حصر و زندان در ادبیات؛ مرورنامه‌ای به‌مناسبت انتشار رمان قهقهه نوشته‌ی سمیه مکیان

ذکرِ بر دار کردنِ آزادی سمیه مهرگان: حصر و زندان دو کلمه‌ای هستند که تا پیش از جهانِ مدرن، در تاریخ ایران و جهان، به‌طور فراوان کاربرد داشتند. عصر عصرِ پادشاهی بود و حصر و زندان برای شاهزاده‌ها یا پیامبرانی که ممکن بود برای حاکمان یا حکومت‌ها خطرآفرین باشند، بهترین مکان برای مرگِ تدریجی و … ادامه

چرا موسیقی فیلم Z میکیس تئودوراکیس جاودانه شد؟

میکیس تئودوراکیس در حدفاصل عشق و سیاست آرمان ریاحی: میکیس تئودوراکیس (۱۹۲۵ – ۲۰۲۱) زندگی پرماجرایی داشت. او در زمانه‌ای می‌زیست که سیاست روی خشن خود را با ایدئولوژی‌های فراگیر در پهنه‌ی تمدن بشری گسترده بود و آدمیان نه فقط بر سر مناعِ کمیابِ ثروت و قدرت که برای اعتقادشان جان می‌دادند و جان می‌ستاندند، … ادامه

جنجال و دعوا بر سرِ دست‌‌نوشته‌های کپک‌زده‌ی لویی فردینان سلین

حبیب حسینی‌فرد: حرفه‌ی اصلی سلین طبابت بود و با هزینهٔ اداره‌های مرتبطِ شهر پاریس در محلات فقیرنشین به مداوای بیماران مفلس و بی‌نیاز می‌پرداخت. اسم اصلی‌اش هم لویس- فردیناند دتوش بود، ولی به نویسندگی که روی آورد فامیل سلین را بر خود گذاشت. سال ۱۹۳۲ با اولین کتابش با عنوان «سفر به انتهای شب» به … ادامه

پاسخ رمانِ قصه‌گو و بی‌بدیلِ ایران‌شهر به این‌که «آیا گذشته‌ی ما ایرانیان واقعاً گذشته است؟»

خوابگرد: رمان مفصل و چندجلدی ایران‌شهر نوشته‌ی محمدحسن شهسواری اثری نیست که بتوان به‌سادگی درباره‌اش حرف زد و نوشت. قصه‌ی این رمان از قرن دوازدهم خورشیدی شروع می‌شود و با پی‌گیری چندین شخصیت و خانواده، به شروع جنگ و خرمشهر می‌رسد. اما آرمان ریاحی در این یادداشت مبسوطِ حدودِ ۵۵۰۰ کلمه‌ای توانسته، تا جایی که … ادامه

خوزستان؛ آب، نان، آزادی | شعرهایی در رثای این‌روزهای سرزمینی هفت‌هزارساله که تشنه است

آریامن احمدی: چه کسی می‌تواند از یاد برده باشد روزی که خرمشهر آزاد شد، تابلوِ «به خرمشهر خوش آمدید» را با تابلوی «به خرمشهر خوش آمدید، جمعیت: ۳۶ میلیون نفر» عوض کردند! و امروز خوزستان، مثل آن سال‌های جنگ، ۸۳ میلیون نفر شده است. پس از چهار دهه، خوزستان از ناکارآمدیِ مدیران و مسئولان جمهوری … ادامه

طراحی‌ها و نقاشی‌های میلان کوندرا

بازدید از نمایشگاه «میلان کوندرا: نوستالژی اروپا» «من پاریس زندگی می‌کردم و هر دوشنبه برای کلاس‌های ایتالیایی‌ام [به دانشگاه شهر رن در غرب فرانسه] در رفت‌وآمد بودم. میلان کوندرا در ایستگاه قطار منتظر من بود و مرا برای ناهار به خانه‌اش می‌برد. ورا [همسر کوندرا] غذاهای چکی با دانه‌های خشخاش می‌پخت. دیوارهای گرد آپارتمان‌شان با … ادامه

روشن‌نویسی چیست و چگونه روشن بنویسیم

مقاله‌ی رحمانِ افشاری درباره‌ی روشن‌نویسی رضا بابایی، که متأسفانه خیلی زود از میانِ ما رفت، کتابی دارد به نامِ بهتر بنویسیم[1] که بسیار خواندنی و آموختنی است. اگرچه بیشترِ مطالبِ آن در کتاب‌هایِ دیگر نیز آمده است، اما گِردآوردنِ همه‌یِ آن‌ها در یک کتاب با بیانی روشن و قلمی شیوا کاری است بسیار ستودنی. وزنِ … ادامه

در ستایشِ محمدرضا باطنی که فقط یک زبان‌شناس نبود

حبیب حسینی‌فرد: محمدرضا باطنی در سال‌های پس از انقلاب، شاید با مقاله‌ای غنی و بحث‌انگیز در سه بخش که در نقد کتابِ «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی نوشت و شناخت و دانش خویش از زبان و روند توسعه و تغییرات آن را با اهل ادبیات و زبان در میان گذاشت و نیز با مقالات قابل‌اعتنای دیگری … ادامه