می‌چسبد، ولی شکیل نیست

نویسنده‌ی سریال طنز شاهگوش میرباقری باید کسی باشد مثل آزاده محسنی داستان‌نویس (البته با همکاری خانم میرباقری) تا همچو شوخی ادبیاتی و ویراستارانه‌ی بامزه‌ای خلق کند. اگر ندیده‌اید، ببینید و اگر نمی‌بینید، این شرح صحنه را بخوانید. سرگرد خفته هنگام خروج شتابان و پرتنش از کلانتری در حال بحث با راننده‌اش سرگروهبان وظیفه آب‌پرور است که از قبل می‌دانیم فلسفه خوانده و همه چیز را مثلاً فلسفی می‌بیند. دیالوگ‌شان به این جا می‌رسد: آب‌پرور: قربان مشکل دنیا اینه که احمق‌ها … ادامه

خودفروغ‌فرخزادپنداریِ انقلابی!

در دیدار پریروز معاون فرهنگی ارشاد با تعدادی از نویسندگان و شاعران دارای نشان درجه‌ی یک هنری، حرف‌های زیادی زده شده و حتا برخی از این هنرمندان متعهد یقه‌ی هم را هم گرفته‌اند، البته به فرهنگی‌ترین شکل ممکن. اما وسط این همه حرف، چند تایی «سؤال» هم طرح شده که مهم‌ترین‌شان را علیرضا قزوه به زبان آورده است: «در حوزه‌ی هنری با انبوهی از نامه‌های هنرمندان مواجه ‌ایم که از مشکلات‌شان برای ما گفته‌اند. تا چه زمانی باید برای تامین بودجه‌ی هنرمندان، … ادامه

دردِ عادت

قضیه این نیست که فلان بیماری‌ دردناک‌ات کاملاً درمان شده است، نه. بخشی از درمان و بهتر شدنِ حال آدمی، گاهی فقط از روی «عادت کردن» به درد است که احساس می‌شود. از التهاب اولیه گذشته‌ای، دردِ زانو مثلاً دیگر بی‌امان نیست و خوابت را تباه نمی‌کند و لنگ نمی‌زنی، اما درد هیچ‌گاه معدوم نمی‌شود، فقط رنگ می‌بازد. به همان زخم میخ روی دیوار می‌ماند. هنوز هست. این تویی که به آن عادت کرده‌ای و نمی‌بینی‌اش، نمی‌فهمی‌اش. اگر «فراموشی» بزرگ‌ترین … ادامه

سانسور را بردارید، خودمان پاسخگو هستیم

متن کامل نامه‌ی سرگشاده‌ی بیش از ۲۲۰ نویسنده به وزیر ارشادجناب آقای جنتی، ‌ وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامیما، جمعی از نویسندگان و مترجمان، که در سال‌های اخیر لطمه‌های جبران‌ناپذیر سانسور را بر پیکر فرهنگ و نشر کشورمان بیش از همیشه حس کرده‌ایم، خوش‌حال شدیم از وعدهٔ آقای رییس‌جمهور در ایام انتخابات برای برداشتن سانسور و در پیش گرفتن رفتاری مشابه مطبوعات با کتاب، و همین‌طور از شنیدن نظرِ جناب‌عالی برای حذف نظارت پیش از چاپ ارشاد بر کتاب‌ها. … ادامه

باج‌گیری نرم آسمانی

تاملی بر یادداشتی از محمد قوچانینویسنده‌ی مهمان: شاهرخ تندرو صالح آقای قوچانی از پُرنویسان مطبوعات ایرانی ست. نوشتارهای درازنفسانه‌شان در پوست انداختن ساختار قدرت سیاسی رنگ و بویی دیگر گرفته است. در تک مضراب پایانی یادداشت «آسمان» شماره‌ی ۶۱ فرموده‌اند که “عصر اپوزیسیون بودن پایان یافته است.” یادم به این تک‌بیت جاودان‌یاد، اخوان ثالث افتاد که می‌گوید:زمانه‌ای ست شتر گربه عقل گُر گیردکه گربه دام فکنده ست تا شتر گیرد! ظاهراً روی صحبت‌های چندپهلو و بی‌مختصات ایشان و افاضه فضل‌های هانتینگتون‌وارشان هشدار به … ادامه

مسئولیت نوشته‌های ما با کیست؟

محمدحسن شهسواری: این روزها بحث‌های پراکنده‌ای بین دوستان نویسنده و شاعر پدید آمده که مسئول اصلی نوشته‌ی هنرمند کیست. یعنی اگر قرار باشد برای کتابی کسی کتک بخورد، چه کسی بیشتر از همه مستحق آن است. به نظر من پدیدآورنده. از دوستان آشنا به مسائل حقوقی نشر کشورهای فرنگی که پرسیدم پاسخ دادند در آن جا هم پدیدآورنده. منتها همه بلافاصله گفتند آن قدر به طرز احمقانه‌ای در آن ممالک همه حرف‌شان را می‌زنند که کسی به کتاب کسی کاری ندارد. … ادامه

فرهنگ و تاریکی‌های قانونگذاری

یادداشت انتقادی شاهرخ تندرو صالح در باره‌ی انتخاب مدیران فرهنگی هنری پیش مقدمه: نزدیک به یک ماه پیش، این مطلب را به یکی از عزیزان رسانه‌ای که در هفته‌نامه‌ای معاون سردبیر است فرستادم. هفته‌ای گذشت و منتشر نشد. برای چند خبرگزاری ارسال شد، آن‌ها نیز به انتشارش نرسیدند. برای چند روزنامه هم ارسال کردم. یکی از آن عزیزان با زدن شاهرگ‌های مطلب، روایتی سر و دست و پا شکسته و بی قواره‌شده از آن را در ستون روزنامه گنجاند. نام سانسور … ادامه

ادبیات محفلی یا محافل ادبی

اشاره: امان از پیری زودرس. شاید هم سر وقت. واقعا خاطرم نیست سه چهار سال یا یکی دو سال پیش این مصاحبه را برای چه مجله‌ای انجام شد. شاید «نسیم بیداری». نمی‌دانم. چون اصلا مطمئن نیستم این مصاحبه جایی منتشر شده باشد. حداقل دو عزیز مصاحبه‌کننده که به من چیزی نگفتند. شاید هم گفته‌اند و یادم نیست. به هر حال چاپی آن را جایی ندیده‌ام. فقط خاطرم هست خانم سعادتمندی بعد از نسخه‌ی نهایی، از کار راضی نبودند و حتی انگار … ادامه