لینـک‌نـگاری [ادبیـات]

:: جایزه‌دهندگان ادبیات داستانی “امید” سفارش می‌دهند!… اعلام شده بود داستان‌هایی می توانند امید برنده شدن داشته باشند که در آن‌ها ذهنیت‌های بیمارگونه و نابه‌هنجار دیده نشود و یأس و سرگشتگی جای خود را به سرزندگی، طنز و امید به آینده بدهند و نویسندگان این داستان‌ها از نظرات افراد باتجربه‌تر استفاده کنند…ژدانف، کارگزار رسمی رئالیسم سوسیالیستی و جلاد نویسندگان مستقل روس که منادی امید و سرزندگی؛ و دشمن یأس و کسالت در ادبیات بود و البته ده‌ها و صدها رمان‌نویس … ادامه

لینـک‌نـگاری [ادبیات]

:: گفت‌وگو با جومپا لاهیری ـ این ور قضیه و آن ور قضیهآفرین بر همت بلند پیمان اسماعیلی که چند وقت یک‌بار با یک مصاحبه‌ی آن‌چنانی و یا یک یادداشت آن‌چنانی‌تر غافل‌گیرمان می‌کند. این‌بار پیمان بیش از شش ماه پی‌گیری کرده تا بالأخره توانسته با «جومپا لاهیری» نویسنده‌ی هندی‌تبار مقیم آمریکا و نویسنده‌ی مجموعه‌داستان «مترجم دردها» و رمان تازه‌منتشرشده‌ی «هم‌نام» گفت‌وگو کند که متن آن را بعدها در یکی از نشریات کاغذی خواهیم خواند. البته در این گفت‌وگو امیرمهدی حقیقت … ادامه

لینـک‌نـگاری [زبان و نگارش]

:: در سال‌های اخیر کاربرد نابه‌جای واژه‌های قبیح بعضا مد روز شده.نه کلینت ایستوود گابریل گارسیا مارکز است و نه فیلم Million Dollar Baby (تازه‌ترین فیلم ایستوود)  Memoria de mis putas tristes (آخرین رمان مارکز). اگر از مناقشه در برگردان پارسی نام فیلم Million Dollar Baby  هم بگذریم و نتوانیم به عبارت یک‌سانی برسیم، درباره‌ی نام آخرین رمان مارکز به‌نظرم دقت بیش‌تری باید کرد؛ هرچند با توجه به داستان این رمان، حالاحالاها از انتشارش در ایران خبری نخواهد بود! رضا … ادامه

عیدی نوروز ۸۴: یک دستمال کاغذی خونی مچاله

به گمانم بهترین عیدی که می‌توانم به همه بدهم، انتشار یک داستان کوتاه تازه باشد؛ داستانی با عنوان «دستمال کاغذی خونی مچاله» نوشته‌ی «حسین شاهسواری». حسین جوانی نوزده ساله است و ساکن مشهد که تیرماه ۱۳۸۲ با انتشار داستان «بزرگراه موچه‌ها» در کتابخانه‌ی خوابگرد خود را به عنوان یک داستان‌نویس معرفی کرد. چشم! جلوی خودم را می‌گیرم و درباره‌ی داستان تازه‌اش چیزی نمی‌گویم تا ذهنیتی ایجاد نکنم. ولی گمان کنم این‌قدر مجاز باشم که بگویم نخستین عیدی من همین داستان بود … ادامه

لینک‌نگاری [ادبیات]

:: قاضی‌ها داستان‌نویس نمی‌شوند.عباس معروفی در صفحه‌ای از وبلاگش اعتراض شرکت‌کنندگان ناراضی و منتقدِ مسابقه‌ی داستان‌نویسی هدایت را ـ بی هیچ داوری پیشاپیشی ـ بازتاب داده. دیروز تلاش زیادی کردم که در پی شنیدن انتقاد برخی شرکت‌کنندگان به شیوه‌ی برگزاری مسابقه، با دست‌ِکم یکی از دست‌درکاران مسابقه هم تماس بگیرم؛ ولی موفق نشدم. قصد داشتم توضیح آن‌ها را هم جویا شوم و بعد از آن موضوع را در خوابگرد طرح کنم. حالا هم دیر نشده. از داوران و برگزارکنندکان هر کدام‌شان مایل‌اند، می‌توانند … ادامه

لینک‌نگاری [زبان و نگارش]

:: مترجم‌ها فراموش نکنند که «عنوان، تابلوی اثر است».دامون مقصودی که دغدغه‌ی ترجمه دارد و اهل بخیه (ادبیات و سینما) هم هست در این یادداشت جذابش نتوانسته هیچ استدلال محکمی در رد پیشنهادهای ترجمه‌ی اسم فیلم Million Dollar Baby بیاورد و فقط گفته است نچسب است و یا به یاد نمی‌ماند؛ با این حال مطالعه‌ی یادداشتش ـ فارغ از مصداق بحث ـ برای آن‌ها که دغدغه‌ی ترجمه دارند، به‌گمانم سودمند باشد. دامون جان! تو که این همه زحمت کشیدی، کاش … ادامه

لینک‌نگاری (اشک‌ها و لبخندها در موسیقی ایران)

:: ثبت موسیقی ردیفی ایران در یونسکومحمد سریر گفته در کنار اسناد مربوط، یک فیلم ده دقیقه‌ای هم باید برای یونسکو تهیه شود که خودش خسرو سینایی را پیشنهاد داده که هم مستند‌ساز مطرحی‌ست و هم شناخت دقیقی از موسیقی دارد. خانه‌ی موسیقی «درویشی» را هم به‌عنوان نامزد ایرانی بهترین موسیقی‌دان سال جهان به یونسکو معرفی کرده. [+] :: حسین علیزاده صدرنشین جدول فروشآثاری چون موسیقی فیلم «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» و «به تماشای آب‌های سپید» از ساخته‌های حسین علیزاده … ادامه