از ضجه زدن تا زجه زدن

بعضی کلمه‌ها در دوره‌هایی پراستفاده می‌شوند. مثلاً این روزها که هزار و هفتصد و پنجاه جور مصیبت و اندوه از زمین و آسمان و اخیراً دریا چنان بی‌وقفه بر سرمان می‌بارد که فرصت زاری کردن هم به آدم نمی‌دهند، دور و برمان پر می‌شود از ضجه و مویه. زمین‌لرزه و سیاست‌لرزه هم اگر امان بدهد، ناگهان از نمی‌دانم‌کجای دریاهای دور، خبر مرگ فجیع دریانوردان مثل موشک به سمت‌مان پرتاب می‌شود و ضجه‌مویه‌های خانواده‌های بس‌پی‌پناه‌شان قرار از دل‌مان می‌برد. اما خب، … ادامه

تفاوت ضمیر «وی» با «او»

نازنین خلیلی‌پور: یکی از پرسش‌هایی که ممکن است ذهن فارسی‌زبانان را به خود مشغول کرده باشد، تفاوت میان ضمیر سوم‌شخص «وی» و «او»ست. اغلب تصور می‌شود که ضمیر «وی» صورت کهن‌تری باشد و به‌کاربردن آن رسمی‌تر؛ اما باید گفت هردو پیشینۀ کهنی دارند و یکی کهن‌تر از دیگری نیست. درحقیقت، اگر به زمان عقب‌تری، مثلاً به دورۀ اوستایی و فارسی باستان، بازگردیم، نیای این‌دو به ستاکِ ضمیریِ ava-/hāu- خواهد رسید. در دورۀ باستانِ زبان‌های ایرانی، ضمایر بسته به نقش و … ادامه

استادان و نااستادان عبدالحسین آذرنگ

رسول گلپایگانی: این روزها خواندن خاطرات بزرگان فرهنگ و هنر بیش از هر نوشته‌ی دیگری مرا جذب می‌کند و حالم را بهتر. کتاب «استادان و ناداستادان» را دوست پژوهشگری برایم تحفه آورد. عبدالحسین آذرنگ برای اهل کتاب نام‌آشناست و من هم او را از طریق کتاب‌هایشان کمابیش می‌شناختم. اما خواندن بخشی از زندگی پر فراز و نشیبش در کمتر از چند ساعت، اطلاعات پیرامونی فراوانی از آذرنگ و احوال روزگارش برایم به ارمغان آورد. «استادان و نااستادانم» همان‌گونه که از … ادامه

زیگمونت باومن و اپیدمی بازگشت به گذشته

حبیب حسینی‌فرد: کتاب رتراوتوپیا (Retrotopia)، اثر زیگمونت باومن، فیلسوف و جامعه‌شناس فقید انگلیسی- لهستانی در ژانویه‌ی گذشته و ده روزی پس از مرگ او، در بریتانیا انتشار یافت. حالا چند هفته‌ای است که نسخه‌ی آلمانی این کتاب هم به بازار آمده و قابل پیش‌بینی بود که با استقبال خوبی هم روبرو شود. باومن در این کتاب به دنبال ریشه‌یابی نوعی اپیدمی جدید در جهان معاصر است که از آن به عنوان اپیدمی نوستالژی یاد می‌کند. بحث او  این است که … ادامه

در مؤسسه‌ی سفیر چراغی روشن است

نشست‌های ماهانه‌ی باشگاه کتابخوانی سفیر برای اهل ادبیات و ترجمه مؤسسه‌ی زبان سفیر یکی از مؤسسه‌های خوشنام است که شاید ندانید دپارتمان ترجمه‌ هم دارد و از آبان‌ماه امسال، جلسات «باشگاه کتابخوانی» را هم به‌عنوان بخشی از برنامه‌های آموزشی و فرهنگی این دپارتمان برگزار می‌کند. پیشنیه‌ی دپارتمان ترجمه‌ی مؤسسه‌ی سفیر برمی‌گردد به سال ۱۳۹۴ که فعالیتش با راه‌اندازی یک کلاس ترجمه‌ی کاربردی در شعبه‌ی قلهک این مؤسسه آغاز شد و امروز با بیش از بیست کلاس در شعبه‌های تجریش، قلهک، … ادامه

اندر حکایت پسر کوچک خرده‌فروش نجف‌آبادی؛ بهرام صادقی

بهرام صادقی اگر زنده بود، این‌روزها جشن ۸۱سالگی‌اش را می‌گرفتیم. روزنامه‌ی اعتماد، در شماره‌ی امروز، صفحه‌ای در بزرگداشت یاد و نام بهرام صادقی منتشر کرده است شامل نوشته‌ای از علی خدایی، یادداشتی از ندا آل‌طیب با عنوان «اندر حکایت پسر کوچک خرده‌فروش نجف‌آبادی»، یادداشتی به قلم رسول آبادیان با عنوان «نویسنده‌ای از تبار شکست» و گفت‌وگویی با من درباره‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی. دلم نمی‌آید بگویم جایزه تعطیل شده است رضا شکراللهی اوایل دهه‌ی ٨٠ تصمیم گرفت یک جایزه‌‌ی داستان‌نویسی بنیانگذاری … ادامه

جنبش بی‌حیثیت‌شدگان

محمدحسن شهسواری: یکی از درس‌هایی مهم که هر رمان‌نویس باید فراگیرد، درک فکر و احساسات دیگران است. برای این امر سه منبع وجود دارد: تجربه‌ی زیسته و مطالعه و تخیل. برای درک آن‌چه در ذهن و احساس گروهی از هم‌‌وطنانم که این روزها سعی در فتح خیابان‌ها دارند، سعی می‌کنم یک تجربه‌ی کوچک زیسته را با تخیل گسترش دهم تا مقصود حاصل آید. پیش از آن اما یک یادآوری کوچک. حاکمیت در تمام چهل سال گذشته، بنا بر ذات ایدئولوژیک … ادامه

مِهینِ توانگران و درویشان بی نان

بعید می‌دانم در دور و بر شما دست‌کم یک مهین‌خانم نباشد، ولی امروزه دوره‌ی پارمیداخانم‌هاست و دیگر کم پیش می‌آید، به‌خصوص در شهرهای بزرگ، که کسی اسم دخترش را بگذارد مهین. از اسم خاص بودنِ آن که بگذریم، مهین در ادبیات فارسی چندین معنا دارد. ابتدا این شعر عطار را از مصیبت‌نامه‌اش بخوانید که روزگار قحطی نیشابور را حکایت می‌کند و از زبان دیگری می‌گوید: چهل شبانه‌روز گشتم، نه در هیچ مکانی صدای اذانی بود و نه هیچ مسجدی گشاده. … ادامه