یادداشتهای روزانه + یک سرگرمی
دیروز به تهران برگشتم. امکان آنلاین شدن نداشتم، برای همین از حال و روز خوابگرد خبری نداشتم تا دیشب. پست قبلی را هم که معرفی داستانی بود از «کاواباتا»، پیش از رفتنام، پست به آینده کرده بودم و بعضیها با انتشارش فکر کرده بودند، برگشتهام. حالا بهجز کامنتها، با انبوهی ایمیل روبهرو شدهام که انصافا فرصت پاسخگویی به تکتکشان را ندارم. خیلیها سال نو را تبریک گفتهاند؛ سپاس و فروتنی و شادباش برای همهتان. چند مورد هم گله و شکایت … ادامه