استقلال، آزادی، و زبان و ادبیات فارسی!

محترماً به استحضار می‌رساند که از یک جایی که این بنده‌ی حقیر، افزون بر مدیریت و سردبیری هفتان، فقط یکی از نویسندگان آن نیز می‌باشم، و سایر اعضای هفتان نیز از نویسندگان آن می‌باشند، فلذا متن ایمیل دعوت‌نامه‌ی پرشین‌بلاگ را در این‌جا منتشر می‌نمایم تا نویسندگان هفتان در صورت تمایل در این مراسم شرکت نمایند، چون شایان ذکر شده است که وب‌سایت هفتان، از کاندیداهای اعطای جایزه‌ی تقدیر از وبلاگ‌نویسان برتر می‌باشد. قبلاً از غیبت خود که در تهران نمی‌باشم، … ادامه

آن‌چه می‌خوانید، دقیقاً داستان است!

دو سال پیش، ابتدا وحشت‌زده شدیم. بعد وحشت‌مان تبدیل شد به اضطراب و ترس و امید. بعد ناامید شدیم و عصبانی. بعد، هم به ترس عادت کردیم، هم به عصبانیت؛ یعنی بی‌خیال شدیم. و حالا مدتی‌ست که همگی فقط می‌خندیم، بی آن که حتا انتظار بکشیم! دست‌کم در عرصه‌ی فرهنگ و هنر کردند هر چه خواستند، و شد هر چه انتظارش می‌رفت، و اهل فرهنگ و هنر و ادبیات خسته شدند و وامانده از بی‌حاصلی واکنش‌ها و لب‌گزیدن‌ها و شگفت‌زده‌شدن‌ها … ادامه

جنگ‌جویان انتهای تاریخ نگاهی به مجموعه‌داستان «زنی با چکمه‌‌ی ساق‌بلند سبز» نوشته‌ی «مرتضی کربلایی‌لو»

نگاه به تاریخنویسندگان را از منظر نگاه‌شان به تاریخ داستان، می‌توان به دو گروه عمده دسته‌بندی کرد. گروهی از نویسندگان، تاریخ داستان کوتاه و رمان را خطی می‌بینند و خود را در انتهای این تاریخ. بنابراین همواره سعی در انداختن طرحی نو و شکاف انداختن در فرم روایت اسلاف خود دارند. از این گروه می‌توان از کوندرا، بارتلمی، سالینجر (در رمان‌هایش پس از ناطور دشت)، و براتیگان نام برد. دسته‌ی دیگر تاریخ رمان و داستان کوتاه را دَوَرانی می‌بینند و … ادامه

این تابو کی شکسته می‌شود؟

جالب است: رئیس صدا و سیما از بلاتکلیفی سازمان درباره‌ی موسیقی شکایت کرده و از آیت‌الله شاهرودی تقاضای کمک کرده است. نزدیک سی سال است که قانون نانوشته‌ی «حرمتِ موسیقی و نمایش ساز» بر تلویزیون حاکم است. بیش‌تر مدیران تلویزیون در دوره‌های مختلف، هیچ وقت نتوانسته‌اند توضیحی منطقی برای این ممنوعیت بدهند، و با این موضوع همواره به شکل یک تابو برخورد شده، درست مثل شعارهایی سیاسی که اوائل انقلاب داده شد و سال‌ها گذشت تا توانستیم از مرز برخی از … ادامه

آتش

همیشه زمستان در کنار آتش، برایم دلپذیرتر و دوست‌داشتنی‌تر بوده تا تابستان، چه رسد به تابستانی که شش ماهه به دنیا می‌آید و از پیش، روح را آواره‌ی جسم ِ از جان رفته می‌کند.لعنت به خورشیدِ تهران، با این همه نور داغی که می‌پاشد. نفرین بر تابستان تهران، که درازی روزهایش تمامی ندارد و از مزه‌ی چای یا قهوه جز داغی تهوع‌آور، هیچ نصیبِ آدم نمی‌شودخدایا برسان سرما را. تابستان را نمی‌خواهم، برسان آتشی را که زمستان را گرم می‌کند.برسان روزهایی را که کنار … ادامه

نامه‌ای برای تو

مدت‌هاست لذتی که از صدبار شنیدن ترانه‌ها و آوازهای قدیم‌تر شجریان می‌برم، از دوبار شنیدن تصنیف‌ها و آوازهای تازه‌تر او نمی‌برم؛ حتا اگر این ترانه‌ی قدیمی را با سی سال تأخیر بشنوم یا کار جدید، آلبوم «سرود مهر» باشد. لطفاً بلندگوی کامپیوتر خود را روشن کنید تا در کنار خواندن ادامه‌ی این واگویه، ترانه‌ای بی‌نظیر بشنوید با نام «نامه‌ای برای تو» از شجریانِ قدیم با آهنگی از زنده‌یاد سلیم فرزان. [ادامـه]   تنها در موسیقی نیست که به چنین وضعی دچارم، در … ادامه

کافه‌نشینی و یک دروغ

حسین سناپور: ظاهراً عادتِ «مطلب جعل کردن» را به این زودی‌ها بعضی نشریات ما ترک نمی‌کنند. بسیاری از ما یاد گرفته‌ایم که به هر نوشته‌ای جواب ندهیم و از کنار خیلی‌هاشان، که دروغ و تهمتی به‌مان می‌زنند، یا نقد کج‌وکوله‌ای ازمان می‌کنند، بگذریم. اما این‌که از زبان ما تهمت‌هایی را نثار دیگران کنند، نمی‌تواند بی‌جواب بماند. یکی دو روز پیش در کتاب‌فروشی چشمه، اتفاقی، مجله‌ی «آزما» را ورق ‌می‌زدم و دیدم در گزارشی درباره‌ی کافه‌نشینی یا نویسند‌گان کافه‌نشین،‌ حرف‌هایی را … ادامه