مصیبتهای قد کشیدن حاتمیکیا
وقتی سوار ماشینی شده باشی که، به جای این که تو را به مقصد برساند، با آن جیب و کیفات را به ضرب چاقو بزنند و، زخمی رهایت کنند کنار اتوبان خشکِ ساوه؛ چه انگیزهای میماند برایت که از روی خیرخواهی و انتقاد، مثلاً به راننده تذکر بدهی کمربندش را ببندد، یا از مسافر بغلدستی انتقاد کنی که لنگاش را از روی پای زن مسافر بردارد، یا از مسافر جلویی بخواهی که سیگار نکشد؟ حالا، ـ به قول عمران صلاحی … ادامه
