تقدیر از خوابگرد در جشنواره‌ی «کتاب و رسانه» با چاشنی سرقت!

رضا شکراللهی: امروز یک خبر بسیار ناراحت‌کننده و یک خبر خوشحال‌کننده از پی هم به من رسید. پدر همسرم ۶۸ساله است و بازنشسته و جراحی باز قلب هم از سر گذرانده، ولی برای گذران زندگی روی تاکسی کار می‌کند، مثل بی‌شمار پیرمردانِ دیگرِ ایرانِ سیاهِ امروز. امروز سر خیابان آبان قلبش اذیت می‌کند. می‌زند کنار. … ادامه

ممنوع از چه‌ها و ممنوع‌الچیزها!

یکی از دلایل این‌که ویراستاران زورشان به حذف واژه‌ای مثل «ممنوع‌الکار» نرسید و نتوانستند «ممنوع‌ازکار» یا «کارممنوع» را جایگزین آن کنند، این است که هر روز که بیدار شدیم، دیدیم یک ممنوع‌الچیز جدید داریم. اوائل فقط ممنوع‌الملاقات و ممنوع‌الخروج داشتیم برای آدم‌ها و بعد ممنوع‌الچاپ ظهور کرد برای کتاب‌ها و کم‌کم ممنوع‌های دیگر هم رسید … ادامه

شجریان به کدام روایت؟

رضا شکراللهی: نماگهی (تیزر) مستند «شجریان؛ از سپیده تا فریاد» را دیدم. دور از عقل سلیم است قضاوت کردن هر اثری پیش از مطالعه یا تماشای آن، ولی احتیاط هم شرط عقل است. احتیاط در این‌که قرار است برای تماشای چه‌جور مستند و ساخته‌ی چه کس یا کسانی پول بدهم یا وقت بگذارم. کارگردانش کیست؟ … ادامه

از خبرهای ناپیدا

اصغر میری را پنج روز پیش تشییع کردند، در روستای شمس‌آباد عقدا، یک جایی دور و اطراف اردکان یزد. در سال ۱۳۶۱ در عملیات فتح‌المبین، که نتیجه‌ی آن آزادسازی بخش بزرگی از خاک خوزستان بود، مجروح شد و یک دستش را از دست داد و اسیر شد و سال‌ها اسارت کشید. داستان او اما تمام … ادامه

سلبریتی شمایید و دیوانه‌ی زنجیری ما!

در واکنش به خزعبلات سالومه، مجری من‌وتو سخت‌ترین کار دنیا، دست‌کم برای من، نوشتن درباره‌ی بدیهیات است؛ به‌خصوص برای کسی که افق دیدش از نوک دماغ مبارکش فراتر نمی‌رود. مثلاً این‌که داستان‌نویس باشی و بخواهی به کله‌ی سانسورچی کتابت فرو کنی که شخصیت قاتل کثافت‌کار داستانت وقتی می‌خواهد فحش بدهد، نمی‌گوید «مرتیکه‌ی عوضی»، بلکه در … ادامه

ته‌مانده‌ی آدم‌ها و واژه‌ها در جنگ

ته‌مانده‌ی پیکر شهید «حسن جنگجو» بعد از ۳۴ سال به ایران برگشت. او سه سال بعد از این عکس مشهور، که آلفرد یعقوب‌زاده در ۱۳سالگیِ او گرفت، در عملیات خیبر مفقودالاثر شد. استفاده از کلمه‌ی «ته‌مانده» برای پیکر شهید حسن جنگجو، اعتراض برخی خوانندگان ارجمند کانال تلگرامی خوابگرد را برانگیخت. نخست این‌که انتخاب این کلمه … ادامه

ژارگون از نوع بی‌حاصل

مردی هیزم برای فروش به شهر می‌برد. ملانصرالدین به او رسید و پرسید: «این حطبِ مرتب بر حمار اسوداللّون را هر رطل شرعی به چند درهم در معرض بیع درمی‌آوری؟» مرد نگاهی به او انداخت و گفت: «اگر هیزم می‌خواهی بخری، هر من سی درهم. ولی اگر می‌خواهی دعا بخوانی، برو مسجد.» هر بار که … ادامه

بزرگ‌ولنگاری که تو بودی!

از زمین و زمان، آه و سوز است که در سوگ عباس کیارستمی به آسمان بلند می‌شود و بر جان‌ها می‌نشیند. در دنیای پررسانه‌ی آزاد امروز، کار از تسلیت‌گویی رئیس جمهور سابق و لاحق و وزیر و وکیل گذشته و رسیده حتا به کامران نجف‌زاده، که از مظاهر پرفروغ مهرورزی و صداقت نظام است. کم … ادامه