چای را با چی میخوری؟
از داستانهای بیویرایش امروز (۱۱)نویسنده: بهاره هدایتامینم، عزیزترین، چهارمین سالگرد ازدواجمان هم رسید.آنقدر غرق شادکامی و ناکامیام که باور نمی کنی… بچهها برایمان یک «جشن باشکوه» گرفتند، مهدیه دو تا کیک درست کرد؛ یکی برای تولدم، یکی هم برای سالگرد ازدواجمان. کلی هم هدیه گرفتم… همه کلی آرزوهای خوب برایمان کردند… عروس شده بودم، ماه! عکست را گذاشتم روی میز و گفتیم داماد خارج است! … همه چیز خوب بود، بچهها (مهدیه، عاطفه، شبنم و مریم) سنگ تمام گذاشتند. یک … ادامه