داغون یا داغان؟

امشب از گفت‌وگوی بین دوست زبان‌شناسم خداداد رضاخانی و یوسف سعادت آموختم که اصل داغان  همان داغون است. برخلاف نظر دکتر معین که در پانوشت لغت «داغینه» در برهان قاطع آمده و آن‌چه در دهخدا اشاره شده (داغان در تداول مردم تهران)، داغون از مصدر داغیلماق ترکی است که بعداً به‌صورت افراطی تصحیح و در لغت‌نامه‌ها ثبت … ادامه

نگاهی به ترجمه‌ی رمان خواب گران ریموند چندلر

ایمان بیاوریم به کارآمدی ویرایش… پرتو شریعتمداری: چندی پیش، یکی از آشنایان رمان خواب گران ریموند چندلر با ترجمه‌ی قاسم هاشمی‌نژاد را به من امانت داد تا یکی دو هفته‌ای کتاب را بخوانم و برگردانم. من در انگلیس زندگی می‌کنم و دسترسی‌ام به کتاب‌های فارسی‌زبان بسیار محدود است، به همین دلیل چنین فرصت‌هایی را معمولاً غنیمت … ادامه

واکنش به دیدگاه شفیعی کدکنی درباره‌ی زبان‌های محلی؛ بی‌خبری، غرض‌ورزی یا خیانت؟

اندیشه‌ی پویا، علیرضا اکبری: انتشار یک فایل صوتی از یکی از کلاس‌های دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی اخیراً خبرساز شد. شفیعی کدکنی در صحبت‌هایش در این جلسه نخست به سرنوشت زبان فارسی در شبه‌قارۀ هند اشاره می‌کند و این‌که در آن منطقه با برکشیدن زبان محلی اردو در مقابل فارسی به اسم بومی‌گرایی تیشه به ریشۀ … ادامه

از چاله‌ی «شلخته‌نویسی» تا چاه «وسواسی‌نویسی» در نثر فارسی

رضا شکراللهی: نقطه‌مقابل کسانی که نثر شلخته دارند و بی‌اعتنا به نقش دستوری هر واژه و، مهم‌تر از آن، مفهوم دقیق هر واژه متونی می‌نویسند اغلب کژوکوژ و تأویل‌بردار و گاه سوءتفاهم‌زا، کسانی‌ نشسته‌اند که از شدتِ دقت در انتخاب واژه‌ها و ساختن جمله‌ها و حتا، در برخی موارد، کاربرد علائم نگارشی، به ورطه‌ی وسواسی‌نویسی می‌افتند. … ادامه

لغات عامیانه نزد دهخدا

این دو بند از مقدمه‌ی دهخدا بر لغت‌نامه‌اش، درباره‌ی لغات عامیانه ، را می‌گذارم این‌جا برای آنان که همواره چوبِ لغت‌نامه‌ی دهخدا در دست دارند و تا کسی از کلمه یا اصطلاحی عامیانه حرف می‌زند، آن را بر سرش می‌کوبند که نخیر، در دهخدا این کلمه چنین است و چنان است و اصلاً در دهخدا … ادامه

پژوهش‌های لغویِ «بسته» یا «بسته»ی پژوهش‌های لغوی!

نازنین خلیلی‌پور: در دنیای فانتزی کودکانه، اولین معنایی که از «بسته» به ذهنم می‌رسید هدیه‌ بود. «بسته» را چیزی شگفت‌انگیز تلقی می‌کردم که درون آن چیزی شگفت‌انگیزتر قرار داشت و برای این‌که کسی نبیندش، در جعبه یا پوششی پیچیده‌ شده بود. «بسته‌ی پستی» هم همین حس‌و‌حال را داشت و کمتر از هدیه‌ی شگفت‌انگیز نبود و … ادامه

تکیه‌کلام یا تکّه‌کلام یا تیکّه‌کلام یا تیکِ کلام؟

رضا شکراللهی: خیلی وقت پیش، کاوه لاجوردی درباره‌ی اصطلاحِ تکیه‌کلام و ریشه‌ی احتمالی آن نوشته بود. می‌خواهم نکته‌ای تکمیلی به آن اضافه کنم به‌قصدِ گسترشِ موضوع تا شاید مقدمه‌ای شود برای بررسی بیشتر و انگیزه‌ برای اظهارنظرِ آن کسان که در این زمینه تخصص و صلاحیتِ علمی دارند. نخست، یادداشتِ کاوه لاجوردی درباره‌ی ریشه‌ی تکیه‌کلام … ادامه

کسره‌ی اضافه را بنویسیم یا ننویسیم؟

کاوه لاجوردی: من شخصاً مقیّدم که در هر نوشته‌ای به خطِ فارسی همه‌ی کسره‌های اضافه را بنویسم. در روزگارِ ما کسانی هستند که همه‌ی کسره‌های اضافه را می‌نویسند، حتی در متن‌هایی که وزنِ کلام به خواندن‌اش کمک می‌کند—نمونه‌ی برجسته‌اش دیوانِ حافظ با تصحیحِ سایه. در اینجا می‌خواهم چیزهایی بگویم در موردِ استدلالی بر ضدِ نوشتنِ کسره‌های اضافه. حرف‌های … ادامه