علی چنگیزی: فرهنگستان زبان و ادب پارسی کلمهی عجیب زیاد میسازد که بعضیهاش را میشود جای «جوک» یا همان «لطیفه» به قصابی سر کوچه گفت و خندید؛ آنقدر توش مایههای عمیقی از طنز وجود دارد، مثلاً فرض کنید یکی بیاید به جای «ساندویچ» بگوید…
به تازگی کتاب «زبانشناسی و رمان» نوشتهی راجر فاولر با ترجمهی محمد غفاری و به همت نشر نی منتشر شده است. این اثر یکی از کتابهای کلاسیک در حوزهی نقد زبانشناختی است که به طور خاص به فرم ادبی رمان میپردازد. راجر فاولر در…
دورهی آموزشی «نشانهشناسی تبلیغات» با تدریس دکتر بابک معین در روزهای یکشنبه ساعت ۱۶ تا ۱۸ برگزار میشود.در این دورهی آموزشی به ارتباط بین نشانهشناسی و گفتمانهای تبلیغاتی، پروبلماتیک (پرسشانههای) مشترک نشانهشناسان و گفتهپردازان تبلیغاتی، چهار استراتژی متفاوت تبلیغاتی بر اساس مربع معناشناسی، مکانیسم…
چسلاو میلوش شاعر و نویسندهی برجستهی لهستانی است که در سال ۱۹۸۰ برندهی جایزهی نوبل ادبیات شد. از میلوش تاکنون کتاب «قبضهی قدرت» به فارسی ترجمه شده است. نشست هفتگی شهرکتاب در روز سهشنبه ۲۲ آذر و به مناسبت صدمین سال تولد میلوش به بررسی…
از داستانهای بیویرایش امروز (۸)نویسنده: مادر شبنم سهرابیدر راهروها دنبالشان رفتم و صداشان کردم و ایشان از من پرسید: اسم زندانی شما چیست؟گفتم: زندانی ندارم، دخترم روز عاشورا [۱۳۸۸] کشته شد.گفت: اسمش چیست؟گفتم: شبنم سهرابی… من شاکی ام که چرا ماشین را دادند دست کسی…
دادیار سر پا شده بود و داشت آستینهاش را بالا میزد برای وضو.گفتم: فقط مونده یه امضا قربان.پروندهام را دوباره وارسید و برگهای کشید بیرون و گفت: این خط خودته؟ـ بله قربان، بدخطه؟ـ نه خوبه. بیا اینجا تهش اضافه کن با خط خودت که «به کسی مظنون نمیباشم.»دولا شدم روی میز و نوشتم…
درآمدى بر مطالعات اجتماعى، اخلاقى و جامعهشناسانهی علماز منظرهاى فلسفى گوناگونى مىتوان به علم و مسائل فلسفى برخاسته از آن نگریست. در رویکرد سنتى و پوزیتویستى به علم، آنچه اهمیت دارد مسائل «درونى» علم است. علم در این تلقى مجموعهاى از روالها و روشهاى…
تجاوز. احساس بعد از دزدزدگی، چیزی کم ندارد از تجاوزشدگی. دوم بار بود. این بار کیفِ دوستداشتنی و نازنین همیشههمراهم. زیر پل پارکوی که از آدم و ماشین و پلیس موج میزند در ساعت عصر. فریادِ بیپژواک «آی دزد…» و قیقاج رفتن خلاف جهتِ…
از داستانهای بیویرایش امروز (۷)نویسنده: بهمن اموییسلام ژیلاجاندر حیاط بند ۳۵۰ نشستهام و به روبهرو خیره شدهام، صندلی چوبی است با دستههای شکسته. یک هفته است که باران میبارد. از خورشید اثری نیست. ابرها خیلی متراکم اند و انگاری قرار است همهی بارشان را…
مجموعهداستان: فارسی بخندنویسنده: سپیده سیاوشینشر: ترکمان و قطره ـ ۱۳۹۰«از آخر به اول» و «همهی چشمها را مسحور خود کنید» دو داستان «سپیده سیاوشی» هستند که در سالهای ۸۷ و ۸۸ جزو آثار برگزیدهی جایزهی صادق هدایت قرار گرفتند.او اکنون ۹ داستان دیگر خود…