاً دو هزار و دویست نسخه منتشر کند؛ و آن وقت وزارت ارشاد خودش بشود ناشر و، یکصد رمان … ادامه

پاسخ فرزانه طاهری به نقدِ من بر او

مقدمه: خانم طاهری معتقد بود  که نشر این یادداشت در خوابگرد بی‌فایده است؛ ولی من نه برای غرض‌ورزان که  به احترام مخاطبان و دوستان خاموش و دقیق خوابگرد که پیش از این یادداشت انتقادی مرا خوانده‌اند، و به احترام فرزانه طاهری، متن را در این‌جا می‌گذارم. علف‌های هرز و قارچ‌های انگلیِ این باغ بسیارند؛ ولی نمی‌شود به هوای خشکاندن آن‌ها، به نهال‌ها و درختان سبز آب نرساند. سپاسگزاری فراوان من از فرزانه طاهری هم که جای خود دارد.جناب آقای شکراللهیسلامچند روزی است می‌خواهم برایتان بنویسم، … ادامه

دوستانی این همه مُغرض!

این یادداشت، در شماره‌ی ۲۲ (۶آبان ۸۶) هفته‌نامه‌ی «شهروند امروز»، در پاسخ به فرزانه طاهری چاپ شده است.دی ماه سال ۸۶ در مقدمه‌ی یادداشتی درباره‌ی جایزه‌ی گلشیری چنین نوشتم: «چطور می‌شود جایزه‌ای را، یا نتایج جایزه‌ای را نقد کرد؟ کافی ‌ست نقدی اگر وارد می‌کنید، یا مبتنی باشد بر دانسته‌هایی که بتوانید ثابت‌شان کنید، یا تکیه زده باشد بر آن‌چه از مرام، اهداف و شیوه‌ی داوریِ یک جایزه آشکار است. حالت سومی هم می‌ماند و آن، اجماع منفی ‌ست؛ این … ادامه

ظاهراً شهر بی‌محتسب است اندر بی‌ادبی‌های پیرامون جایزه‌ی ادبی گلشیری

سال هشتاد و سه، نظرسنجی کوچکی کردم در مورد معتبرترین جایزه ادبی ایران، میان صد نفر از کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای. در آن نظرسنجی، کسانی کتاب‌خوان حرفه‌ای اطلاق می‌شدند که در سال بیش از بیست رمان و مجموعه داستان ایرانی می‌خوانند. نتیجه این که پنجاه و سه درصد از پاسخ دهندگان جایزه ادبی هوشنگ گلشیری را معتبرترین دانستند. جایزه‌ی بعدی سیزده درصد معتبر بود که این یعنی فاصله‌ی بسیار. نمی‌دانم امسال که سال هشتاد و شش است، چنین نظرسنجی‌ای چه نتایجی در … ادامه