کاش تعریف مشترکی از منافع ملی می‌داشتیم

چطور می‌توانم خودم را بزنم به کوچه‌ی علی چپ و ننویسم که مثل خیلی‌های دیگر، دارم به ماجرای انرژی هسته‌ای و گزارش آژانس به شواری امنیت فکر می‌کنم. چپ و راست می‌شنوم و می‌خوانم که همه نگران‌اند، ترسیده‌اند، مأیوس‌اند، گیج‌اند، بی‌قرارند، و… هرچند مسائل سیاسی را همیشه با دقت دنبال کرده‌ام و می‌کنم، ولی در تحلیل مسائل سیاسی واقعا شایستگی ندارم. در این مورد هم فقط دو نکته را می‌توانم در اندازه‌ی ذهن کوچک خودم بگویم. نخست این که موضوع … ادامه

عاشقیت در کتاب‌فروشی!

خود من از کسانی بودم که گمان می‌کردم جوایز ادبی، تأثیر چشمگیری در فروش آثار برگزیده ندارند. ولی انگار این‌طور نیست. «عاشقیت در پاورقی» مهسا محب‌علی که ۱۱۰۰ نسخه تیراژش بود، از زمان نمایشگاه کتاب قبلی تا ۱۸ آذر (روز اهدای جوایز گلشیری) به زحمت توانسته بود ۶۰۰ نسخه‌اش را آب کند، ولی از فردای روز جایزه تا حدود سه چهار روز بعد، همه‌ی نسخه‌های باقی‌مانده‌‌اش فروش رفت و چون تجدیدچاپ آن منتظر مجوز دوباره‌ی ارشاد بود، و خیلی طول … ادامه

بررسی ساختار رمانس اسطوره‌ و داستان از دیدگاه نورتروپ فرای

سه‌شنبه چهارم بهمن ماه ۱۳۸۴، جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب «صحیفه‌های زمینی» اثر «نورتروپ فرای» ـ Northrop Faray ـ با ترجمه‌ی دکتر هوشنگ رهنما برگزار شد. در این نشست علاوه بر استادان، صاحب‌نظران و علاقه‌مندان، تعدادی از دانشجویان خارجی زبان و ادبیات فارسی نیز حضور داشتند. درابتدای این نشست علی‌اصغر محمدخانی شرح حال مختصری از زندگی و آثار «فرای» برای حضار بیان کرد و پس از آن دکتر هوشنگ رهنما مترجم کتاب صحیفه‌های زمینی درباره‌ی ساختار رمانس و محورهای اصلی … ادامه

لطفا ازون‌برون را دوباره حلال کنید!

می‌گویند بیش از پنج هزار ناشر در کشورمان به تولید و نشر کتاب مشغول‌اند، اما متوسط شمارگان کتاب از مرز چهارهزار نسخه فراتر نرفته است. می‌گویند وزیر ارشاد در روزهایی که به عنوان وزیر پیشنهادی ارشاد معرفی شده بود، با اشاره  به نارضایتی ناشران، نویسندگان و مخاطبان از وضیت نشر کتاب در ایران گفته بود: در حوزه‌ی نشر هیچ‌کس راضی نیست؛ نه ناشر، نه نویسنده و نه مخاطب. اولویت من خود نشر است. باید به جای پرداختن به هر چیز … ادامه

مرگ‌مان نزدیک است مگر این که…

به این صفحه بروید، نوشته‌ی عاشقانه‌ی امیرحسین سام را بخوانید، هدفون به گوش‌تان بزنید و خواندن‌تان را همراه کنید با شنیدن تصنیف «زرد، سرخ، ارغوانی» که روی صفحه لود می‌شود. اگر چنین کردید ولی احساس نکردید که چند دقیقه‌ای از دنیا و لجن‌های دور و برتان خلاص شده‌اید، بدانید که مرگ‌تان نزدیک است. کی بود چند روز پیش می‌گفت که «وقت موسیقی گوش کردن‌مان فرا رسیده»؟ [کلیک کنید]

بارتلمی و فرض‌های نامحتمل

[گزارش نشست هفتگی شهر کتاب]نشست‌های ادبی منظمی که «محمدخانی» سردبیر سابق «کتاب ماه ادبیات و فلسفه» آن‌ها را در «خانه‌ی کتاب» برگزار می‌کرد، خوشبختانه با همان شکل و کیفیت در «شهر کتاب» ادامه پیدا کرده. سه‌شنبه ۲۷ دی‌ماه، نشست هفتگی شهر کتاب به بررسی  آثار دونالد بارتلمی اختصاص داشت. در این نشست که هم صاحب‌نظران در آن حضور داشتند و هم علاقه‌مندان، «محمدخانی» دبیر نشست ابتدا شرح مختصری از زندگی بارتلمی بیان کرد و در ادامه، مهمانان ویژه‌ی نشست یعنی … ادامه

هشدار به ناشران، نویسندگان و مترجمان [+ پیوندها]

دیروز از طریق هفتان خبری را خواندم که تکانم داد: کمیته‌ی تحقیق و تفحص مجلس اعلام کرده ۷۸درصد کتاب‌های چاپ‌شده در طول سه سال از دوران خاتمی مسئله‌دار بوده‌اند. چه خبر خوبی! وزیر ارشاد دولت جدید جلوی انتشار همه‌ی کتاب‌ها(ی داستانی) را ـ حتی آن‌ها که مجوز چاپ داشته‌اند و چاپ هم شده‌اند ـ گرفته و مدت‌هاست که هیچ کتابی از سوراخ این وزراتخانه به بیرون راه پیدا نمی‌کند، مجلس هم به کمک آمده تا اعلام کند که مدیران دوره‌های … ادامه

فرزند کدام خاک‌ایم؟

کشته شدن احمد کاظمی موضوعی نبود که بخواهم در خوابگرد چیزی درباره‌اش بنویسم، ولی امروز که تابوت او را در هوای سرد و بارانی زادگاهش، نجف‌آباد تا میدان خروجی شهر تشییع کردند ولی به جای گلزار شهدای نجف‌آباد، سر تابوت را به سمت اصفهان چرخاندند، دلم آرام نگرفت که ننویسم. احمد کاظمی فرمانده‌ لشگر خط‌شکن ۸ نجف اشرف زمان جنگ و فرمانده نیروی زمینی سپاه زمان صلح، وصیت کرده او را در اصفهان خاک کنند. چرا نخواست کنار انبوه قبرهایی … ادامه