سلبریتی شمایید و دیوانه‌ی زنجیری ما!

در واکنش به خزعبلات سالومه، مجری من‌وتو سخت‌ترین کار دنیا، دست‌کم برای من، نوشتن درباره‌ی بدیهیات است؛ به‌خصوص برای کسی که افق دیدش از نوک دماغ مبارکش فراتر نمی‌رود. مثلاً این‌که داستان‌نویس باشی و بخواهی به کله‌ی سانسورچی کتابت فرو کنی که شخصیت قاتل کثافت‌کار داستانت وقتی می‌خواهد فحش بدهد، نمی‌گوید «مرتیکه‌ی عوضی»، بلکه در … ادامه

داستان کوتاه «سگ نجس است»، اشکان اختیاری، کرمانشاه

درِ صندوق ماشین را باز کردم و گونی را از روی سرش کنار زدم. «تد» با یک جست از صندوق بیرون پرید و پاهایم را با پوزه‌اش بو کرد، بازیش گرفته بود داشت کفش‌هایم را گاز می‌گرفت. نشستم، دست انداختم زیر گردنش و گوش‌هایش را مالاندم. کیفور شد سرش را کشید عقب و زل زد … ادامه