صدایتان را نمی‌شنوم آقای وزیر، لطفا بلندتر!

وقتی که مسجدجامعی در کسوت قائم‌مقامی ارشاد، تمرین وزیربودن می‌کرد، چندباری با او مصاحبه‌ی تلویزیونی داشتم که بار اولش به مکافات گذشت. عجیب آهسته و جویده حرف می‌زد و خصوصا طولانی و کشدار. مصیبتی بود فشرده کردن آن همه حرف در حد یک گزارش چند دقیقه‌ای و تقویت صدایش روی میز تدوین، طوری که هم شنیده شود و هم نویزدار نشود. آن زمان با خودم می‌گفتم چطور می‌شود به او گفت که بلندتر حرف بزند و تندتر؟ نتوانستم بگویم. حجب … ادامه

۱۰دقیقه ثواب ادبی!

رمان نفرین خاکستری را پیش از انتشار خواندم و هنوز هم قضاوت کردن درباره‌ی آن برایم دشوار است. هم آن را دوست دارم و هم احساس می‌کنم با آن مشکل دارم. دوست داشتنم به‌خاطر جسارتی‌ست که در اولین رمان یک نویسنده‌ی زن به‌وفور موج می‌زند و نتیجه را به کاری با حال و هوایی متفاوت و قابل بحث تبدیل کرده. ناخوشایندی‌ام هم شاید به‌خاطر وسواسی باشد که شخصا به عنصر زبان در رمان دارم. البته مهسا محب‌علی کاملا خودآگاهانه این زبان ساده‌ی … ادامه

یکبار زندگی کردن خیلی کم است

گفت‌وگو با مهسا محب‌علی نویسنده‌ی نفرین خاکستری محمدحسن شهسواری   اشاره: نویسندگان نسل چهارم، این بار دارند با رمان می‌آیند. نسلی که از نیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد با دست زدن به تجربه‌های جدید در داستان کوتاه، حرص خیلی‌ها را درآورد، حالا با انتشار رمان‌هایش خود را در معرض قضاوت دوست و دشمن قرار داده است. مهسا محب‌علی که در ۱۳۷۷ مجموعه داستان صدا را درآورد، در سال ۱۳۸۱با رمان نفرین خاکستری تجربه‌هایش را ادامه داد که به مذاق خیلی‌ها خوش آمد … ادامه

تازه‌ترین فیلم اسپیلبرگ؛ زندگی پناهنده‌ی ایرانی

خوابگرد: اسپیلبرگ برای تازه‌ترین فیلمش، زندگی یک پناهنده‌ی ایرانی ساکن در فرودگاه دوگل پاریس را دستمایه قرار داده. عنوان فیلم هست؛ ترمینال. عکسی هم که می‌بینید، خودِ آن ایرانی نگون‌بخت است که در همان فرودگاه گرفته شده. یادداشتِ زیر، ترجمه‌ای‌ست از یک گزارش چاپ شده در یکی از روزنامه‌های آمریکا که حمید ستار آن را برای خوابگرد ترجمه کرده است، حاوی جزییاتِ مفصل ماجرا و همین‌طور داستان فیلم.   استیون اسپیلبرگ و تام هنکس برای سومین بار برای ساختن فیلم … ادامه

معرفی کتاب

درباره‌ی یادداشت جدید محمدحسن شهسواری در پنجره‌ی پشتی، فقط همین را بگویم که کتاب حسن محمودی درباره‌ی صادق چوبک، درحال حاضر تنها منبع جامع موجود درباره‌ی این نویسنده‌ی بزرگ معاصر است و این، خودش ویژگی بسیار مهمی‌ست، آن‌قدر که صرفا حضور پانزده داستان از چوبک در این کتاب، تنها دلیل معرفی آن نباشد! باقی ماجرا را ایـن جـا بخوانید.

همشهری جوان ؛ بهتر از بدتر

هاشمی رفسنجانی، حالا یا زورش نرسید یا به نحوی معامله کرد،  همشهری دو را واگذار کرد به حضراتِ عالی‌مقام. حضراتِ عالی مقام هم که خوب می‌دانستند همشهری صرفا یک روزنامه‌ی پیشرو نیست و در اصل یک بنگاه اقتصادی سودآور است، کمی زیرکی به خرج دادند  و بنیان‌افکنی نکردند. حتا تا جایی که خبر دارم، پیشنهادهایی هم برای باقی ماندنِ برخی دوستان در ساختمان آی‌تک در جردن دادند. انتشار اولین شماره از همشهری دوی جدید هم با همان شکل و قیافه، … ادامه

گزارش دوهفتگی کتاب۷

به‌جای مقدمهدرست است که ادبیات داستانی ما مثل خیلی از چیزهای دیگرمان هنوز به آن درجه‌‌ی متعالی نرسیده که بتواند با آثار ادبی خیلی از کشورهای دیگر برابری کند، و درست است که آدم نمی‌تواند لذت خواندن مثلا آثار گرین یا سالینجر را با هیچ چیز دیگری عوض کند، و درست است که چه‌قدر باید چشم به راه بمانیم تا رمانی دربیاید از یک نویسنده‌ی ایرانی که ارزش خواندن و تامل داشته باشد، و درست است که خیلی چیزهای دیگر … ادامه

لطفا وبلاگ‌هارا فیلتر نکنید

خورشید خانوم: بعد از پرشین‌بلاگ، بلاگ اسپات هم فیلتر شد. اولین وبلاگ‌ها را یادتان می‌آید؟ فضای حاکم بر اینترنتِ دو سال پیش را یادتان می‌آید؟ پیشرفتی که در سایت‌های ایرانی بعد از تولد پدیده‌ی وبلاگ رخ داد را یادتان می‌آید؟آقایان به کجا می روید؟ از فیلترینگ به کجا می‌خواهید برسید؟ مگر پدیده‌ی وبلاگ چه تهدید بزرگی برای شما بود که این‌چنین به تضعیف یکی از عوامل موثر پیشرفتIT در ایران پرداخته‌اید؟ ]متن کامل[