بخشی از رمان ممنوع «سوتیکدهی سعادت»، نوشتهی آذردخت بهرامی
شنبه ۱۳ فروردین اِندِ اف جی اس کلنگ یا: خز و خیلترین روز تولد دنیا! همیشه دلم میخواست مثل «اوژنی دزیره کلاری» روز تولدم دفتر خاطرات هدیه بگیرم و خاطراتم را بنویسم، تا بعدها یک «آنماری سلینکو»یی پیدا شود و خاطراتم را کتاب کند. امروز تولدم است، اما کسی حتی یک پنجاه و نُه هم به من نداده! عوضش پیتر برای تولدم این وبلاگ را طراحی کرده، از آنور دنیا. در و دیوارش بدک نیست. خوشآب و رنگ است. … ادامه