گزارش بازار کتاب [۱۵]

چند روز پیش دوستی ایراد می‌گرفت از من که خوابگرد، حال و هوای قدیم را ندارد. حق داشت. به او گفتم که خودم دلم بیش‌تر از دیگران برای آن خوابگرد تنگ شده. کمی به‌خاطر وسواس زیادی‌ست که در نوشتن پیدا کرده‌ام، کمی هم به‌خاطر تنبلی‌ست ولی دلیل عمده‌اش به‌خاطر گرفتاری‌های روزمره‌ی احمقانه‌ای‌‌ست که کم و بیش همه گرفتار آن‌ایم. یکی‌از مواردی که بدجوری دلم برایش می‌تپید، همین گزارش‌های بازار کتاب بود که سرانجام دارم طلسمش را می‌شکنم. کاش بتوانم هر … ادامه

توضیح امیرحسین سام

از وقتی که آلبوم «صبح، بهار، بهاران» را در این وبلاگ معرفی و نقد کردم، ایمیل‌های زیادی داشتم که مثل برخی دوستانم می‌گفتند پی آلبوم گشته‌اند، ولی پیدایش نکرده‌اند. خود من هم به زحمت آن را پیدا کردم. هرچند ناشر این آلبوم موسسه‌ی مشهور «چهارباغ» است، ولی انگار گمنامی امیرحسین سام (آهنگساز) و علی بیات (خواننده) باعث شده از چشم ویزیتورهای نوارفروشی‌ها مخفی بماند. البته این سوای فضای عمومی نوارفروشی‌های ماست که داخل‌شان که می‌شوی، انبوه متراکمی از ژست‌های عامه‌پسند … ادامه

خواب‌های روزانه

هنگامی که اولین یادداشت محمدحسن شهسواری را از سلسله یادداشت‌هایش زیر عنوان «چند و چون بهترین داستان‌های مسابقه‌ی بهرام صادقی» خواندم، نوشتم که یادداشت‌های او یک‌جور آموزش داستان‌نویسی‌ست برای دست‌ِ‌کم آدم‌هایی که دانش تئوریک پرمایه‌ای در داستان‌نویسی ندارند. او در عین حال با این کار خاطره‌ی مسابقه‌ی بهرام صادقی را در طول زمان زنده نگه داشت. از این مهم‌تر این که این سلسله یادداشت که به همت او آفریده شد، شاید تنها مجموعه‌ی مدون و متمرکزی باشد از نقد و … ادامه

چند و چون بهترین داستان‌های‌ مسابقه‌ی بهرام صادقی [بخش پایانی]

ابر صورتی ــ علی‌رضا محمودی ایرانمهر[متن داستان]یکی از تاثیرات مهم مدرنیسم، گسترش روزافزون حوزه‌ی خصوصی است. آن قدر که امروزه این حوزه (حداقل در سطح نظر) به یکی از مقدسات جهان مدرن تبدیل شده است. یکی از هزاران پیامدهای گسترش این حوزه، تقبیح سرک کشیدن در درونیات دیگران است. اما از آن جایی که هر عملی را عکس‌العملی است، در این نگاه، بازگویی از درونیات خود به دیگران نیز تقبیح می‌شود. این امر از اجزای لایتجزای اخلاق مدرنیستی است. تاثیر … ادامه

این درخت خودتان است، لطفا تبر نزنید!

غبار بدبینی، آسمان فضای ارتباطی رسانه‌های کوچک ما را بدجوری آلوده و سلامت ذهن ما را نیز ویران کرده است؛ غباری که از گرد و خاک ناشی از «امنیتی‌کردن و امنیتی‌شدن» فضای اجتماعی ایران بلند شده. طیفی از کانون‌های آشنای قدرت در ایران که سال‌های سال است در امنیتی‌کردن هر عرصه‌ی سیاسی و غیرسیاسی تجربه اندوخته‌اند، نگاه‌شان به وبلاگستان، سایت‌ها، روزنامه‌ها و آدم‌های اطراف آن‌ها هم امنیتی‌ست. ان‌ها تلاش می‌کنند روابط شبکه‌ای این آدم‌ها و رسانه‌های کوچک را به عنوان … ادامه

با پشت و روی فیلترینگ چه کنیم؟

اشاره:کاش فیلترینگ اینترنت در ایران این‌قدر موردی، بی‌قاعده و نابسامان نبود. نمی‌توانم با اساس فیلترینگ مخالف باشم؛ چون این اقدام در ایران به‌جای آن که اجتماعی و اخلاقی باشد، سیاسی‌ست و من هم پیش‌تر اعتراف کرده‌ام که جربزه‌ی ورود به این عرصه را ندارم. خود من نه تنها در متن که حتا در لینک‌دادن به جاهای دیگر هم دست و دلم می‌لرزد و کلماتی را هم که برای لینک دادن به برخی موارد حساس به کار می‌برم، با هزار وسواس … ادامه

ساز و نوایی تازه در موسیقی ایران

بازار موسیقی بی‌شباهت به بازار کتاب نیست. زمانی نه چندان دور ـ تا همین شش هفت سال پیش ـ که نه از آثار موسوم به پاپ ایرانی در بازار خبری بود (آن هم به این شکل گسترده و گاه وحشت‌انگیز) و نه ناشران موسیقی به کم‌تر از اساتید موسیقی سنتی رضایت می‌دادند، گوش‌مان به محافل خصوصی بود که چه اثر تازه‌ای در راه است تا منتظر شویم برای انتشارش و خیز برداریم برای خریدنش؛ درست مثل بازار کتاب. مگر در … ادامه

حلقه‌ی ملکوت برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین است

حلقه‏ی وبلاگی ملکوت، برجسته‏ترین و تأثیرگذارترین حلقه‏ی وبلاگی موجود در وبلاگستان فارسی‏ست. از میان اتفاقاتِ ظاهرا ناخوشایندی که طی چند ماه اخیر در این حلقه رخ داد، برای شخص من تنها و تنها پایین آمدن کرکره‏ی وبلاگ کتابچه مهم بود که آن هم به‏رغم اعلام و تصمیم شخصی صاحبش «مهدی خلجی» از بد حادثه با قرارگرفتن در میان «بحران بی‏بنیاد» این حلقه، معنای خاصی برای برخی‏ها گرفت. اکنون این حلقه‏ی وبلاگی با از سر گذراندن این بحران کاملا الکی، هویت … ادامه